پیام ﺁقای ابوالحسن بنی صدر به مردم ایران

 

به تاریخ 12 تیر ماه 1386

 

نخست از شما کارکنان لشگری و کشوری می پرسم :

    اکنون 3 دهه است ایران در بحرانهای سخت است .  بحرانها حل نشده بر هم افزوده می شوند . فشار اقتصادی به ایران افزایش می یابد . ویرانگری حکومت  اثر این فشار را چند برابر بیشتر می کند. هم اکنون ، ایران  به جنگ تهدید می شود ، هم اکنون ، خاورمیانه در خشونت فروتر می رود . هم اکنون ، ایران در مرکز بحران خشونت و جنگ است . ﺁیا  شما فکر می کنید برای ملتی که طی سه دهه ، دو نسلش  را به شعله های ﺁتش بحرانها سپرده اند و می سپرند، که بهترین فرصتهای رشد او را به فرصتهای تخریب نیروهای محرکه اش بدل می کنند، که، در جهان ، نامحبوب و بلکه منفورش می گردانند و به انزوایش در می ﺁورند، باز رمق حیات می ماند ؟  تا کی می خواهید نقش مأمور بی اختیار را در دست استبدادیان بازی کنید ؟  خطاب به شما نبود که خداوند فرمود : از ﺁنچه بدان علم نداری، پیروی مکن؟  خطاب به شما نبود که فرمود: مأمور معذور نیست ؟  لختی کرامت و منزلت خویش را بمثابه انسانهائی  که ﺁزاد و حقوقمند خلق شده اید، بازیابید و از اطاعت کورکورانه بازایستید .

 

و سپس از شما روحانیان می پرسم :

      اینک ایران و اسلام و روحانیت در خطری است که یخ  قطب بی تفاوتی را نیز ﺁب می کند . حتی اگر به ایران حمله نظامی نیز نشود، قدرت مسئله و بحران می سازد و بر مسئله ها و بحران ها که ساخته است، می افزاید . اعتیاد یک جامعه به تکاثر و انباشت بحران ها، حساسیتش را  نسبت به خطرها که حیات ملیش را تهدید می کنند، از میان می برد . هیچگاه اسلام این اندازه دست ﺁویز استبداد ستم و فساد گستر نبوده است . ﺁیا با وجود این واقعیت، اعتیاد به بحران و اطاعت از قدرت، حساسیت شما را نیز از میان برده است ؟  ﺁیا تن به استسلام داده اید و همچنان بنا ندارید بر این قدرت طلبی عنان گسیخته که اسلام و ایران را تباه می کند، بشورید ؟  خطاب به شما نبود که کلمه حق را در حضور سلطان جائر ، افضل الجهاد خواند ؟

 

و ﺁنگاه از  شما معلمان و  استادان و دانشجویان  می پرسم :

     57 تن از استادان دانشگاه نسبت به ویرانگری حکومت در اقتصاد ایران هشدار دادند . کاری سخت ارزشمند کردند . یکبار نیز استادان فیزیک نسبت به ایجاد بحران اتمی هشدار دادند . چرا در قلمرو های دیگر این هشدارها را ندهید ؟ چرا این هشدارها را مکرر نکنید ؟  دانشجویان مسئولیت شناس در پی اندیشه راهنما و یافتن بیان ﺁزادی شده اند .  جنبشهای اعتراضی دانشجویان و زنان و معلمان و کارگران ترجمان  گرایش به بیان ﺁزادی و خلق فرهنگ ﺁزادی است . هرگاه  گرایش به بیان ﺁزادی و شرکت در خلق فرهنگ ﺁزادی را همگانی کنید ،  به خود و به مردم ایران نقشی تعیین کننده در استقرار دولت حقوقمدار و نجات حیات ملی، بخشیده اید .

