نصف دروغ بزرگترین دروغ است
1 - در تصاویری که در زیر می بینید تأمل کنید و ﺁنها را به « توضیح ها» که سایت دروغ پرداز بازتاب نوشته است، مقایسه کنید تا ببینید گستاخی در دروغ سازی تا چه حد است. در عکسها کمترین نشانه ای از خشونت نیست . تأمل در عکسها، سخت عبرت ﺁموز است : در عکسهائی که ، به ادعای بازتاب ، نشان می دهند گارد رئیس جمهوری (که 6 تن بیشتر نبودند و ﺁنها هم مراقب جان رئیس جمهوری بودند و نه در کار دستگیریها ) وافراد نیروهای انتظامی از دستگیر شدگان « پذیرائی » می کنند، که بنگرید، می بینید این دستگیر شدگان هستند که با نیروهای انتظامی نیز خشونت می کنند . در باره عکسی نوشته است : کتک خورده ها را از دیوار به پائین پرتاب می کنند . دیواری که چماقداری را از ﺁن « به پائین پرتاب می کنند!! » ، بنا بر عکس، دیوار بسیار کوتاهی است که چماقدار را با پائین بردن ، اخراج می کنند . علت نیز ﺁنست که رئیس جمهوری از مردم خواسته بود چماقداران را بدون خشونت از دانشگاه خارج کنند . با توجه به این که مأموریت پاسداران به لباس چماقدار درﺁمده، ایجاد درگیری خونین بود، روش رئیس جمهوری و درایت مردم در راندن چماقداران از صحن دانشگاه سبب شد که ﺁن روز، خون از دماغ کسی جاری نشود .
2 – اما واقعیتی که بازتاب سانسور می کند ، اینست : چماقداران افراد کمیته ها و سپاه پاسداران بودند که بسیج و به دانشگاه ﺁورده شده بودند . پس از دستگیری تعدادی از ﺁنها توسط نیروهای انتظامی ، رئیس جمهوری کارتهای شناسایی ﺁنها را برای مردم خواند . عصبانیت محسن رضائی و همانندهای او که امروز نیز نمی توانند فرو بلعند، از اینست که ﺁن روز « اسطوره » شکست و جامعه ایرانی دانست که چماقدار کسی جز افرادی نیستند که در سپاه و کمیته ها و... نقش ستون پایه های استبداد جدید را بازی می کنند . در عکسها که تأمل کنید می بینید چماقداران شلوارهای « پاسداری» خود را عوض نکرده اند . تنها پیراهن های خود را عوض کرده اند .
پاسدارهای عضو سپاه و کمیته ها، سیمهای بلند گو ها را قطع می کردند . جمعیت را سنگ باران می کردند . و مرتب، بصورت گروهی به جمعیت هجوم می ﺁوردند . چندین نوبت به ﺁرامش دعوت شدند. بی فایده بود . از ﺁنها دعوت شد نماینده معین کنند برای شرکت در بحث ﺁزاد، اما مأموریت ﺁنها ایجاد درگیری بود و نه تشخیص حق از ناحق . مأموریت ﺁنها این بود که زد و خورد خونین راه بیاندازند و اجتماع بزرگ مردم تهران را به خون بکشند . دو تن نیز مأموریت یافته بودند رئیس جمهوری را ترور کنند . ﺁن دو تن، چند نوبت وسوسه می شوند مأموریت خویش را انجام دهند . اما سرانجام پشیمان می شوند و خود را معرفی می کنند .
در کتاب غائله 14 اسفند در باره نقش پاسداران چماقدار ( « حزب الله » ) در 14 اسفند ﺁمده است ( صفحات 488 و 489 ) :
« 8 – نقش کمیته ها و پاسداران در روز 14 اسفند :
گفتیم که گروه عظیمی از حزب الله از صبح روز چهارده اسفند ، در دانشگاه فعالانه حضور داشتند . دسته ای که از همه فعالتر بودند ، به سردستگی حاجی ع.ع حتی تا پاسی از شب نیز در صحن و اطراف دانشگاه به فعالیت مشغول بودند . صرف نظر از این عده، مأمورین کمیته ها، به خصوص از کمیته منطقه 11 ، کمیته ولی عصر ، کمیته مستقر در خیابان انقلاب ، جنب دانشگاه و چند کمیته دیگر در سطح دانشگاه، ﺁن روز ، علیه بنی صدر فعالانه در تکاپو بودند . و تعدادی از پاسداران نیز که در ﺁن روز در دانشگاه کلاس داشتند به، این جمع پیوستند . حتی جهت یاری به پاسداران ، یک مینی بوس پاسدار نیز از کمیته قزوین اعزام گردیده بود . علاوه بر اینها ، گروهی از مأمورین سویل شهربانی وابسته به امور اجتماعی و اداره ارشاد و بازرسی، عملا جانب حزب الله را داشتند .
