جریان تحول سپاه پاسداران به حزب سیاسی مسلح 

 

این تحلیل در روزنامه انقلاب اسلامی شماره های 693-694-695-696-697-698  آمده است .

 

 با نزدیک تر شدن به انتخابات مجلس هشتم روز به روز حضور نیروهای سپاه پاسداران را با وجود اینکه خمینی در چند مورد حضور آنان را در سیاست منع کرده بود نمایان تر می شود .

    برخی از تحلیل گران در این مورد مطالبی را نوشته اند اما به نظر می رسد که آنها حضور این سپاه را در همین چند سال اخیر بیشتر احساس کرده اند. 

    برای کسانی که خود از این نیرو بوده اند و از سالهای ابتدای انقلاب عضو آن بوده و با آن از نزدیک آشنا هستند  به خوبی مشخص است که حضور این نیرو ، بعد از انقلاب ، وسیله کار  خمینی و دستیاران او در کودتای خزنده بود . از آن پس، در جریان جنگ 8 ساله، به نیروی نظامی اول بدل شد و روز به روز، در سیاست داخلی و خارجی کشور نقشی بیشتر یافت .  تا این که اینک خود  را عنان دار قدرت می داند و برآنست که آلت بازان دیروز را آلت دست خود کند . امری که عیان است اینست که در حال حاضر،  حضور علنی و بدون وحشت این نیرو، در عرصه سیاست ، با تایید « رهبر »است . این حمایت نشان می دهد که  خامنه ای  به دلیل نیاز به این نیرومانع از حضورش در این حد گسترده نیست .

     تحول این نیرو را می توان در مراحل مختلف مورد بررسی قرار داد . از آنجا که در سپاه گروه بندیها بوده اند و هستند ، بهتر آنست گروه بندی ها را نیروها   بخوانیم و منظور از نیروها را گروههایی بدانیم که در سپاه پاسداران و بسیج و نیروهای امنیتی  و حراستی و انتظامی مشغول به کار بوده و هستند .

 

* مرحله تشکیل:

 

   بخاطر اوضاع و احوال در هفته های اول بعد از انقلاب، به جای آنکه ساخت قدرت محور ارتش تغییر داده شود، وجود ارتش و خطر کودتا، دست آویز تشکیل سپاه پاسداران شد. دکتر یزدی، که معاون نخست وزیر در امور انقلاب و مأمور تهیه طرحهای انقلابی بود، به گفته خود او، طرح تشکیل سپاه پاسداران را تهیه و به تصویب خمینی و حکومت موقت رساند و به اجرا گذاشت .

     سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز، با انگیزه به دست گرفتن قدرت نظامی و مقابله با سازمان مجاهدین خلق تشکیل شد. قرار بر این بود که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای مقابله با خطر کودتا و گروههای مسلح ،  یعنی سازمان مجاهدین خلق چریکهای فدایی خلق گروه پیکار و ...  تشکیل شود . گروههای عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به عضویت سپاه در آمدند .

   در آن دوره،  افراد 11 گروهی که قبل از انقلاب در برخی از فعالیت های سیاسی دخیل بودند تصمیم گرفتند که برای حمایت از خمینی گروهی ر ا تشکیل دهند . آن را تشکیل و  نامش را سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی گذاردند . این گروهها نخست به عضویت کمیته های انقلاب درآمدند . یعنی از خمینی مجوز تشکیل کمیته ها را دریافت کردند و خود عضو آن شدند . هدف آنها از تشکیل کمیته ها  از آن خود کردن  قدرت نظامی ای در دولت جدید  بود . 

    با ایجاد سازمان و کمیته، آنها کار دستگیری نیروهای انقلابی رقیب خود را نیز در دستور کار خود قرار دادند . از کارهای اولشان و بسا  مهمترین آنها، دستگیری فرزندان آیت الله طالقانی توسط محمد غرضی بود . در آن زمان، او فرمانده یکی از پایگاهها بود. دستگیری فرزندان ، موجب قهر آیت الله طالقانی شد. غیر از فرزندان طالقانی،  فرزندان آیت الله لاهوتی و برخی از مسئولان دیگر را نیز دستگیر کردند. جرمشان این بود که چپ بودند . 

 بخشی دیگر از دستور کار این سازمان جذب نیرو و بزرگ کردن سپاه و کمیته ها و فراهم آوردن اسباب انحلال ارتش بود.  مرتب از انحلال ارتش شاهنشاهی سخن می گفتند  تا جایی که بهشتی، در شورای انقلاب، طرحی برای تشکیل شورائی از نمایندگان شورای انقلاب و سپاه و کمیته ها و دادگاه انقلاب برای اداره کشور و انحلال ارتش، مطرح کرد . در مخالفت با این طرح،  مهندس بازرگان  گفته بود کاری که شما می خواهید بکنید کودتا بر ضد رئیس جمهوری است. دست کم صبر کنید او از سفر خوزستان بیاید و در حضور خود او، این طرح را مطرح کنید . بنی صدر مانع از تصویب طرح شد و در نامه ای به خمینی نسبت به قصد تهیه کنندگان طرح که برقرار کردن رژیم استبدادی بود، هشدار داد . یاد آور می شود که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی  بیانیه ای نیز در باره لزوم انحلال ارتش صادر کرد .

