پیام آقای ابولحسن بنی صدر به کارگران ایران به مناسبت روز کارگر
کارگران ایران!
اگراقتصاد جهان در بحران است، اقتصاد ایران همواره در بحران بوده است. هر بار کوشش شد این اقتصاد تولید محور بگردد، استبدادیان و رانت خواران کودتا کردند و اقتصاد ایران را بر محور مصرف، زیر سلطه اقتصاد مسلط نگاه داشتند. در ایران، کشوری که دولتش 30 تا 40 درصد اسراف می کند و دست کم 40 درصد رانت خواران می برند و می خورند، این فقر است که همگانی می شود.
بحرانی که اقتصاد جهان را فراگرفته است، به شما و همه انسانها هشدار می دهد که سرمایه داری ویرانگر ترین نظام اجتماعی – اقتصادی است که جهان به خود دیده است. جهانیان و محیط زیست آنها نیاز به اقتصادی دارند که نه در خدمت سرمایه سالاری ویران گر نیروهای محرکه و محیط زیست که در خدمت انسان و محیط زیست او باشد. شما می دانید که در اقتصادهای مسلط، بطور مداوم، از سهم مزد از تولید کاسته و بر سهم سرمایه افزوده شده است. در کشور ما، سهم مزد از تولید بسیار ناچیز است و به شهادت جنبش های اعتراضی شما کارگران، سالها است که همین مزد ناچیز نیز مرتب پرداخت نمی شود.
و نیز، شما نیک می دانید که عوامل زیر موجب محور اقتصاد شدن مصرف شده اند و می شوند:
1 – تورم مزمن و مداوم گشته و همواره بر میزان آن افزوده شده است. و تورم، یکی از شیوه های استثمار زحمتکشان و رانت خواری اقلیت حاکم و سود جو است.
2 – فرار سرمایه ها و استعدادها از کشور، یک امر واقع مستمر است. وقتی صدور نفت خام و وارد کردن بنزین و دیگر فرآورده های نفتی را نیز بر آن فرار بیفزائید، متوجه می شوید در ایران، هر زمان بیشتر از زمان پیش، زمینه کار از بین می رود.
3 – همواره بر میزان بیکاران افزوده می شود. هرگاه بخواهیم بر مبنای ضوابط یک اقتصاد سالم، وضعیت را بسنجیم، از میزان بسیار بالای بیکاری که بدون تردید بیشتر از 50 درصد جمعیت در سن کار می شود، وحشت می کنیم. از حال و روز شما و جملگی مردم ایران و بیشتر از وضعیت شما، از حال و روز نسل فردا، وحشت می کنیم.
4 – زیر عنوان «خصوصی سازی»، کارخانه هائی که حاصل کار مردم زحمت کش ایران هستند، به مافیاهای نظامی – مالی واگذار می شوند و آنها کارخانه ها را اغلب تعطیل و یا وسیله رانت خواری می کنند. بگذریم از شرکتهای دولتی که دولت از وجودشان خبر نیز ندارد و وسیله خوردها و بردها هستند.
5 – در بودجه دولت و در اعتبارات که نظام بانکی می دهد، سهم سرمایه گذاری های تولیدی، سال به سال، کم و کمتر شده است.
6 – دست اندازی مافیاهای نظامی - مالی، در پوشش سپاه، بر اقتصاد کشور و هدف شدن رساندن سود به حداکثر، اقتصاد ایران را به بلائی گرفتار کرده است که سرطان اقتصاد است و اینک دارد زندگی از این اقتصاد می گیرد.
7 – شدت تورم و نیز سودجوئی مهار نکردنی مافیاها، دولت دست نشانده آنها را مجبور کرده است دروازه ها را بر روی واردات بگشاید. نیاز این دولت ایران به قدرتهای خارجی چون روسیه و چین و حتی شیخ نشین های خلیج فارس، مزید بر علت گشته دروازه های وطن ما را بر روی واردات گشوده است. حاصل آن تعطیل شدن واحدهای تولیدی و بیکاری شما کارگران ایران است.
8 - دولت استبدادی وابسته بخاطر نیاز شدیدش، نمی تواند عامل گسترش قاچاق نباشد. قاچاق که رژیم میزان آن را یک دهم واردات برآورد می کند، نه تنها مزاحم دیگری برای تولید داخلی است، بلکه عامل فراوانی نابسامانی ها و آسیبهای اجتماعی – که اعتیاد یکی از آنها است – می شود.
وقتی بر قاچاق، مبادلات مرزی و نیز واردکردنها از طریق «بازارهای آزاد» توسط قدرت بدستان را بیفزائیم، از عاملی مهم از عوامل ویرانی اقتصاد و انحطاط جامعه ایرانی، نیک آگاه می شویم.
9 - بورس بازیها سرطان دیگری است که اقتصاد ایران را بی جان می کند. بودجه دولت حاصل از درآمد نفت و انواع قرضه ها و نقدینه که دائم بر حجم آن افزوده می شود، عامل اصلی رانت خواری، از جمله بورس بازی است. نتیجه اینست که میزان سود در فعالیتهای تولیدی، در مقایسه با میزان سود در سوداگری بسیار کمتر و مجال فعالیت تولیدی زمان به زمان کمتر شده است.
10 - نابرابریها که دائم پر شمارتر و بزرگ تر می شوند و سبب گسترش فقر و تنگ شدن عرصه تولید، حتی در بخش کشاورزی، می شوند. این نابرابریها، در همان حال، که در ایران امروز، طاقت شکن شده اند، باز کردن دروازه ها را بر روی واردات ناگزیر تر می کنند.
این 10 بلای بزرگ و بلاهای دیگر که در مناسبت های دیگر، تشریحشان کرده ام، به شما می گویند عوامل مصرف محور گرداندن اقتصاد و از میان بردن زمینه های تولید کدامها هستند.
در برابر این وضعیت بس خطرناک، شما کارگران و نسل جوان ایران مسئولیت اول را دارید. جنبشهای اعتراضی پراکنده را می باید به جنبشهای اعتراضی پیوسته و سراسر کشوری بدل کنید. اینک که استبداد وابسته این سان تیشه به ریشه حیات ملی می زند، تأخیر در به حرکت آمدن روا نیست. استبدادیان چپاولگر می باید، شما را در برابر خود، ایستاده بر حقوق خود، بمثابه کارگران و بر حقوق ملی، بمثابه شهروندان زحمتکش ایران، استوار و نستوه بیابند.
شاد و پیروز باشید.
اول مه مه 2009 برابر 11 اردیبهشت 1388
ابوالحسن بنی صدر