
با سلام و
عرض ادب
از اينكه
موافقت
فرموديد با
روزنامه اسو
مصاحبه داشته
باشيد كمال
تشكر را داريم
متن سوالات
:
1
-وضعيت حقوق
بشر در ايران
* پاسخ
به پرسش اول :
در ایران،
حقوق بشر رعایت
نمی شود . رژیم
ایران در شمار
اول کشورهای
ضد حقوق بشر
است و در سال
جاری یکبار دیگر
توسط سازمان
ملل متحد
بخاطر
تجاوزهایش به
حقوق بشر،
محکوم شد .
تجاوزهای این
رژیم به حقوق
بشر خاص
فعالان سیاسی
نیست . تمامی
مردم را محکوم
به زندگی در
جو سنگین
خشونت کرده
است : زنان و
معلمان و
کارگران و دانشجویان
و روزنامه
نگاران بیشتر
از همه قربانیان
تجاوز رژیم به
حقوق بشر
هستند .
2
-
بنظر شما آيا
حكومت ايران
مي تواند از
وضعيت موجود
رها شود؟
* پاسخ
پرسش دوم :
هرگاه قصد
شما از این
پرسش این باشد
که ﺁیا رژیم
کنونی یک رژیم
طبیعی و پایدار
هست یا نه،
پاسخ اینست که
نه طبیعی است
و نه پایدار
است . طبیعی نیست
زیرا ضد حقوق
انسان و حقوق
ملی ایرانیان
و ضد اسلام و
ضد رشد است . پایدار
نیست زیرا ایران
در موقعیتی
است و فرصتی
تاریخی را یافته
است که به او
امکان می دهد
شتابان رشد
کند و بانی
رشد در مردم
سالاری در
حوزه تمدن
اسلامی بگردد
.
و
هرگاه مقصود
شما از « وضعیت
موجود » ،
بحران اتمی و
بحران های
داخلی و خارجی
دیگر است، باید
بگویم که
استبداد مافیاهای
نظامی – مالی
کنونی زاده
بحران است و
در بحران
ادامه حیات
داده است . دلیل
دیگر ناپایدار
بودن این رژیم
اینست که
بحران ساز خود
قربانی ﺁن می
شود . هرچند تا
این زمان، هر
بار بحران را
تا شکست ادامه
داده و در
شکست بدان پایان
داده است، اما
درست بهمین دلیل
، سرانجام
قربانی
بحرانهائی می
شود که می
سازد .
3
-
در ايران
مليتهاي
متفاوتي
زندگي ميكنند.
تا چه اندازه
حقوق مليتها
رعايت شده
است.
* پاسخ
پرسش سوم : به
ترتیبی که در
پاسخ به پرسش
اول شما خاطر
نشان کردم، این
رژیم ضد حقوق
است . بنا براین
، در تجاوزش
به حقوق
انسان، کرد و
فارس و سنی و شیعه
و... نمی شناسد .
اقلیت های قومی
در حقوق انسان
و حقوق ملی با
تمامی مردم ایران
مساوی هستند .
و هرگاه مراد
شما حق داشتن
هویت است – که
حقی مهم است -
نه ،این حق را
رعایت نمی کند
.
4
-
آيا خواست
كردهاي ايران
برحق است؟
* پاسخ
پرسش چهارم
شما : جامعه
هائی از نوع
جامعه نمی باید
یکسان سازی
دوران رضا خانی
را رویه کنند .
غنای فرهنگی ﺁنها
در اینست که
به گوناگونی
ها امکان
بدهند بر سه
اصل ، یکی اصل
اختلاف ( هویت
های بطور نسبی
نا یکسان ) و حق
اشتراک (
اشتراک در
اداره جامعه
ملی و هدایت
سرنوشت کشور )
و حق برابری
در حقوق و صلح
اجتماعی ،
باور شوند . با
هم زیستن و با
هم رشد کردن،
الگوئی می
سازد برای
تمامی جامعه
بشری .