   اگر در هویت سیاسی آن زمان برخی از نیروهای این سازمان  تأمل کنیم متوجه می شویم که از روز اول در پی به دست آوردن قدرت  از راه یک حزب مسلح بوده اند .

    محسن رضایی محمد باقر ذوالقدر بروجردی رحیم صفوی -  بهزاد نبوی محسن آرمین محمد سلامتی و ... کسانی بودند که  از همان ابتدای انقلاب، کار تشکیل حزب سیاسی مسلح را در درون رژیم، در پیش گرفتند و تا این زمان، مقامات فرماندهی در سپاه و کمیته ها را در اختیار داشته اند.  از آنجا که با روحانیان قدرت طلب وابستگی هایی داشتند مورد تایید آنان بودند و با احساس نیاز آن به خود، تلاش کردند تا با استفاده از قدرت روحانیان موجبات گسترش خود را فراهم آورند .

 

* مرحله دخالت در تصرف سفارت امریکا

 

    از جمله مراحلی ک این نیروها که در پروسه زمان و به دستور خمینی تبدیل به سپاه پاسداران شده بود دخالت در تصرف سفارت امریکا بود . این نیرو ها که سپاه پاسداران را تشکیل داده بودند و در همان حال کمیته ها را نیز در اختیار داشتند و نیرویی به نام بسیج را نیز به دستور خمینی به عنوان ارتش بیست میلیونی ایجاد کرده بودند با نفوذ در میان برخی از دانشجویان و با حمایت اطلاعات نخست وزیری و نیز با برنامه ریزی سازمانهای جاسوسی امریکا اقدام به تصرف سفارت امریکا نمودند که سالها ایران را در گروگان امریکا نگاه داشت تا به حال .

     با تصرف سفارت امریکا  با مشارکت سپاه و  با حضور فعال کسانی چون سیف اللهی و افشار و ضرغامی و ... ،  دانشجویان تحت تاثیر و حمایت سپاه دست به کار به اصطلاح افشاگری ها زدند تا به کمک روحانیان قدرت طلب  بتوانند مانع از ادامه کار نیروهای وطن دوست و فداکاری شوند که عامل تداوم جبشهای ایرانیان در راستی آزادی و استقلال بودند .

    محسن رفیق دوست از کمک رضا سیف اللهی برای به قدرت رسیدن محسن رضایی به فرماندهی سپاه قبل از تسخیر سفارت می گوید و رضا سیف اللهی از برنامه ریزی ای که برای تصرف سفارت امریکا،  از جمله ایجاد دیده بانی در  ساختمانهای روبروی سفارت  و مشرف بر آن،  در صدا و سیما ، سخن می گوید. وی به عنوان خاطره می گوید: در آن زمان برای اینکه بتوانیم کار نگهبانی از سفارت و چگونگی تغییر شیفت نگهبانان و رفت و آمد ها را کنترل کنیم روزها از طریق ساختمانهای روبروی سفارت با تجهیزاتی که در اختیار داشتیم، سفارت را تحت دیده بانی و مراقبت قرار داده بودیم .

   بنا به گفته ضرغامی هنگامی که وارد سفارت شدیم . چون می دانستیم از حمایت نیروهای سپاه  برخورداریم و این نیروها آنجا را در کنترل خود دارند،  مطمئن بودیم که مورد حمله قرار نخواهیم گرفت . بدین سان بود  که نیروهای سپاه پاسداران با حضور در میان دانشجویان و شرکت در تصرف سفارت، علاوه بر سیاست داخلی، در سیاست خارجی نیز دست اندر کار شدند و عامل تبدیل امریکا به محور سیاست داخلی و خارجی رژیمی گشتند که خود ستون پایه آن شدند .

 

* قطعی کردن حضور خود در عرصه سیاست داخلی از راه سازماندهی  سرکوب مردم:

 

   با شروع جنگ و مخالفت های مردم با سران مستبد نظام از جمله خمینی و بهشتی و رفسنجانی و ... مردم و دانشجویان برای خارج شدن از وضعیتی که هرگز فکر نمی کردند در آن گرفتارشان کنند، دست به تظاهرات و مخالفت زدند . با بر سر کار آمدن بنی صدر، بعنوان رییس جمهوری  که مردم برگزیده بودند ، قدرت طلبان  متوجه شدند  که اگر نتوانند مانع از گسترش حمایت مردم از رییس جمهوری شوند و صحنه سیاست در اختیار مردم باقی بماند ، دیگر نخواهند توانست استبداد را باز سازی کنند . این شد که در جلسات  مخفیانه  - که از جمله در یادداشتهای هاشمی رفسنجانی  از آنها یاد شده است- ، طرحهای فراوانی برای مقابله با بنی صدر که از خواسته های مردم دفاع می کرد، پی در پی تهیه و به اجرا می گذاشتند .