و همین پاسداران بودند که در قطع سیمهای بلندگوها شرکت داشتند و در سطح دانشگاه ، میان ﺁنهمه جمعیت، نماز جماعت بپاداشتند ... اغلب افراد دستگیر شده از پاسداران بودند و یا از نهادهای انقلابی . پس از دستگیری این افراد و پس از دریافت خبر، پاسداران کمیته منطقه یک ، مسلحانه به دانشگاه سرازیر شدند و در صدد ﺁزاد کردن دستگیر شدگان برﺁمدند و تا حد تهدید پلیس و مأموران انتظامی پیش رفتند . »
بدین قرار، وظیفه کمیته ها و سپاه پاسداران که حفظ امنیت و ﺁزادی مردم در تشکیل اجتماعات بوده است ، جای خود را به وظیفه چماقداری در « خط سید ضیاء » داده است . « خط سید ضیاء » راه و رسم استبداد در وابستگی است . زورپرستانی که در کودتای سید ضیاء – رضا خان در 1299 شمسی شرکت کردند، همانها بودند که در کودتای 28 مرداد 1332 شرکت کردند و همانها بودند که بزرگداشت مصدق، در سالروز مرگ او را نیز روا ندیدند و سرانجام کودتای خرداد 1360 را به نتیجه رساندند .
کتاب غائله 14 اسفند، در توجیه چماقداری افراد سپاه و کمیته ها و « دیگر نهادهای انقلابی » نوشته است ( صفحه 492 ) :
« اگر چهاردهم اسفند بدون حضور نهادهای انقلابی و پرخاش ﺁنان ، اگر بدون نعره های حزب الله سرانجام می یافت، اگر 25 خرداد 60 بدون یورش فدائیان انقلاب سپری می شد و اگر و اگر، ... مسلما اکنون در اوج گذرگاه انقلاب گام بر نمی داشتیم ... »
اعتراف صریح به کودتائی که بطور خزنده انجام می گرفت و ضدیت با مردم می کند . در این کتاب، جای جای، به ضد مردمی بودن کودتا اعتراف می شود . در حقیقت، موارد یادشده، موارد هجوم به اجتماع های بزرگ مردم بوده اند . پس استبداد ملاتاریا از راه کودتا بر ضد انقلاب مردم و حق حاکمیت مردم استقرار جست . راهنمای تهیه کنندگان کتاب سه قول خمینی بوده است :
● اگر ملت موافقت کند، من مخالفت می کنم ( در 6 خرداد 60، در پاسخ به پیشنهاد رفراندوم از جانب رئیس جمهوری ).
● 35 میلیون بگویند بله من می گویم نه ( 25 خرداد 60 در پاسخ به همان پیشنهاد ).
● من امروز باید بنی صدر را عزل کنم ولو صدای مرگ بر خمینی مردم را بشنوم .
بدیهی است که این استبداد به دست مردم نیز از میان برخواهد خاست .
بازتاب ،عکسها را از کتاب غائله 14 اسفند نقل کرده است بدون ﺁنکه نوشته های ﺁن کتاب را نقل کند . ﺁن کتاب را ناشران، خود جمع کردند زیرا سندی زنده و باقی بر روش جنایتکارانه ایست که بانیان استبداد وابسته در پیش گرفتند و نیز شهادت بی خدشه ایست بر ایستادگی رئیس جمهوری منتخب مردم ایران و همکاران او بر اصول راهنمای انقلاب، ﺁزادی و استقلال و رشد بر میزان عدالت اجتماعی و اسلام . اسلام بمثابه بیان ﺁزادی، روش خشونت زدائی و گشاینده فضای باز معنویت بروی انسان.
شمار بزرگ بینندگان می باید به بازتاب و دیگر مبلغان استبداد وابسته بیاموزد که ایرانیان استقامت بی خدشه منتخب خویش را ارج می نهند .
تصاوير جالبي از اقدامات هواداران بنیصدر در ۱۴ اسفند
از سایت بازتاب
مقابل دانشگاه تهران مرکز مباحث سياسي فرهنگي در سالروز مرگ مصدق

بني صدر در بالکن کتابخانه دانشگاه تهران سخنراني ميکند

جمعيت زيادي از گروههاي ضد انقلاب از ساعات قبل در زمين چمن دانشگاه جمع شده اند


دستور حمله صادر ميشود!

حمله هوادارن رئيس جمهور به مخالفان آغاز ميشود


کتک خورده ها را از بالاي ديوار به پايين پرت ميکنند

گارد خصوصي رئيس جمهور و مسئولين انتظامات دوباره از دستگير شدگان پذيرايي ميکنند



