چند پرسش از ﺁقای بنی صدر و پاسخهای وی  به ﺁنها :

 

ﺁزادی چیست ؟

 

   هرگاه پاسخ تفصیلی و دقیق بخواهید ، می باید کارهای این جانب ، بخصوص عقل ﺁزاد و حقوق انسان در قرﺁن را بخوانید . امیدوارم مختصر زیر شما را به  مطالعه برانگیزد :

1– انسان مجموعه ای از استعدادها و حقوق است . از جمله استعدادهای او استعداد خلق و ابداع است . ﺁن  ﺁزادی حد ناپذیر که انسان در می یابد، ﺁزادی در لحظه  ابتکار و ابداع و خلق است .

    شما خود میتوانید این ﺁزادی را در خود و خود را در این ﺁزادی بیابید .  بدین ترتیب که لحظه ای عقل خویش را به  تفکر در موضوعی  بر انگیزید ( فکر نه خیال) یا ﺁن  را بکار خلق اثری بگیرید. هنگام تفکر یا  لحظه خلق اثر، خود را از هر محدود کننده ای  رها می یابید : با هستی این همانی می جوئید . ﺁزادی همین اینست .

   بعد  که از  ﺁن تفکر یا خلق بیرون می ﺁئید ، هرگاه از خود بپرسید : در چه حالی بودم ، به  خود خواهید گفت : مثل این که من و هستی یکی شده بودیم . به یاد می ﺁورید  که گرفتار هیچ قید و بندی نبوده اید . حتی قید  خوردن و آشامیدن .

2 -  ﺁزادی زمان و مکان ، در جمع فضای اندیشه و عمل انسان، نیز ﺁزادی است : بی کران لا اکراه و یا توانائی اندیشیدن و عمل کردن در فضائی تا بی نهایت باز . این ﺁزادی میزان ﺁزادی انسان را بهنگام اندیشیدن و عمل کردن بدست می دهد: هر اندازه زمانی که عقل درﺁن می اندیشد طولانی تروفضائی که در ﺁن می اندیشد، بازتر،عقل ﺁزاد تر .

3 -  ﺁزادیهای  درونی انسان که از بیرون  قابل تحدید نیستند  و تنها انسان خود می تواند از ﺁنها غافل شود  و از ﺁنها  تعبیر به اختیار می شود. انسان دست کم  این  ﺁزادی ها را  دارد :  1 - ﺁزادی انتخاب اصل راهنما  و 2 - ﺁزادی انتخاب اندیشه راهنما  و 3 - ﺁزادی انتخاب اطلاع ها و اندیشه ها یی که عقل به خود راه می دهد و 4 - ﺁزادی انتخاب فضای اندیشه  و 5 -  ﺁزادی اندیشیدن و خلق کردن و 6 - ﺁزادی انتخاب هدف و روش  و 7 - ﺁزادی انتخاب  علم و هنر و 8 - ﺁزادی بعمل درﺁوردن حقوق ذاتی خویش . و...

   این آزادی ها  را هر فردی در خود دارد . انسان نباید از ﺁنها غفلت کند و می باید همواره از ﺁنها برخوردار باشد   تا جامعه ای آزاد بتمام معنی  که ، در آن ، همه برهمه ، بر اصل داد و وداد ، ولایت داشته باشند،  ایجاد گردد .  جامعه آرمانی چنین جامعه ایست . هرگاه  ما انسانها هدف خویش را رسیدن به این جامعه آرمانی قرار بدهیم لازم است ابزار مناسب برای رسیدن به این هدف فراهم نماییم که از آن جمله اند عینیت بخشیدن به ایجاد فضای لااکراه ،یعنی در زندگی روزمره فردی و اجتماعی از بکار بردن زور(اکراه) باخویش ودر رابطه با دیگری بپرهیزیم. متاسفانه امروز بشر بجای گشودن این فضا بکار بستن آن است وگاه بنام آزادی!

 

2 – دین و سیاست :

 

     این جانب به جدائی دین از سیاست قائل نیستم  . با سیاست بمعنای رسیدن به قدرت ، حفظ قدرت و باور به این دروغ که گویا دولتی دینی ممکن است،  مخالفم . هرگاه دین در بیان قدرت از خود بیگانه شده باشد، نه از سیاست بمعنای رسیدن به قدرت  و حفظ قدرت ومدیریت دولت  ،جدا شدنی است و نه اگر کسی ادعا کرد موافق این جدائی است راستگو است . اما هرگاه دین بیان ﺁزادی باشد از قدرت و دولت  ، ولو حقوق مدار باشد ، چون  همچنان قدرت است، جدا می شود . حال ﺁنکه اگر دین بیان ﺁزادی و سیاست روش رسیدن به ﺁزادی باشد، دین ما عین سیاست ما و سیاست ما عین دیانت ما و اصل راهنمای ما، موازنه عدمی می شود .