    نامه های هاشمی رفسنجانی در سال 58 و نامه های هاشمی رفسنجانی  و بهشتی و خامنه ای و موسوی اردبیلی و با هنر در سال 59 گواه بر این است که  قصد آنها بر انگیختن خمینی برای استقرار « سلسله روحانیت » ( به قول مشکینی ) بوده است . همانطور که در نامه خود به خمینی نوشته اند و در گفتگو با او تأکید کرده اند ( به روایت هاشمی رفسنجانی ) ، انتخاب بنی صدر را برهم خوردن طرح ایجاد دولت استبدادی به نام « اسلام فیضیه » میدانستند . این ادعای آنها که ریاست جمهوری  بنی صدر موجب می شود تا «اسلام جواهری » و «اسلام مجلسی» به خطر افتد ، خمینی را از این واقعیت آگاه می کرده اند که با ادامه کار بنی صدر، ولایت مطلقه پا نمی گیرد .

Textfeld: ؟






 



 


 

     خمینی و همکاران او، در این مرحله،  با استفاده از  « دانشجویان خط امام» ، بدست سپاه پاسداران  سفارت امریکا را تصرف کردند و تقلب در انتخابات مجلس اول، مرحله بعدی کودتا بر ضد بنی صدر را که بسیارمهم بود، فراهم کردند . پیش از آن، لازم بود دانشگاه را بمثابه پایگاه بنی صدر تعطیل کنند. اگر آن روز، نوار آیت مدرکی بود که معلوم می کرد تعطیل دانشگاه مرحله ای از کودتای خزنده بوده است، از اعترافات امروز برخی از « دانشجویان خط امام » می دانیم که طرح « انقلاب فرهنگی » یا تعطیل دانشگاه، توسط بخشی از حزب جمهوری اسلامی ( حسن آیت و دیگر کسانی که پیرو بقائی و در خط سید ضیاء  بودند ) با دستیاری کسانی چون همین  احمدی نژاد و دیگران تدارک دیده شده بود .

    آنها به خوبی میدانستند تا زمانی که دانشگاهها باز باشد و دانشجویان به دانشگاهها رفت و آمد کنند،  انجام مراحل بعدی کودتا بر ضد رییس جمهوری به خوبی انجام دادنی نیست. به همین دلیل برنامه های فراوانی جهت زمینه سازی کودتا طراحی و اجرا کردند تا زمان مناسب را به دست آورند  .

    برای روشن شدن برنامه گذاری  این گروه نظامی که در سیاست دخالت می کرد،  به سخنان حسن آیت ( بنا بر اسنادی که رژیم خود به دست آورده است )  عامل انگلیس، در جلسه با محارم خود، باید مراجعه کرد . وی در مصاحبه خود گفته بود که برنامه ای طراحی شده و شامل دامی هائی است که پدر بنی صدر هم نمی تواند ازآنها بدر آید . ما دانشگاهها را تعطیل می کنیم و ... ( نقل به مضمون )

 

* سپاه آلت فعل عمده در کودتای سال 60

 

    هنوز چند ماهی از شروع جنگ نگذشته بود که سران کودتا به این نتیجه رسیدند که اگر بنی صدر  جنگ را با پیروزی به پایان رساند، توانی برای  قدرت طلبان نمی ماند و نخواهند توانست مراحل بعدی کودتا را اجرا کنند . در آن روزها که ارتش ایران زیر ضربات شدید کسانی چون بهشتی و ری شهری و محسن رضایی و خامنه ای قرار گرفته بود تا مگر شیرازه آن را چنان از هم بپاشند که از آن جزنامی باقی نماند، بنی صدر نسبت به خطر تجاوز نظامی به ایران هشدار می داد و دست بکار تجدید سازمان ارتش و بالا بردن توان رزمی آن بود . تجاوز عراق به ایران زمانی انجام گرفت که نیروهای سه گانه ارتش، بخصوص نیروی زمینی ، هنوز توان رزمی خود را بدست نیاورده بودند .  زیر ضربات دشمن،   بنی صدر ارتش را از سازمان مردم سالار برخوردار کرد و این ارتش توانست پیشروی دشمن را متوقف کند و ابتکار عمل را بدست آورد . از ماه دوم جنگ، این ارتش ایران بود که حمله های خود را به ارتش زمین گیر شده عراق آغاز کرد .  از آنجا که سران حزب جمهوری اسلامی و بخشی از پاسداران مرتب در کار ارتش اخلال می کردند،  بنی صدر همه روز در جبهه های جنگ حاضر بود . قدرت طلبان با این شعار که نیمی از ایران برود بهتر از آنست که بنی صدر پیروز شود، در تهران، همچنان مشغول دسیسه چینی بر ضد رئیس جمهوری بودند.  آنها ، به دست خمینی، افراد سپاه را در تهران و شهرهای بزرگ نگاه داشتند  و از آنها در تعطیل باشگاههای سازمانهای سیاسی  و تعطیل روزنامه ها استفاده می کردند . همزمان، وظیفه  حکومت رجائی و مجلس را ضدیت با رئیس جمهوری می کردند .