بنا بر این،
بنا بر حق
اختلاف ،
خواست کردهای
ایران بجاست –
خاطر نشان کنم
که کردها یکی
از هفت قوم
بانی ایران
هستند و در هر
جا زندگی
کنند، از دید
این جانب ایرانی
بشمار میروند
- توقع ﺁنست
که بهمان
اندازه
خواستار حق
اشتراک و حق برابری
در حقوق انسان
و حقوق ملی
متعلق به همه
ایرانیان و
صلح اجتماعی نیز
باشند .
5
-
نقش كردها در
آينده ايران
چگونه است؟
* پاسخ پرسش
پنجم شما را
در پاسخ به
پرسش چهارم
دادم . هرگاه
جمهور مردم ایران
مطمئن شوند که
کردها می
خواهند بر سه
اصل بالا در
بنای ایران ﺁزاد
و ﺁباد شرکت
کنند، ﺁنها
نقش مهمی در
شتاب گرفتن
تحول از
استبداد به
مردم سالاری و
رشد ایرانیان
و بلکه در
تحول منطقه به
مردم سالاریهای
توانا به
سازمان دادن
رشد همآهنگ
تمامی منطقه پیدا
می کنند .
6
-
نظام
فدراليزم مي
تواند نسخه
مناسبي براي
ايران باشد؟
* پرسش
پاسخ ششم :
هرگاه اصل
استقلال بدین
معنی پذیرفته
و رعایت شود
که در سامان
بخشیدن به
تحول مطلوب در
داخل یک کشور،
هیچ گروهی نباید
به قدرت خارجی
متوسل شود و
پای قدرت خارجی
را در تحول
داخلی باز
کند، اداره
کشور هیچ مشکلی
پیدا نمی کند .
به سخن دیگر،
هرگاه ایرانیان
خود ، بنا بر ﺁن
سه اصل، دولت
خویش را
سازمان دهند و
سامان بخشند،
فدرالیسم
نسخه مناسبی می
شود . اما اگر
روش منطق صوری
شود یعنی
فدرالیسم
پوششی باشد
برای مراجعه
به قدرت خارجی
، زهر کشنده می
شود . زیرا یک
سبب تمایل شدید
به مرکزیت و
طولانی شدن
عمر استبداد می
گردد و یا – بر
فرض از میان
برخاستن رژیم
بر اثر مداخله
نظامی خارجی -
ایران را به
روزگاری می
اندازد که در
اواخر دوران
قاجار پیدا
کرد و امروز
کشورهای
افغانستان و
عراق یافته
اند .
7
-
نقش احزاب
مخالف دولت
بخصوص احزاب
كرد چگونه
است؟
* پاسخ
پرسش هفتم : در
ایران امروز،
تمایلهای سیاسی
وجود دارند که
زور پرست
هستند و از طریق
قدرت خارجی، یعنی
امریکا، ولو
به قیمت گرفتار
کردن کشور به
جنگ، می
خواهند صاحب
دولت شوند . اینها
بکنار، همه
سازمانهای سیاسی
که به دو اصل
استقلال و ﺁزادی
معتقد باشند ،
از کرد و غیر
کرد، می باید
با یکدیگر به
راه تفاهم
بروند تا
بعنوان ﺁلترناتیو
مردم سالار،
صاحب نقش بزرگ
تحول از
استبداد به
مردم سالاری
شوند . تکرار
و تأکید می
کنم که حزب های
کرد ، با وفای
به این دو
اصل، می
توانند ترسها
را زایل کنند
و شرکت در
مبارزه برای ﺁزادی
و استقلال و
رشد بر میزان
عدالت را
همگانی و عمر
رژیم استبداد
وابسته را
کوتاه کنند .
8
-
ارزيابي شما
از بحران هسته
اي ايران
* پاسخ
پرسش هشتم : هر
بحرانی دو و یا
چند طرف دارد . یک
طرفه نمی توان
بحران ساخت .
