مصاحبه
نشریه شهروند
(کانادا ) با
آاقای ابو
الحسن بنی صدر
در باره
فراخوان
رفراندوم
مندرح
در شهروند 16
اذر 83
دكتر
ابوالحسن بني
صدر اولين
رئيس جمهوري
اسلامي
ايرانفراخوان
رفراندوم» را
چگونه ارزيابي
ميكنيد؟
ــ من با
آن مخالف هستم
زيرا به عقيده
من داراي
ابهام است.
سئوال
اينجاست كه
رفراندوم
توسط چه كسي انجام
خواهد شد؟ آيا
قرار است توسط
رژيم و آقاي
خامنه اي اين
كار عملي شود؟
طبيعي است كه
او موافق
نخواهد بود.
اما هرگاه فرض
را بر اين بگذاريم
كه روزي با
اين درخواست
موافقت كرده و
رفراندوم را
عملي كند و
نتيجه آن شود
كه نه 90 درصد،
بلكه بگويد 51
درصد از رژيم
او حمايت ميكنند
در چنين صورتي
ما به دست
خودمان رژيم را
تثبيت كرده
ايم. اگر قرار
است از يك
حركت مردمي
دولت موقتي
برود و اين
دولت موقت
رفراندم را
عملي كند بايد
به طور شفاف
گفته شود.
الان به كشور
اوكرائين
نگاه كنيد آنچه
در جريان است
عينا از
انقلاب ايران
اقتباس شده
است مردم به
سربازان و
نيروهاي مسلح
گل ميدهند...
آنچه مردم
ايران به
ديگران
آموخته اند ميتوانند
خودشان
دوباره به آن
عمل كنند.
يعني راه
انجام يك حركت
عمومي است كه
تغيير رژيم
متعاقب آن
باشد.
دست كم
برخي از بانيان
«فراخوان
رفراندوم»
معتقد هستند
كه اين شعار
ميتواند از
سوي اقشار
وسيع مردم
پذيرفته شده و
در نهايت به
يك جنبش منتهي
شود...
ــ شما كه
نميتوانيد
شعاري طرح
كنيد و براي
هر كس طور
ديگري آن را
تفسير كنيد.
اگر حركت را
ميخواهيد
همان را مطرح
كنيد. حرف و
عمل بايد شفاف
باشد.
اين ابهام
اول بود.
ابهام دوم اين
كه شما ميگوييد،
شعار
رفراندوم عام
است و از راست
تا چپ همه را
در برميگيرد.
آنچه بدان عمل
شده با مردم سالاري
نميخواند. از
اين حركت
خامنه اي و
هاشمي
[رفسنجاني]
مستثني شده
اند. اگر دليل
استثنا شدن
اينها مستبد
بودن شان است،
پس چگونه است
كه شما شعاري
ميدهيد كه داريوش
همايون از پس
آن سرك ميكشد.
اين يك تناقض
است و شما
تلاش ميكنيد
تناقض موجود
را با يك ابهام
بپوشانيد.
بگذاريد من
روشن بگويم،
به عقيده من
شما ميخواهيد
با اين آقايان
اتحاد كنيد به
همين دليل هم
رفراندوم را
مطرح ميكنيد.
اين را بگوييد
و حقيقت را
كتمان نكنيد.
ابهام سوم
اين كه آيا
اين درست نيست
كه مردم بايد
در اين
رفراندوم
شركت كنند؟ پس
راي آنها است
كه محترم است
اگر اين گونه
است، بايد
اراده ملت را
بپذيريد كه يك
بار انقلاب
كرد و رژيم سلطنتي
را از كشور
راند.
در
مقابل دليل
شما، گفته
ميشود كه
هرگاه اين
استدلال پذيرفته
شود بايد 98
درصد راي به
جمهوري
اسلامي و 76 درصد
به قانون
اساسي هم بايد
پذيرفته شود.
موافقان
«فراخوان»
استدلال
ميكنند كه نسل
ديگري آن زمان
راي داده و
امروز نسل
جديد خود بايد
امكان انتخاب
داشته باشد.
ــ اين يك قياس
صوري ست. دروغ
است و تقلب!
به نظر
ميآيد اين آقا
فراموش كرده
است كه ملت [در
سال 1357] يك
انقلاب كرد آن
رژيم را
انداخت و سپس
در همه پرسي
شركت كرد.
شايد اين آقا
اصل انقلاب را
فراموش كرده
باشد اما
تاريخ آن را
فراموش
نميكند. ديگر
اين كه آقاي
خميني هم زمان
راي گيري براي
قانون اساسي
گفت، بگذاريد
امتحان كنيم
اگر جواب نداد
آن را تغيير
ميدهيم. قانون
اساسي امتحان
شد و جواب
نداد حالا
بايد تغيير
كند، اين ربطي
به انقلاب
ندارد. به
رفراندوم
مردود شماردن
سلطنت هم ربطي
ندارد، به مشروعيت
امروز رژيم هم
ربطي ندارد،
زيرا رژيم
امروز به همان
قانون اساسي
هم عمل نكرده
است. راي گيري
هاي بعدي هم
اصلا مشروعيت
نداشت. در فضايي
بسته و پر از
تقلب بود.
صدام حسين هم
در انتخابات
صد در صد راي
ميآورد. در
نتيجه قياس شما
صوري است.
مضاف بر
اين بگويم كه
من الان با
فردي تلفني صحبت
ميكردم او
ميگفت، اين
آقا به او
گفته است كه
همكاري با
«اكثريت»[ فداييان]
را لازم
ميبيند چون
پايگاه وسيعي
در داخل دارد
و با سلطنت
طلبان نيز
ميخواهد همكاري
كند زيرا در
امريكا از يك
لابي وسيع
برخوردار
هستند. پس
«رفراندوم»
پوششي براي
اين اتحاد است.
اين امر ناقض
اصل استقلال و
آزادي ست.
به طور
مشخص آيا شما
با اصل
رفراندوم
مخالف هستيد
يا با شكل و
شيوه مطرح شدن
آن؟
ــ با هر
دو! اولا اين
شعار تازه و
ابتكار نويني
نيست. من قبلا
هم با آن
مخالفت كرده
ام. همانطور
كه گفتم
رفراندوم
قراردادي
ميان مردم و
دولت است.
هرگاه تكليف
رژيم روشن نشده
باشد، مطرح
كردن
رفراندوم
معطل كردن
حركت مردم
خواهد بود و
چند صباحي آن
را به عقب
انداختن. اول
بايد رژيم با
حركت مردم
برود و سپس رفراندوم
صورت گيرد. با
شيوه عمل آنها
مخالفم زيرا
معتقدم هدفي
كه به خودي
خود ممكن است
پسنديده باشد
نبايد مورد
سوءاستفاده
براي مقاصد
ديگر واقع
شود. اگر اين
آقا ميخواهد
با نيروي خاصي
ائتلاف كند،
همين را بگويد
درخواست و
رفراندوم را
بهانه آن نكند.