بعد از تحریم چه باید کرد؟

24 خرداد 84

   ﺁنها که  مردم را به دادن رأی فرا می خوانند و بر فرض که مردم در دادن رأی  شرکت کنند ، بنا بر احتمالی « انتخاب نشوند » و بنا بر احتمالی  « انتخاب بشوند » ، در هر دو احتمال، نمی دانند چه بایدشان کرد، در مقام فریب ذهن مردم و غافل کردنشان از پاسخی که خود می باید بدهند، از تحریم کنندگان می پرسند : بعد از تحریم چه باید کرد ؟ طرفه این که به جای ﺁنها جواب نیز می دهند : 1 - براندازی این و ﺁن خطر را برای کشور دارد و  کاری است که نباید کرد و 2 بنا بر این ، در صورت تحریم وسیع انتخابات ، قدرتهای خارجی ، بخصوص امریکا ، بسا  بر ﺁن می شوند خلاء را از راه مداخله مستقیم در ایران پر کنند . پس راه حلی نمی ماند جز اصلاح طلبی و وعده « تغییر تدریجی نظام »  را می دهند !

 

هموطنان عزیز من !

    1   منطقی که در ساختن این صغری و کبری و نتیجه بکار رفته است، منطق صوری است و بدیهی است سازنده و هرکس ﺁن را بپذیرد،  فریب میدهد. چرا که تغییر رژیم پهلوی ها نیز براندازی نبود چه رسد به خلع ید از مشتی غاصب انقلاب یک ملت و حقوق جمعی او . توضیح این که ، با انقلاب مشروطیت، سلطنت استبدادی به سلطنت مشروطه بدل شد . کودتای رضا خانی ، در حکم تصرف عدوانی یک خانه بود . در مجلس چهاردهم، مصدق با استیضاح سید ضیاء ، برﺁن شد پیش از ﺁنکه زیانهای بزرگ ببار ﺁید ، با انجام خلع ید ﺁرام، نظام مشروطیت را باز بسازد . ممکن نشد . نهضت ملی ایران ، در دمادم پیروزی، بر اثر کودتای دومی ، باردیگر، از انجام خلع ید بازماند . انقلاب 57 ضرورت پیدا کرد . این بار، به خلع ید بسنده نشد و نظام سلطنتی بر انداخته شد .

      بدین قرار، مردم ایران انقلاب کردند و رژیم را تغییر دادند . هدف انقلاب، بنا بر تعهد ﺁقای خمینی ، در برابر جهانیان،  « استقرار ولایت جمهور مردم » بود. ملاتاریا کودتا کرد . پس براندازی را ملاتاریا انجام داد . اینک می باید از ملاتاریا ، همچون غاصبی که حق ملتی را غصب کرده است ، خلع ید شود . نظام اداری و نظامی کشور، مردم سالار بگردد . رابطه دولت با ملت تغییر کند . به ترتیبی که دولت تابع ملت شود . ولایت مطلقه فقیه منحل شود و جمهوریت ، از جمله به معنای هر رهبری بیرون از رهبری جمهور مردم ، در این رهبری منحل شود .

      ﺁیا ، در ایران امروز ،  کسی هست که بتواند ادعا کند، رژیم ملاتاریا که دارد به رژیم مافیاهای نظامی مالی تحول می کند ، خود از خویشتن خلع ید می کند و به مردم می گوید : مردم ما را ببخشید ما به شما و انقلاب و اسلام و فرهنگ و شخصیت و کرامت شما خیانت کردیم . ولایت از ﺁن جمهور شما است و بفرمائید به شما پس می دهیم ؟  اگر نه ، تا چه وقت می باید تحت سلطه در این رژیم ماند خیانت و جنایت و فساد پیشه  ماند و هر نوبت، از ترس بدتر به بد رأی داد و با وجود گرفتار بدتر و بدترین شدن، باز گفت :  « چون ﺁلترناتیو نیست، ناگزیر می باید رفت و رأی داد تا گرفتار بدتر نشد » ؟

2 بدیهی است هرگاه جرأت رویاروئی با واقعیت را پیدا کنیم و بنا را بر خلع ید بگذاریم، این پرسش بمیان می ﺁید چگونه باید خلع ید کرد؟ در این جا، پاسخ کوتاه را می دهم بدان امید که به تدریج، تفصیل این پاسخ را با شما در میان بگذاریم :

1/2  -  کارهائی هست که مردم باید بکنند . زیرا  ﺁنها را هیچکس  به جای مردم نمی تواند بکند . از ﺁن کارها، دو کار ، کارهای بنیادی هستند : الف انتخاب نظام  سیاسی اجتماعی . و ب اندیشه راهنما . اگر فرض کنیم که مردم نظام مردم سالاری را انتخاب کرده اند، پس ، نخست می باید بدانند که مردم سالاری ظرف است . اگر اندیشه راهنما، بیان ﺁزادی نشد، این ظرف را طرز فکرهای استبدادی پر می کنند و « مردم سالاری دینی مساوی با ولایت مطلقه فقیه» را  می سازند. یادﺁور می شوم که ظرف مردم سالاری را در ﺁلمان و ایتالیای دیروز ، نازیسم و فاشیسم و در امریکای امروز ، بنیادگرائی دینی و محافظه کاری جدید و ، در ایران ، ولایت مطلقه فقیه  پر کرده است.

