پیام ابوالحسن بنی صدر به مردم ایران

 

هموطنان عزیزم

 

1   نخست ، با تفصیل تمام ، « فکر جمعی جبار » و خاصه های ﺁن را شرح و، به تکرار، خاطر نشان کردم که  بد را به تنهائی نمی توان  پدید ﺁورد . هر بدی با بدتر و بدترینی ، همراه است . کار رهبران فکری و سیاسی و دینی و هنری و ادبی اینست که نگذارند مردم در  جهنم بد و بدتر  فرو افتند  تا،  در این جهنم ، به ﺁنها روش گریز از بدتر با پناه بردن به بد را بیاموزند . اینان باید بدانند که در جهنم، انتخاب میسر نیست و گذاری جز از بد به بدتر و از بدتر به بدترین وجود ندارد .  به ﺁنها که  شما مردم را دعوت می کردند از بیم بدتر و بدترین ، به  ﺁقای معین رأی دهید، به تکرار، یادﺁور شدم که ﺁقای معین رأی نمی ﺁورد اما با دعوت مردم به دادن رأی ، برای تقلب بزرگ ، پوشش بوجود  می ﺁید .

2   « پروژه بزرگ » به اجرا در ﺁمد و یک تروریست گمنام ، نفر دوم شد . باردیگر، از شما دعوت کردند از بیم بدترین ، به بدتر رأی دهید . از ﺁنها پرسیدم : ﺁزموده را چرا باز می ﺁزمائید ؟ اگر با همان تقلب ، احمدی نژاد را  به مقام ریاست جمهوری رساندند ، چه خواهید کرد ؟ چرا نمی دانید با دعوت مردم به رأی دادن به « بدتر » از بیم « بدترین » ، بدترین را به مقام ریاست جمهوری می رسانید و این « انتخابات » مفتضح  را ﺁرایش و برای تصرف دولت توسط مافیاهای نظامی مالی ، مشروعیت نیز دست و پا می کنید ؟

3 - « پروژه بزرگ » انتشار داده شد تا همه بدانند ، این نه مشارکت در دادن رأی که تحریم ﺁنست که می تواند پرده تقلب بزرگ را بردرد . زیرا مشارکت بیشتر ، پوشش تقلب بزرگ می شود . این واقعیت قابل دیدن بود که سرنوشت « انتخابات » را نه رأی دادن که تقلب تعیین می کند : مافیاهای جدید مصمم بودند مأمور خود را به مقام ریاست جمهوری رسانند  و دولت را تصرف کنند . پس موقع ، نه موقع بحث از بجا بودن مشارکت و نابجا بودن تحریم بود . راه حل نه وارد شدن به جهنم بد و بدتر و از ترس بدتر ، سراغ از بد گرفتن ، که در موقع مقابله با مافیاهای نظامی مالی گرفتن و تشکیل وسیع ترین جبهه مقاومت  بود .

4 -  پنج شنبه، 2 تیر ، شب هنگام ، از ایران ، اطلاع دادند  که، به دستور خامنه ای ، از صندوق باید نام  احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهوری درﺁید . جمعه  3 تیر ، اطلاعیه ای انتشار داده شد که به دستور ﺁلت فعل مافیاهای نظامی مالی ، قرار است نام احمدی نژاد از صندوق  درﺁید . حتی معلوم بود که تقلب به ترتیبی انجام می شود که احمدی نژاد با بیشتر از 60 درصد « رئیس جمهوری »  بگردد .

 

مردم ایران !

      ﺁنها که شما را دعوت به دادن رأی کردند و بر واقعیتها چشم بستند ، از دو گروه  هستند : ﺁنها که از روی باور عمل کردند و ﺁنها که بدون باور و در مقام بازیگر بازی قدرت عمل کردند . روی سخن با گروه اول و با مردمی است که خواستار مردم سالاری هستند و در « انتخابات » شرکت کرده اند :

* بر فراخوان دهندگان باورمند به مردم سالاری  است که بدانند الف حق داشته اند نظری را که ابراز کرده اند پیدا و ابراز کنند . و ب -  اما ، بابت ﺁن، مسئولیت سنگین نیز بر عهده دارند . زیرا بدون ابتکار ﺁنها،  رژیم نمی توانست تقلب بزرگ را استقبال بزرگ مردم از انتخابات جلوه دهد . بنا بر این،  غفلتشان از واقعیتها- که مهمترینشان وجود نظامی در تصرف مافیاهای نظامی مالی و توجه ها را جلب این و ﺁن شخص کردن بعنوان بد و بدتر بود-  می باید کمتر و شرکتشان در جریان ﺁزاد اندیشه ها بیشتر و کوششان  در مبارزه با استبداد مافیاهای نظامی مالی که اینک به انزوا درﺁمده است، بیشتر از همه  شود .