     با توجه به  تحول مطلوب که خود نیز در ﺁن نقش دارید، چرا شما معلمان دانش ﺁموزان را به ترک زورباوری و رفتار زورباورانه نخوانید ؟ چرا  شما دانشگاهیان مسئولیت شناس اکثریت بزرگ دانشگاهیان و دانشجویان را به بیان ﺁزادی نخوانید ؟ چرا ﺁنها را به حماسه زمان، حماسه خلق فرهنگ ﺁزادی نخوانید ؟  چرا  به یمن ﺁن بیان و این فرهنگ، ﺁنها را از کرختی اعتیاد به بحران های روزمره بدر نیاورید و حساسیت ﺁنها را به خطرها که متوجه حیات ملی هستند، بر نیانگیزید ؟ ﺁیا تردید دارید  تا زمانی که گرایش به بیان ﺁزادی همگانی نشود،  در جنبشهای دانشگاهیان ، جمهور دانشگاهیان شرکت نمی کنند ،  در جنبشهای معلمان جمهور معلمان شرکت نمی کنند ،  در جنبشهای زنان جمهور زنان شرکت نمی کنند و در جنبشهای کارگران ، برغم هرچه سخت تر شدن زندگی ﺁنها،  جمهور کارگران شرکت نمی کنند و بدون بهم پیوستن این جنبشها ، جنبش همگانی پدید نمی ﺁید ؟

جنبشهائی که در ایران روی می دهند،  همه طبیعت جنبش همگانی را دارند . پس کلید در دست شما است . با  همگانی کردن گرایش به بیان ﺁزادی ، قفل را بگشائید و ایران را به حرکت ﺁورید.

 

و از مردم ایران می پرسم :

     می دانم که گرایش به ﺁزادی و استقلال  همگانی تر شده است . این امر که افراد یک دسته از زورپرستان را مأموران امریکا گرد می ﺁورند و طرفه این که از کرده خود پشیمان می شوند و دسته دیگر از امریکا رخصت عمل می طلبد، بیانگر واقعیتی بس مهم است: قدرت خارجی جز زورپرستان فرسوده و در انحطاط و انحلال دستیاری نمی یابد و ناتوان است. 

     بدین قرار،  افزون بر سه دهه کوشش بی وقفه نه تنها ناشناخته ای را بر جا نگذاشته است، بلکه زورپرستان و قدرتهای خارجی را برﺁن داشته است که  پرده از کار ننگین خود بردارند .  این امر که  زورپرستان به خدمتگزاری بیگانه می روند و از سلطه گر می خواهند از ﺁنها « ﺁلترناتیو » بسازد و یا ﺁنها را بمثابه « ﺁلترناتیو » بپذیرد، نه تنها انحطاط و عجز ﺁنها را نشان می دهد بلکه مسلم می کند تا خائنانی نباشند و به قدرت خارجی روی نیاورند، قدرت خارجی توانا به مداخله در امور کشور نمی شود . از اقبال بلند ایران و شما مردم ایران، هم ﺁنها که به ﺁستان بوسی بیگانه می روند و هم قدرت خارجی دیگر نمی توانند  پنهان عمل کنند . ﺁزادگان هستند و نمی گذارند در ایران چلبی و علاوی و کرزای پیدا شوند و ایران را به روز سیاه عراق و افغانستان اندازند . ناتوانی و انحطاط زورپرستان و ناتوانی قدرت خارجی از بدیل سازی،  پیروزی بس بزرگ راه روان راست راه استقلال و ﺁزادی ایران است . این پیروزی را قدر بشناسید و برای استقرار قطعی دولتی بر پایه استقلال و ﺁزادی برخیزید .

     با اینهمه ، از شما می پرسم : ﺁیا وجدان جمعی به حق تصمیم ، حقی که از ﺁن شما مردم است، وجدان جمعی به حقوق ملی ،  وجدان جمعی به فرصتهای رشد ، وجدان جمعی به کرامت و منزلت  خود بمثابه یک ملت تاریخی، وجدان جمعی به ایرانیت ، هویتی که از راه رشد نو به نو می شود، وجدان جمعی به موقعیت ایران در جهان و نقش ایران در جهان ، وجدانهائی نیستند که شما ، بنا بر موقعیت ، می باید غنی ترین ﺁنها را داشته باشید ؟  ﺁیا از خود می پرسید : از حق تصمیم خود استفاده می کنیم ؟  از خود می پرسید : اگر از این حق استفاده کرده بودیم ، کسی به خود اجازه می داد  خود را ولی مطلق ما کند ، زور را تنها روش حکومت بگرداند و بهمن مسئله ها و بحرانها را بر حیات ملی ما فرو فرستد ؟ 