دو یا چند طرف
می باید به
بحران نیاز
داشته باشند
تا بحرانی
بتواند ساخته
شود . بحران
اتمی را مافیاهای
نظامی – مالی
که دولت را در
تصرف خود
دارند ، به
اتفاق ﺁقای
بوش و حکومت
او بوجود ﺁورده
اند . برابر
اطلاعات این
جانب، بخش
بزرگ دعاوی رژیم
دروغ است .
حکومت بوش نیز
می داند که رژیم
مافیاها دروغ
می گوید .
سازمانهای
اطلاعاتیش نیز
می گویند 3 تا 10
سال وقت لازم
است تا این رژیم
توان تولید
سلاح هسته ای
را پیدا کند .
تا پیش از
حکومت بوش، در
ایران ،
جنبشهای
اعتراضی وسعت
می گرفتند . از ﺁن
پس، هربار که
تهدید به
محاصره
اقتصادی و جنگ
جدی شده است،
جنبش ها نیز
فرو خوابیده
اند . با توجه
به این واقعیت
است که بخشی
از رژیم در پی
تشدید بحران و
ببار ﺁوردن
جنگ است . زیرا
می پندارد
سلطه اش را بر
دولت و جامعه
طولانی می کند
. پرسش مهم اینست
: ﺁیا ﺁقای بوش
و حکومت او
بقای رژیم
کنونی را بسود
خود می دانند
از این رو، رویه
کنونی را در پیش
گرفته اند و یا
نادانسته وسیله
تحکیم موقعیت
رژیم مافیاهای
نظامی – مالی
شده اند ؟
9
-
ايران با
احمدي نژاد و
آينده
* پاسخ
پرسش نهم : با
توجه به پاسخ
هایی که به
پرسشهای پیشین
داده شدند،
پاسخ این پرسش
عبارت می شود
از :
- از ﺁنجا
که ﺁقای احمدی
نژاد به تحریک
و مسئله سازی
اعتیاد پیدا
کرده است و بدین
خاطر مافیاهای
نظامی – مالی
او را ریاست
جمهوری بخشیده
اند، بسا می
تواند موجودیت
ایران را به
خطر اندازد .
در حال حاضر،
موفق شده است
ایران را به
انزوا در ﺁورد
. کنفرانس ﺁناپولیس
که سوریه نیز
در ﺁن شرکت
کرد، تنها گویای
کامل شدن
انزوای ایران
نیست بلکه گویای
امر خطر بار دیگری
است و ﺁن این
که از دید
کشورهای
منطقه نه
اسرائیل بلکه
ایران تهدید
کننده است .
بدین قرار،
ادامه رژیم
مافیاهای
نظامی – مالی
که ﺁقای احمدی
نژاد ﺁلت فعل ﺁنها
است ، فردا را
بدتر از امروز
و پس فردا را بدتر
از فردا می
کند .
- اما
هرگاه مردم ایران
توان استبداد
شکن خویش را
به یاد ﺁورند
و به جنبش
همگانی روی ﺁورند
، از مافیاهای
نظامی – مالی
خلع ید خواهد
کرد . این مافیاها
را منحل خواهد
کرد و با
استقرار مردم
سالاری ، فرصت
رشد شتاب گیر
را مغتنم
خواهد شمرد . این
جانب خوش بین
و امیدوارم که
جمهور مردم ایران
از مسئولیت خویش
ﺁگاه می شوند
و به جنبش
همگانی روی می
ﺁورند .
10 - حضرت
عالي در مورد
حكومت اقليم
كردستان در كردستان
عراق
* پاسخ
به پرسش دهم :
برای اظهار
نظر در باره
حکومت اقلیم
کردستان، می
باید اطلاع
کافی داشت که
این جانب
ندارم .