 

3 – اگر ادامه جنگ خواست امریکا و انگلستان و اسرائیل بود چرا بعد از 8 سال ادامه نیافت ؟:

 

   این جانب در بیانیه  هشدار 22 خرداد 1360 هشدار دادم که از هدفهای کودتا یکی ادامه دادن به جنگ است. بعد ﺁلن کلارک، وزیر دفاع انگلستان در حکومت خانم تاچر در دادگاه فروش اسلحه غیر قانونی ( ایران گیت انگلیسی ) ، گفت جنگ و ادامه اش در سود انگلستان و غرب بوده و اسباب ﺁن را فراهم ﺁوردیم  و بتازگی سندی که در امریکا منتشر شده است می گوید : ادامه جنگ در مرزهای دو کشور بسود امریکا بوده است . اما ادامه جنگ بسود غرب بود، این معنی را نمی دهد که تا ابد جنگ باید ادامه پیدا کند . تا زمانی که بسود ﺁنها بود اسباب ادامه ﺁن را فراهم ﺁوردند و زمانی که دیگر نیازی به ادامه جنگ نبود ( استبداد در ایران مستقر شده و انقلاب ایران بجای انتشار، عامل ترس شده بود، ذخایر ارزی کشورهای نفت خیز تمام شده بود، ضد ضربه نفتی قیمت نفت را تا بشکه ای 10 دلار و کمتر پائین ﺁورده بود، طرح ﺁکاردئون اجرا شده و اسرائیل لبنان را اشغال و فلسطینیها اخراج و کشتار شده بودند ، قوای امریکا در خلیج فارس مستقر شده بود ، رژیم روسیه در حال فروپاشی بود و ﺁقای بوش برای  انتخاب شدن به ریاست جمهوری نیاز به تابستان صلح داشت ، زمان ﺁن رسیده بود که به قول مک فارلین ، خمینی در برابر امریکا زانوی تسلیم به زمین زند و جام زهر شکست را سر کشد . به سخن دیگر، زمان پایان ﺁن فرا رسیده بود و به ﺁن پایان دادند .

 

4 -  در باره راه و روش مبارزه برای ﺁزادی :

 

     هرگاه به سایت بنی صدر مراجعه کنید ، فراوان نوشته خواهید یافت . از ﺁنهمه به سه نوشته اخیر خطاب به دانشجویان بسنده کنید . اگر دسترسی ندارید ، بخواهید برای شما خواهند فرستاد .

 

5 – می پرسید: ﺁیا این جانب در خود توان رهبری مردم ایران به ﺁزادی را می بینم و حاضرم این رهبری را بپذیریم ؟:

 

   پاسخ این پرسش را نیز بارها داده ام . خلاصه ﺁن این که اگر ﺁزادی هدف و روش شود، هرکس خود خویشتن را ﺁزاد می کند . مردم ایران می باید از اعتیاد به قدرت و اطاعت از قدرت ﺁزاد شوند . ﺁزادی ذاتی انسان است باید به غفلت از ﺁزادی خویش پایان بدهند و بدانند هر غفلت از ﺁزادی خلائی را بوجود می ﺁورد که ﺁن را قدرت ( = زور ) پر و روزگارشان را سیاه می کند . بنابر این ، تا وقتی مردم انتخاب خود را قطعی نکرده اند، ولو فراوان انسانهای ﺁزاد و مردم سالار وجود داشته باشند، بکاری توانا نمی شوند . پس شما و همه ایرانیان می باید از خود بپرسید و بپرسند : ﺁیا می خواهند در ﺁزادی زندگی کنند یا خیر؟ هر روز که به این پرسش پاسخی شفاف دادید و دادند، پاسخ پرسش خود را یافته اید و یافته اند.

 

6 – در باره وضعیتی که در فرانسه پیش ﺁمده است :

 

   فرانسه بر شمال افریقا و بخشی از افریقای سیاه حاکم بوده است. بنا بر این،  همان مسئله را دارد که انگلستان با هندیها و پاکستانیها و سیاه ها و امریکائیها با سیاه ها دارند. افزون بر ﺁن، نسلی که عصیان کرده است، در فرانسه بار ﺁمده و فرﺁورده تحقیر و تبعیض و بستن افق نسل جوان و بی نقش شدن این نسل در ساختن ﺁینده خود و بسا یأس از ﺁینده است . اما از دید عمومی تر که بنگرید، شکست  ضد فرهنگ قدرت در غرب است . نمی خواهند به روی خود بیاورند اما حقیقت اینست که غرب دیگر نمی تواند اندیشه راهنما خلق کند و چشم انداز به جوان پیشنهاد کند . شورش حومه ها  ترجمان نگرانی عمیق نسل جوان از فردای خویش است . سنجشها می گویند جوانان مطمئن هستند که زندگی ﺁنها بدتر از نسل امروز خواهد شد .

     یادﺁور می شود که روشنفکران فرانسه به گرباچف گفته بودند : ما غربیها دیگر به تولید فکر توانا نیستیم مگر ﺁن طرفها فکر تولید بشود و فیلسوف امریکائی ، گراهام فولر، بر ﺁنست که در یکی از کشورهای ایران و مصر و هند و چین، اندیشه راهنما برای فردای انسانیت پیدا خواهد شد . شرائطی را می شمارد که بیشتر در ایران جمع هستند .

      

 شاد و پیروز باشید .

 

 

> شاد و پیروز باشید .