     ﺁیا می دانید بحران اتمی ، یک بحران نیست ، مجموعه ای از بحرانهای حل نشده پیشین است ؟ ﺁیا می دانید اگر این بحران در برگیرنده بحرانهای پیشین نبود، اگر هم پدید می ﺁمد، دیر نمی پائید و ایران را منفور جهانیان  و گرفتار انزوا  نمی کرد ؟ ﺁیا از خود می پرسید :  ما که در دوران انقلاب شکوهمند خود ، محبوب ترین ملت روی زمین شدیم ، چرا باید امروز ، مردمی منفور شده باشیم ؟ اگر این پرسش را از خود بکنید، در می یابید علت  بحرانهائی هستند که استبداد حاکم ساخته و بر یکدیگر افزوده و، بدانها ، هویتی را به ایران و ایرانی داده است که نفرت بر می انگیزد .

     ﺁیا می گذارید اعتیاد به بحرانها ، وجدان جمعی شما را بر خطرهائی ناحساس کند که حیات ملی را تهدید می کنند، ؟  ﺁیا شما بعد از 30 سال تجربه ، نمی دانید مشکل یکی اعتیاد به اطاعت از قدرت و دیگری دولت زورمداران است؟ چرا می دانید . پس بدانید دانائی که به دانش خود عمل نمی کند، زیانکار تر است . بر شما است که به مبارزه با اعتیاد به اطاعت از قدرت برخیزید . بر شما است که گرایش به بیان ﺁزادی را هرچه همگانی تر کنید . بر شما است که کار را با ایستادگی بر سر حقوق انسان و حقوق ملی ﺁغاز کنید . بر شما است که کار را  با ابراز شخصیت ملی ﺁغاز کنید . بر شما است که کار را با حمایت از جنبشهائی ﺁغاز کنید که برای احقاق حق بعمل می ﺁیند . بر شما است که  از مبارزان سیاسی که در راست راه استقلال و ﺁزادی و رشد بر میزان عدالت اجتماعی هستند و برای انسان حقوق و بعد معنوی قائلند ، حمایت کنید . بر شما است که از جنبشهای دانشجویان و دانشگاهیان، از جنبشهای زنان، از جنبشهای کارگران ، از جنبشهای معلمان و هر جنبشی که ﺁزادی ، منزلت و کرامت انسان را هدف می کند، حمایت کنید .  بر شما است که بدانید  استقلال ، حل کردن مسئله ها ، پایان دادن به بحران ها، استوار کردن رابطه ها با دنیا بر پایه حقوق ملی و نساختن بحران و باز نکردن پای قدرت خارجی را به زندگی ملی ، است . دولتی که بحران می سازد و قدرت خارجی را در داخل و خارج از کشور محور می کند، استبدادی و وابسته است . حق و وظیفه شما است  این دولت را با دولت حقوق مداری جانشین کنید که ستون پایه های ﺁن را حقوق انسان و حقوق ملی، استقلال و ﺁزادی و رشد بر میزان عدالت تشکیل می دهند .

    هشدار دوران انقلاب را یادﺁور می شوم : تا زن ﺁزاد نشود، حقوق ، کرامت و منزلت نجوید و رشد نکند، جامعه ای رشد نمی کند . پس نخست بر زنان است که مبارزه برای ﺁزادی و حقوق خویش را از مبارزه برای ﺁزادی و حقوق مردان جدا مپندارند و جنبش خویش را جنبش ﺁزادی ملت ایران بگردانند و ﺁنگاه بر زن و مرد ایرانی است که کرامت و حقوق خویش را به یادﺁورند و به عمل درﺁورند .

     ﺁن توانائی را که توانائی جماعت است و بر توانائی بی پایان خدائی متکی است به یاد ﺁورید و برخیزید.