   با مرور کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی، در آن سالها متوجه می شویم که سپاه پاسداران ، بخشی که در اختیار سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب جمهوری اسلامی بود، در کودتا بر ضد بنی صدر نقش مهمی ایفا کرده است . هاشمی رفسنجانی در « عبور از بحران » ما را آگاه می کند که در مرحله پایانی کودتا، در خرداد 60، از جبهه ها افراد سپاه را به تهران منتقل کرده اند .  هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطرات خود از رفتن به همراه بهشتی جهت بازدید از نیروهای سپاه خوزستان که در پارک ارم مستقر شده بودند می نویسد. 

     نقش محسن رضایی و خسرو تهرانی و علی شمخانی و رضا سیف اللهی و... که از جمله سرداران سپاه بودند  در کودتا به خوبی نشان می دهد که این سرداران با دستور سران کودتا وارد کارهای سیاسی شده و برای مقابله با رییس جمهوری ، مأمور بوده اند مانع از اجتماع مردم در اعتراض به کودتا، بهنگام بررسی طرح «عدم کفایت سیاسی»  رییس جمهوری و حمله به اجتماعات مردم در آن روزها و همکاری با « دادگاه انقلاب » در دستگیریها و اعدامها بوده اند .

    هاشمی رفسنجانی ، در همان کتاب،  می نویسد این نیروها را برای دفاع از انقلاب و مجلس به تهران فرا خوانده بودند.

    افراد نظامی که حق دخالت در سیاست  را نداشتند، بنا بر کتاب « عبور از بحران » در تمامی جلسات که برای اجرای این یا آن بخش از کودتا تشکیل می شد، شرکت داشتند. بخش

مهمی از اجرا نیز برعهده آنها بود .  با شرکت در این جلسات و ایفای نقش تعیین کننده بود، که گردانندگان سپاه متوجه شدند ستون فقرات رژیم جدید هستند . بیرون راندن مردم از صحنه ، مردمی که مخالفتشان با کودتا چنان عیان بود که خمینی می گفت : اگر 35 میلیون نفر بگویند بله، من می گویم نه ، دیگر پایگاه رژیم نبودند .  بدین ترتیب، معامله پنهانی بر سر گروگانها با گروه ریگان و بوش و با کودتا ، نقش سپاه در جنگ و در سیاست داخلی و خارجی ( ایران گیت )  ، روز افزون شد . بیهوده نیست که این سرداران تا امروز،  همواره در بهترین مقامات کشوری و سیاسی و نظامی قرار داشته اند و دارند و هرگز  مورد سئوال و یا بازخواست قرار نگرفته اند .

     در بهار 60، دشمن متجاوز آماده قبول صلح و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس آماده پرداخت غرامت به ایران بودند . با پذیرفتن پیشنهاد کشورهای غیر متعهد از سوی رژیم صدام ،  جنگ می باید در خرداد 60 پایان می پذیرفت . از این رو، بهشتی و هاشمی رفسنجانی و خامنه ای نزد خمینی رفتند و به او گفتند : امروز اگر همه روحانیت بر ضد بنی صدر شود، از پس او بر نمی آید . فردا که جنگ را تمام کرد، سوار تانگهایش می شود و به تهران می آید . آن وقت شما هم دیگر حریف او نخواهید شد . این شد که مانع از آمدن هیأت کشورهای غیر متعهد و آوردن پاسخ موافق صدام به پیشنهاد غیر متعهدها شدند و به کودتا شتاب بخشیدند .   بنی صدر در هشدارنامه 22 خرداد، تأکید کرد که یکی از هدفهای کودتا، ادامه دادن به جنگ است . زیرا هم انگلستان و امریکا و اسرائیل بدان نیاز دارند و هم  بازسازی استبداد بدون آن نمی شود . آن ایام، آنها که مشغول زد و بند با قدرتهای خارجی شده بودند، در ضرورت جلوگیری از پایان پیروز جنگ، متحد بودند . از جمله،  مهندس غرضی که بعنوان استاندار خوزستان، از هیچ کارشکنی دریغ نمی کرد و بعدها یکی از طرفهای انگلستان در ایران شد، در آن ایام گفته بود : ما حاضریم خوزستان را از دست بدهیم اما بنی صدر پیروز نشود .