     بهوش باشید! از ﺁنها که جبهه مردم سالاری و ... تشکیل می دهند بپرسید : این ظرف را با کدام اندیشه راهنما پر می کنید ؟  ﺁنها که این جبهه را سالها ست پیشنهاد کرده اند ، بیشترین وقت خویش را صرف تدارک اندیشه راهنما کرده اند . زیرا می دانستند بدون ﺁن ، ظرف مردم سالاری سازگار با رشد بر میزان عدالت را نیز نمی توان داشت . ﺁیا شما ﺁن اندیشه را پذیرفته اید ؟ اگر ﺁری ، در درون رژیمی، ظرفی که با « فکر »  حکومت کردن از راه زور ، پر شده است چه می کنید ؟  محور دوم که ربع قرن است پیشنهاد شده است و عبارت است از بدیلی مستقل از رژیم و مستقل از دو رأس دیگر مثلث زور پرست و مستقل از قدرت خارجی ، وجود دارد . از چه رو، بدان نمی پیوندید ؟

      بدین قرار، ترویج بیان ﺁزادی بمثابه اندیشه راهنما برای بنای نظام  سیاسی اجتماعی باز و انقلاب از ضد فرهنگ قدرت به فرهنگ ﺁزادی ، همواره ، ضرورتر و عاجل تر کارها است .  بخصوص که

2/2 -  بیان ﺁزادی  را راهنمای عمل کردن کاری است که بدون ﺁن، دو کار اساسی دیگر نیز ناممکن می شود . این دو کار ، یکی جلوگیری از پیدایش بدیل ( ﺁلترناتیو ) وابسته به قدرت خارجی و دیگری قوت بخشیدن به بدیل مردم سالار است . به یاد ﺁورید  8 سال پیش، بدین عذر که « ﺁلترناتیو دیگری نیست »، شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ، توجیه شد . 4 سال گذشت و مسلم گشت که نظام حاکم مثل هر نظامی ، اصلاح ناسازگار با به حد اکثر رساندن کارﺁئی خود ( = حد اکثر رساندن قدرت ولایت مطلقه فقیه ) را اجازه نمی دهد . با وجود این ، باز گفتند : « چون ﺁلترناتیو دیگری نیست ، ناچار برویم رأی بدهیم تا گرفتار بدترها نشویم ».  اگر راست باشد که « ﺁلترناتیو دیگری نیست »، تا چه وقت می باید دست روی دست گذاشت و بجای پرداختن به ایجاد ﺁن، نبود ﺁن را دست ﺁویز تسلیم خفت بار به استبداد حاکم کرد ؟  حال ﺁنکه کسانی که این توجیه ، این « فکر جمعی جبار » را می سازند، خود را لو می دهند . در حقیقت، هر بدیلی مرکب از هدف ( در فرض ما،  ﺁزادی و نظام سازگار با ﺁن ، یعنی مردم سالاری که نه با طرزفکر استبدادی دینی و غیر ﺁن پر شود که با بیان ﺁزادی پر شود ) و رهبری ( جبهه ای از مردم سالارها دارای اندیشه های راهنمای سازگار با بیان ﺁزادی ) و فرهنگ ( همگانی شدن بیان ﺁزادی و معرفت بر چند و چون نظام سیاسی اجتماعی باز ) و روش است .

    اگر نه عدم خشونت که خشونت زدائی را روش کنیم و بسط فرهنگ ﺁزادی را کاستن از بار زوری بدانیم که در رابطه های فرد با فرد و گروه با گروه است ، تغییر نظام  سیاسی اجتماعی بسته به نظام سیاسی اجتماعی باز، نیاز به جنبش همگانی پیدا می کند . بدین قرار، شرکت در تحریم انتخابات و هرچه وسیع تر کردن ﺁن، هم خشونت زدائی است و هم شرکت دادن همگان در خلق فرهنگ ﺁزادی و هم تعیین هدف و روش است و، بنا بر این ، دعوت از ﺁلترناتیو مردم سالار به ابراز وجود و برعهده گرفتن رهبری است . فراخواندن  بدیل مردم سالار به ایفای نقش رهبری ، مهمترین و بلافاصله ترین چه باید کرد بعد از تحریم است . زیرا

3 -  ﺁقای هاشمی رفسنجانی به شما دروغ می گوید که امریکا می خواهد شما انتخابات را تحریم کنید . زیرا او به امریکائیها گفته است شما را به پای صندوقهای رأی خواهد کشاند . حقیقت اینست که اگر شما از ترس به پای صندوقهای رأی بروید ، سر و کار کشور و شما مردم با قدرتی می شود که امریکا است . اما اگر در تحریم وسیع انتخابات شرکت کنید ، از قدرت خارجی نیز خلع ید کرده اید و این بار ، سر و کار استبدادیان با وجدان جهانی می شود که به یاری جنبش همگانی شما مردم برای استقرار مردم سالاری و بازیافت فرهنگ ﺁزادی ، خواهد ﺁمد . شما با تحریم وسیع انتخابات ، پیشاروی جهانیان، نمایندگان  واقعی خود را انتخاب کرده اید .

    هیچ زمان ، شما مردم ایران نقشی تا این اندازه مهم ، چه در سطح کشور و خواه در سطح منطقه و جهان ، پیدا نکرده بودید . در تحریم وسیع انتخابات، هر چه هست سود است . تحریم انتخابات را هر چه وسیع تر کنید و به خود و دنیا بگوئید اختیار خود و کشور خویش را پیدا کرده اید .

 

شما خوانندگان این نوشته کوتاه!

    می دانید که سانسورها مانع از ﺁنند که صدا و نوشته  این معتمد شما به مردم ایران برسد . بنا بر این ، اگر ﺁن را بیان حقیقت یافتید، سانسور شکن شوید و بیان حق را با دیگران در میان گذارید و از ﺁنها نیز بخواهید که  به نوبه خود چنین کنند .

 

 

Entekhabat-84  --  BANISADR  blog   ADRESS

 

http://ahbanisadr.blogspot.com/

 

 

 

Entekhabat-84  --  BANISADR  blog   ADRESS

 

http://ahbanisadr.blogspot.com/