گزارشها و
خبرهایی که می
خوانم حاکی از
ﺁنند که حقوق
انسان رعایت
نمی شوند (
گزارش رئیس
سازمان دفاع
از حقوق انسان
در کردستان
عراق و گزارش
) . وجود دو
دستگاه حکومتی
و بیشتر (
بارزانی و
طالبانی و دیگران
) و نبود مردم
سالاری ...
این
جانب نمی
خواهم به
استناد این
گزارش ها و
خبرها ، اظهار
نظر کنم . اما
از ﺁنجا که ﺁقایان
بارزانی و
طالبانی را می
شناسم ، از این
فرصت استفاده
می کنم برای
خاطر نشان
کردن این امر
که مردمانی که
در کشورهای ما
زندگی می
کنند، نسل بعد
از نسل باید
در کنار یکدیگر
زندگی کنند .
روند تحول در
جهان سمت و
سوئی را ندارد
که هر ملت و ملیت
و قومی بنای
زندگی خود را
بر تضاد و
خصومت با ملت
و ملیت و قوم دیگر
بگذارد .
بخصوص در
رابطه با یکدیگر
، نباید پای
امریکا و هیچ
دولتی را به میان
ﺁورد. زیرا
زخمی برجا می
گذارد که بسا
در طول عمر یک
نسل هم درمان
نپذیرد . پیشنهاد
می کنم بر پایه
ﺁن سه اصل، در
حذف مراجعه به امریکا
و... از رابطه
خود با عراقی
سنی و عراقی شیعه
و ترکمن و مسیحی
، پیشقدم شوند
. در اداره اقلیم
نیز حاکمیت را
از ﺁن جمهور
مردم شناسند.
مردم سالاری
نظامی پایدار
است و رشد در ﺁزادی
و صلح را میسر
می کند .
11 - قش
جلال طالبانى
در عراق
* پاسخ
پرسش یازدهم :
باز اطلاع این
جانب محدود می
شود به ﺁنچه می
خوانم . بنا بر ﺁنچه
می خوانم، نقش
او در ﺁشتی ملی
در عراق و
شرکت دادن
عناصر مختلف
جامعه عراقی
در دولت ،
مثبت است . صمیمانه
امیدوارم این
اطلاع صحیح
باشد. زیرا بسیار
مهم است که یک
شخصیت کرد در
باز سازی عراق
بمثابه یک
کشور و
استقلال
جستنش نقش
برجسته ای بازی
کند . چرا که
عراق را نمونه
ای خواهد کرد
از زندگی بر
سه اصل مذکور .
12 -
رزيابى شما از
تنشهاي ميان
تركيه و حكومت
كردستان
* پاسخ
پرسش دوازدهم
: این امر واقعیت
دارد که هر
بار مسئله وسیله
نزاع بر سر
قدرت شد ، سیاست
دولت تابعی از
ﺁن نزاع می
شود . جای تردید
نیست که در
ترکیه ، ارتش
که در سیاست
سخن ﺁخر را می
گفته است، نمی
خواهد موقعیت
سیاسی خود را
از دست بدهد .
از ین رو، یک
روز لائیسیته
را دست ﺁویز می
کند و روز دیگر
، « شورشیان
کرد » را . حکومت
ترکیه تحت
فشار ارتش است
. بنا بر این ،
هرگاه دو طرف
، بر همان سه
اصل شوند و
نخست بکوشند
دموکراسی در
ترکیه اساسی
استوار بجوید
و ﺁنگاه
کردهای ترکیه
، حقوق کامل
شهروندی را بیابند
و از حقوق
انسان
برخوردار
شوند و بنا بر حق
اختلاف و حق
مشارکت ، در
اداره امور خویش
و اداره امور
ترکیه شرکت
کنند، نه
تنها مشکل از
میان بر می خیزد
، بلکه ترکیه
نیروهای
محرکه خود را
در رشد بکار می
اندازد .