    در همان زمان که در جبهه ها جنگ جریان داشت و کشور نیازمند حضور نیرهای رزمنده در جبهه ها بود، نیروهای سپاه به تهران آورده شده بودند و روحانیون قدرت طلب  شعار می دادند : بنی صدر از حضور سپاهیان در جبهه ها جلوگیری می کند و به آنها اسلحه سنگین نمی دهد و...  حال آنکه آنها بودند که به سپاه در شهرها برای تصرف قدرت نیاز داشتند .

به قول سردار فضلی هنوز بیش از 34 روز از شروع جنگ نگذشته بود که ارتش ایران توانسته بود نیروهای عراقی را از بسیاری از شهرها خارج سازد . بر اساس برنامه گذاری  فرماندهان ارتش، قرار بر این بود که طی دو ماه اول ، ارتش ایران قوای عراق زمین گیر کند و آنگاه ابتکار عمل را از آن خود کند . در عمل، در همان ماه اول، ارتش عراق زمین گیر شد .  در ماه ششم جنگ،  صدام و سران عرب نگران شکست ارتش متجاوز شدند و آماده قبول صلح و پرداخت غرامت گشتند .

    یکی از دلایل سانسور مداوم اولین رییس جمهوری این است که اگر

قراربر انتشار حقایق شود، خمینی و هاشمی رفسنجانی و خامنه ای و... و همه سرداران سپاه و کسانی چون بهزاد نبوی و آرمین و حجاریان و تاج زاده و امین زاده و ...  می باید در باره نقش خود در گروگانگیری و پاشاندن شیرازه ارتش ، و انتخابات قلابی  مجلس اول و کودتا و طولانی کردن جنگ توضیح بدهند . می باید در باره ایران گیتها  توضیح بدهند . می باید بگویند حکومت انگلستان با چه کسانی ارتباط داشت و آن کسان چه مقامی داشتند که انگلستان توانست از طریق آنها جنگ را طولانی کند . درخور یادآوری است که آلن کلارک، بمناسبت ایران گیت انگلیسی ، در دادگاه گفت : جنگ ایران و عراق در سود انگلستان و غرب بود اسباب ایجاد و ادامه آن را فراهم کردیم . جنگ را از طریق رژیم صدام ایجاد کردند و از طریق رژیم خمینی اسباب ادامه آن و قربانی شدن یک نسل را فراهم آوردند . عواملشان در رژیم خمینی چه کسانی بودند ؟  از آن روز ها تا امروز، رژیم خون می ریزد . آمران روحانیان قدرت طلبند . اما مأموران کسانی بوده اند که به نوبه خود آمر بوده اند و سپاه را وسیله جنایت و خیانت و فساد رژیم کرده اند .

    آنها که در آن کودتای ننگین شرکت کردند ، اینها هستند :

روحانیان ، خمینی ، هاشمی رفسنجانی ، بهشتی ، خامنه ای ، با هنر و...

در سپاه پاسداران ،  محسن رضایی محسن رفیق دوست غلامعلی رشید رضا سیف اللهی محمد باقر ذوالقدر رضا امراللهی خسرو تهرانی و ...

کمیته ها ،  بهزاد نبوی علی فلاحیان مهدوی کنی و ...

دادگاه انقلاب ، محمدی گیلانی -  اسدالله لاجوردی اسدالله بادمچیان احمد توکلی -  عسکر اولادی باهنر تاج زاده عباس عبدی روح الله حسینیان - موسوی تبریزی هادی غفاری محمد یزدی جنتی دعاگو و...

اطلاعات نخست وزیری،  سعید حجاریان  - فریدون وردی نژاد و...

  از اینها برخی، در سال 60 ، با استفاده از افراد سپاه، دست به کشتار بیش از 4000 نفر از مردم ایران که خواهان آزادی  بودند زدند.  نامهای بیشتر از 2000 تن از اعدام شدگان در دست هستند . در شهرهای مختلف، یا  بستن تظاهر کنندگان به رگبار  گلوله و ترور شمار بسیاری را کشتند .

 

* نقش کسانی که با کودتا به فرماندهی سپاه رسیدند در طولانی کردن جنگ و بالا بردن میزان تلفات :

 

  با انجام کودتا بر ضد  بنی صدر و قبضه دولت ،  شعار  « جنگ ، جنگ تا رفع فتنه در جهان » و « راه قدس از کربلا می گذرد »، بنا را بر ادامه دادن به جنگ گذاشتند .

    فرماندهان سپاه می خواستند با استفاده از جنگ، سپاه را ارتش اول کنند و در اداره دولت در شمار تصمیم

گیرندگان قرار گیرند، بعد از روحانیان قدرت طلب که جنگ را برای برقرار

کردن استبداد خویش لازم می دیدند، 

بیشتر از همه طرفدار ادامه جنگ بودند . این شد که از موجهای انسانی در جنگی که دامنه آن را گسترده می کردند، استفاده کردند .