* و شماری از مردم که نخست از بیم بد و بدتر و سپس از ترس بدترین ، رأی داده اند، اینک که می بینند بمحض رأی دادن به بد، به بدترین رأی داده اند، نباید  خود را قانع کنند که از نظر « نخبه » هائی پیروی کرده اند که ﺁنها را به دادن رأی فراخوانده اند . زیرا حق حاکمیت ، حقی است که هر ایرانی از ﺁن برخوردار است و رأی دادن وسیله بکار بردن این حق است . پس هرکس می باید از خود بپرسد : ﺁیا از این حق برخوردار است ؟ اگر پاسخ منفی بود، رأی دادن او را صاحب حق نمی کند . و رأی دادن از ترس بدتر و بدترین ، او را از حق خود محروم می کند و تحت سلطه دزدان حق حاکمیت او نیز قرار می دهد . بدین قرار، هرکس مسئول است و می باید نفس خویش را مکلف بداند و برای بازیافتن حق حاکمیت و بیرون رفتن از جنهم بد و بدتر بر خیزد  . همانطور که  رأی دهندگان از روی ترس می بینند، در یک انتخابات، از بد به بدتر و از بدتر به بدترین گذار کرده و اینک گرفتار بدترین شده اند . مسئول توجه نکردن به این واقعیت که ، در مدار بسته بد و بدتر و بدترین ، عبور از بد به بدتر و از بدتر به بدترین است، خود ﺁنها هستند . برﺁنها است که در مقام جبران ، به جبهه مقاومت در برابر استبداد و قیام برای خلع ید از استبدادیان ، بپیوندند و در استقامت و کوشش بر همگان سبقت بجویند .

 

ایرانیان !

    همواره به یاد داشته باشید که حاصل 8 سال حکومت  « اصلاح طلبان » ، ریاست جمهوری ﺁقای احمدی نژاد و تصرف دولت توسط مافیاهای نظامی مالی شد . هم انتخابات مفتضح و هم تصرف دولت توسط این مافیاها برهان قاطع است بر این واقعیت که اصلاح رژیم از درون، « فکرجمعی جباری» بوده است خالی از واقعیت و پر از مجاز و دروغ . بنا بر این، راه حل بیرون ﺁمدن از سلطه  این رژیم است . برﺁنها که تصمیم نگرفته اند ، فرض است که ﺁزادی را انتخاب کنند و عزم خود را بر خلع ید از استبدادیان، جزم کنند . امروز ، هرگونه ابهامی زدوده شده است و دیگر کسی نیست که نداند مافیاهای نظامی مالی دولت را تصرف کرده اند . مبارزه با این مافیاها،  که در سطح ملی و در سطح جهان به انزوا درﺁمده اند، از حمایت کامل وجدان جهانی برخوردار است . برای دولتهای بیگانه نیز ﺁسان نیست که با چنین رژیم متجاوز به حقوق اساسی یک ملت، معامله ، حتی معامله پنهانی کنند . به سخن دیگر، فرصت موجود بسی بزرگ تر گشته است .

     بسیاری از شما می پرسید : حالا چه باید کرد ؟ بطور مرتب کاری را که باید کرد پیشنهاد کرده ام . در روزها و هفته های ﺁینده ، بازهم ﺁن کار را موضوع بحث قرار خواهم داد . بر تمامی گرایشهای مردم سالار است که « چه باید کرد؟» های خود را ، در جریان ﺁزاد اندیشه ها  به بحث ﺁزاد بگذارند .  عجالتا  ضرور می بینیم  به شما مردم ایران خاطر نشان کنم :

1 اگر هم هزاران مدیر مردم سالار و شجاع و مدبر ﺁماده خدمت به شما و وطن شما وجود داشته باشند، تا وقتی شما تصمیم خویش را نسبت به نظام سیاسی اجتماعی شفاف و استوار نکنید، بدیل مردم سالار وجود خارجی پیدا نمی کند . 90 درصد کار برعهده شما  است و کار شما گزینش نظام سیاسی اجتماعی مطلوب است . در جریان این انتخابات قلابی از راه نپذیرفتن انتخاب در محدوده استبداد ،که انتخاب آزادی است ، شما حرکت امید بخشی را انجام دادید . این حرکت را می باید ادامه بدهید تا جائی که نظام سیاسی اجتماعی مطلوب شما ،  بر همه ﺁنها که می باید بدیل مردم سالار را پدید ﺁورند  و بر جهانیان معلوم بگردد .

2 10 درصد کار بر عهده کسانی است که می باید بدیل مردم سالار را تشکیل دهند . درسی که انتخابات رسوای ریاست جمهوری ﺁموخت،  اینست : کسانی که می خواهند در این بدیل شرکت کنند، می باید هویتی مستقل از مثلث زورپرست و هرچه ممکن است شفاف داشته باشند . بدانند که خواه اکثریت بزرگی که با تحریم انتخابات قلابی ، ﺁزادی را انتخاب کرد و خواه بخشی از مردم که به امید جلوگیری از « انتخاب بدتر و بدترین » در دادن رأی شرکت کرد، هویت شفاف را بر هویت مبهم و نااستوار بر مواضع متخذ، ترجیح می دهند .

      میدان فراخی که طرح و اجرای « نقشه بزرگ » از سوئی و حرکت مردم کشور و موضعگیری شفاف زنان و مردان سیاسی ﺁزادی جوی و دانشجویان و دانشگاهیان از سوی دیگر ، پدید ﺁورده است، از ﺁن گرایشهای مردم سالار گشته است . برﺁنها است که ، با قدمهای استوار ، وارد  این  میدان شوند ، استوار بسوی هدف روند  و با خلع ید از مافیاهای قدیم و جدید،  دولت  مردم سالاری را مستقر کنند .

 

4 تیر 84 13