13 -
رزيابى شما از
pkk
* پاسخ
پرسش سیزدهم
شما : هرگاه
مقصود شما از
فعالیت پ.ک.ک
بعنوان مدافع
حقوق کردهای
ترکیه باشد،
پاسخ اینجانب
به پرسش شما اینست
: اگر ترکیه
حقوق این مردم
را رعایت می
کرد، محلی برای
پیدایش پ.ک.ک پیدا
نمی شد . بدیهی
است که بهترین
روش برای
مطالبه حقوق
،شرکت جمهور
مردم است .
و
اگر منظور شما
سازماندهی و
فکر راهنما و
روش این
سازمان است،
پاسخ این جانب
به پرسش شما اینست
که متناسب با
نمایندگی از
سوی جامعه کرد
ترکیه نیست .
در درون و در
رابطه با این
جامعه می باید
تحول بنیادی
کند.
14 -
نظر شما ايران
خواهان نظام
مشروطه است؟
* پاسخ
پرسش چهاردهم
: اگر مقصود
شما اینست که
ایرانیان می
خواهند نظام
سلطنتی
مشروطه را باز
سازند، پاسخ این
جانب به پرسش
شما اینست : نه .
زیرا دست کم
از انقلاب
مشروطیت تا
انقلاب ایران
در 1357 شمسی ،
مردم ایران
خواستار
استقرار حاکمیت
جمهور مردم
بوده اند .به
تعهد ﺁقای خمینی،
بهنگام اقامت
در فرانسه بر
استقرار ولایت
جمهور مردم ،
هرگاه وفا می
شد، در تاریخ
دینی و سیاسی
ایران ، نخستین
بار بود که
مردم ایران،
بر میزان
برابری و
برادری و اصول
ﺁزادی و
استقلال ،
حاکمیت می
جستند . در
حال حاضر نیز
برای بازیافتن
این حاکمیت
مبارزه می
کنند . نظام
جمهوری که
مردم ایران
خواستار ﺁنند
و در اندیشه
راهنمای
انقلاب ایران
بازگو شده
است، در شکل
دولت ( جمهوری یا
سلطنتی )
خلاصه نمی شود
. بلکه تغییر
رابطه ملت با
دولت به ترتیبی
که دولت تابع
اراده ملت شود
و بر وفق حقوق
انسان و حقوق
ملی و موافق
سه حق مذکور
سازمان بیابد
. بازیافتن
کرامت و منزلت
انسان و باز و
تحول پذیر شدن
نظام اجتماعی
ایران به ترتیبی
که ، بر میزان
عدالت اجتماعی،
هر عضو این
جامعه فرصت و
امکان
برخورداری از
حقوق خویش را
بیابد، محتوای
جمهوریتی است
که مردم ایران
در پی استقرار
ﺁنند .
15 -
رنامه شما
براي آينده
ايران
* پاسخ
پرسش پانزدهم
: در پاسخ به
پرسش چهاردهم و
پاسخها به
پرسشهای پیشین
، شما را از
برنامه خود ﺁگاه
کردم . با وجود
این ، یادﺁور
می شوم که در
دوران مرجع
انقلاب ایران،
ستون پایه های
قدرت را تشخیص
و تدابیری را
برای جانشین
کردن این ستون
پایه ها، با
ستون پایه های
حقوق ، به
اجرا گذاشتم .
از آن برنامه
در کتابم بنام
"خیانت به امید
"که در سایت اینجانب
موجودمیباشد
، آگاه میشوید.تردید
ندارم که، با
رها نکردن
تجربه ای که
انقلاب ایران
است، استبداد
کنونی از میان
بر می خیزد و
از ﺁنجا که در
طول یک قرن،
مردم ایران سه
بار دست به
جنبش همگانی
زدند و در ایجاد
یک دولت مردم
سالار، بنا بر
این حقوق
مدار، ناکام
شدند، کار
اول، بکار
بردن ﺁن تدابیر
در ایجاد دولت
مردم سالار و
غیر ممکن کردن
بازگشت
استبداد است .
شاد و
پیروز باشید .
با تشكر:
كاوان سلامى