آنها می دانستند که با ادامه جنگ هر اعتراضی را می توانند سرکوب کنند و می توانند ارتش را به تحلیل ببرند و  سپاه را حزب سیاسی مسلح بگردانند .  تصفیه های گاه خونین در سپاه که در این سه دهه انجام گرفته اند بهترین مدرک بر قصد سران این حزب در تبدیل سپاه به حزب سیاسی مسلح است .

   این نیروها که آموزشهای نظامی ندیده بودند و از استراتژی و تاکتیک جنگی هیچ نمی دانستند، با سوء استفاده از مردم فداکار کشور، خمینی را وسیله به جبهه کشاندن نوجوانان و جوانان کردند و با قربانی کردن آنها ،  توانستند جنگ را طولانی کنند . در طول جنگ، حدود یک میلیون نفر از جوانان این کشور را به کشتن دادند . بیش از سه میلیون نفر از آنان را مجروح و معلول ، وارد شهرهای خود کردند. در طول 8 سال جنگ، فرصت رشد را از نسلی گرفتند   و به قول خود، حدود یک هزار میلیارد دلار خسارت به این کشور وارد آوردند .

      رژیم ولایت فقیه و نیروهای سرکوب گرش  که هیچ دلیلی به جز قدرت طلبی بر ادامه جنگ  نداشتند،  در پایان جنگ با شکست های پی درپی روبرو شدند .  کار به جایی رسید که با گریه از خمینی خواستند که با قطعنامه 598 شورای امنیت  موافقت کند قبل از اینکه ارتش عراق بار دیگر خوزستان را اشغال نماید .

      مردم ایران باید به یاد داشته باشند که در پایان جنگ،  با وجود این که خمینی جام زهر را سرکشید و مبلغان رژیم با وقاحت تمام گفتند به علت خیانت ملت به دولت در جنگ شکست خوردیم ، اما پس از برقرار شدن آتش بس، هم سران رژیم ولایت فقیه و هم فرماندهان سپاه پاسداران شعار دادند که در جنگ پیروز شده اند .  اما حقیقت اینست که پایان جنگ در سال 60، یک پیروزی بود و سبب می شد رژیم های دیکتاتوری از پی هم از پای درآیند . ایران راه رشد را طی کند و امروز پیشرو کشورهای آزاد و رشید باشد . در خرداد 60 ، تلفات ایران در طول جنگ 5 هزار تن و شمار زخمی ها 28 هزار نفر بودند . خسارت چندانی نیز وارد نشده بود . غرامت کلانی نیز به ایران پرداخت می شد . اما روحانیان قدرت طلب و همدستانشان در سپاه، نسلی را قربانی بازسازی استبداد کردند و به قول مک فارلین ، خمینی را ناگزیر کردند جام زهر در دست، در برابر امریکا زانوی تسلیم بر زمین بزند .

    به مناسبت بخشی از مصاحبه بهزاد نبوی را نقل می کنیم .  در این مورد ،  محسن رضایی نیز،  در مصاحبه ای ، سخنان مشابهی را بر زبان آورده است :

مصاحبه بهزاد نبوی با خبرنگاران اعتماد ملی( 4 بهمن ماه 1386 ) :

   « ...امام در جنگ ايران و عراق چرا آتش بس را پذيرفت؟ اگر می خواست عاشورايی عمل کند پس چرا آتش بس را قبول کرد؟ مگر نگفت اگر اين جنگ ۳۰ سال طول بکشد ما تا آخر ايستاده ايم. پس چرا چنين کرد؟ در نامه يی که بعد از پذيرش آتش بس نوشتند مستدل و قوی و واضح علت تصميم خود را مطرح کردند و همه قبول کردند که اساس انقلاب و نظام در خطر است و خطر اشغال خوزستان وجود دارد. من که در ستاد فرماندهی کل قوا بودم به شما می گويم آن زمان  اگر قطعنامه را نمی پذيرفتيم، اين خطر وجود داشت که تمام خوزستان از دست ايران خارج شود. لذا می بينيم امام مسووليت را پذيرفت و گفت جام زهر را می نوشم و آتش بس را اعلام کرد. در عين حال امام عمل به تکليف هم کرده است. عمل به تکليف همان پذيرش آتش بس بود که انجام داد، تکليف مگر چيست؟ تکليف ما اصلاح وضع کشور است. هميشه ما بايد به تکليف عمل کنيم. »

 

* نقش حزب سیاسی مسلح در سرکوب مردم بعد از جنگ :

 

  با پایان جنگ و برگشت بسیاری از کسانی که خود را طلبکار انقلاب می دانستند به داخل کشور ، درخواست های نامعقول آنان برای دریافت پست و مقام و امتیازات  شروع شد . آنها که در ابتدا می گفتند برای رضای خدا به جبهه ها رفته اند و به قول کوثری حتی از گرفتن حقوق هم خودداری میکردند،  با بازگشت به شهرها،  مدعی شدند که آنها از کلیه امتیازاتی که چشم پوشی کرده بودند و از دست داده بودند پشیمان شده اند و با دریافت پست و مقام و درجه های آنچنانی تلاش داشتند تا به اصطلاح عقب ماندگی خود را جبران کنند.  برخی از این نیروها با بازگشت به شهرها به منصوب شدن به مدیریت بالا و متوسط امیدوار بودند .   هاشمی رفسنجانی و خامنه ای نیز که می دیدند با استفاده از این نیروها بود که توانسته بودند دولت را از آن خود کنند و برای بعد از خمینی نیز به آنان نیاز دارند ، با توقعات آنها موافق بودند و  ستاره هایی را بر دوش آنان گذاردند . بخشی از اقتصاد را به اختیار آنها درآوردند و راه را برای رسیدن به مقامات اداری  برویشان گشودند .

    این نیروها که متوجه شده بودند سران رژیم نیازمند آنها هستند روز به روز بر خواسته ها و امتیازات خود افزودند به گونه ای که  هر روز خواستار یک امتیاز بودند از جمله :

امتیاز ورود  به دانشگاهها با سهمیه خاص برای خود و خانواده ، مادام العمر . در آذرماه امسال محمد رضا مردانی رییس بسیج دانشجویی در همایشی گفته است  :

   « طبق مصوبه‌اي که در کميته مشترک بسيج دانشجويي و وزارت ‏علوم به  رتصويب رسيده است نفرات برتر جشنواره ممتازين بسيج دانشجويي مي‌توانند بدون کنکور ادامه تحصيل ‏دهند و در صورت تاييد اين کميته تسهيلات ديگري همچون معافيت از خدمت سربازي نيز به اين افراد اختصاص ‏مي‌يابد».‏

    مشيري نماینده مجلس گفته است : « بسيج الان نيز در زمينه کارداني، کارشناسي و کارشناسي ارشد سهميه دارد، البته چون ‏امروز تقريبا ورود فرزندان خانواده شهدا، اسرا و جانبازان به دانشگاه‌ها کمتر شده، وزارت علوم جايگزين اين ‏سهميه 40 درصد بسيج دانشجويي را قرار داد که طبق آن، هر فردي با يک نامه از سوي بسيج محله‌اش مي‌تواند ‏از امتياز سهميه برخوردار شود » .‏

    شاخه دانشجوئي سازمان مجاهدين انقلاب در بیاینه ای ازتزريق افراد خودي به صورت غير‌قانوني به كادر هيأت علمي دانشگاه ها،  برنامه‌ريزي ‏جدي براي تشكيل بافت جعلي دانشجويي با ترفندهايي نظير تعميم سهميه 40 درصدي ايثارگران به اعضاي ‏پايگاه‌هاي مقاومت بسيج،  خبر داد. ‏

و...

  امتیاز گرفتن رتبه های علمی بدون طی مراحل  قانونی .

امتیاز ساخت دانشگاههای مخصوص جهت دریافت مدارک علمی از جمله دانشگاه امام حسین امام صادق مالک اشتر تربیت مدرس و ...

  امتیاز دریافت مجوز صادرات و واردات کالا .

امتیاز دریافت مجوز هر گونه نشریه و  انتشارات .

امتیاز دریافت پست های مدیرتی کلان در کشور از جمله وزارت معاونت سرپرستی نمایندگی مجلس سفارت و...

امتیاز دریافت سهمیه های استادی  و دانشجویی بدون طی مراحل قانونی .

    جعفر يعقوبي، رئيس سازمان بسيج اساتيد و از اعضاي هيات علمي دانشگاه امام حسين سپاه، در آذر ماه امسال،  ‏طي گفتگوئي با روزنامه قدس خبر داد که تعداد استادان عضو بسيج در دانشگاه به 25 درصد کل استادان رسيده ‏است.‏

    بسيج اساتيد که از 13 آذر 79 آغاز به کار کرده ، به گفته جعفر يعقوبي در دو سال اخير با اجراي مصوبه 27 آذر ‏سال 80 شوراي عالي انقلاب فرهنگي گسترش يافته است. به گفته وي  « در اين مصوبه،  دو وزارت علوم، تحقيقات ‏و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشكي موظف به همراهي و همكاري با نيروي مقاومت بسيج براي تشكيل ‏بسيج اساتيد شدند.‏

     استادان بسيجي در عين حال وظيفه دارند "با مديريت دانشگاهها و دفاتر نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري و ساير ‏تشكلهاي دانشگاهي براي تحقق دانشگاه اسلامي همکاري کنند: تلاش براي ايجاد وحدت حوزه و دانشگاه در ‏جامعه اسلامي. كمك به دولت و نهادها درهنگام بروز حوادث غير مترقبه و شرايط بحراني . مشاركت در ‏انجام تحقيقات مورد نياز كشور از طريق ارتباط با سازمانهاي دولتي و مراكز علمي. مشاركت در برگزاري ‏همايش ها و نشست هاي علمي پژوهشي. تقويت روحيه همكاري و ايثار در بين استادان دانشگاهها » .

     رئيس سازمان بسيج اساتيد تعداد کساني را که تحت عنوان استاد بسيجي به عضويت هيات هاي علمي در آمده اند ‏‏"حدود 12هزار نفر" اعلام کرده است.‏

 

* تشکیل تیم های ترورو ترور مخالفان رژیم در داخل و خارج کشور :

   

راه اندازی تیم های تروریستی در داخل و خارج از کشور : از زمانی که این نیروها از جبهه برگشتند تاریخ

ایران نشان دهنده ترورهای روز افزون سیاسیون و فرهنگیان در داخل و خارج از کشور است .  این امر نشان می دهد که با بازگشت این نیروها از جبهه ها و تشکیل تیم های متحد با واواک،  کار ترورهای مخالفین در داخل و خارج از کشور را شروع کردند .  طی مدت 8 سال که با ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و وزارت فلاحیان بر واواک و فرماندهی محسن رضایی بر سپاه همراه بود، سازمان ترور در دولت بوجود آمد و صدها تن را  در داخل و خارج از کشور با برنامه ریزی ومدیریت این افراد ترور شدند . سازماندهی ترور ، نخست توسط سپاه ، زیر نظر ذوالقدر ، انجام گرفت . او قصر فیروزه را مرکز کرد و در آن، پرونده های کسانی که باید ترور می شدند، تشکیل و برای تصویب مقام رهبری و رئیس جمهوری در اختیار آنها قرار می گرفت . به تدریج، سازمان ترور شکل گرفت و هریک از وزارت خانه و سازمانهای دولتی ( نظیر صدا و سیما ) بخش از کار ترور را برعهده گرفتند . پس از پایان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی ، سازمان ترور تجدید شد . سازماندهی جدید تحت نظر  « بیت رهبری » رهبری قرار گرفت . قتلهای سیاسی که رژیم به آنها « قتلهای زنجیره ای » نام داد و به « محفلی ها » نسبت داد، در شمار نخستین ترورهای سازمان جدید ترور بود . به دنبال آنها ، سعید حجاریان ترور شد . در این سازماندهی ، « روحانیان » که کمیته فتوا را تشکیل داده اند و واواکی ها و پاسداران وابسته به مافیاهای نظامی مالی ، نقش اصلی را دارند .  بدین ترتیب، شرکت در ترورها که جنایتکارانه ترین شیوه دخالت در سیاست است، تنها بخاطر تشکیل حزب سیاسی مسلح مسلط بر دولت ، به عمل آمده اند

 

* بحران سازی ها در داخل کشور :

 

   این نیرو که روز به روز از مردم و انقلاب طلب کار تر می شد کار را به جایی رساند که هر کاری را منوط به خود می دانست و از آنجا که رژیم نیز خود را مدیون این نیرو می دانست به هر امتیازی که آنها می خواستند تن می داد تا جایی که آنها را نیز وارد کلیه امور سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی نمود . و این سهم خواهی آنان تا جایی پیش رفت که آنها هم ریاست جمهوری را طلب می کردند و هم نمایندگی مجلس را و   هم وزارت را و هم استانداری ها را و هم شهرداری ها را و  نمایندگی شوراها را و هم نمایندگی خبرگان رهبری را و هم ....

    سران حزب سیاسی متوجه این نکته شده بودند که دیگر در این کشور جایی برای کار علی وار وجود ندارد. بنابراین تلاش کردند تا هر چه بیشتر به منافع مورد نیاز خود دست یابند . گرفتن قراردادها و امتیازات بسیار زیاد مالی و تشکیل سازمانها و شرکتهای خصوصی تحت پوششی برای سرمایه دار کردن ای نیروها از جمله امتیازاتی بود که نظام به آنها واگذار کرده بود .

   هر چه به زمان حال  نزدیک تر می شویم دخالت کادرها در کلیه امور بیشتر می شود.  تا جایی که بسیاری از سران این نیرو با نادیده گرفتن حرفهای امام خودشان تلاش می کنند هر چه بیشتر سهم خود را از قدرت افزایش دهند .

    طی دو سال گذشته به خوبی مشاهده می شود که این نیرو به کمک واواک آمده و برای اینکه بتواند مانع از حرکت اعتراضی مردم و دانشجویان و معلمان و کارگران شود به عمله چماقدار این نظام تبدیل شده است به صورتی که در کلیه تهاجمات به دانشجویان و معلمان و زنان و کارگران سپاهیان و بسیجیان و نیروهای انتظامی در راس سرکوب گران  قرار گرفته اند و در واقع رژیم با استفاده از این نیرو و در عین حال با دادن امتیاز به آن ، از وجودش  استفاده کرده و مورد استفاده اش قرار گرفته است . بحرانها یی که در دوران خاتمی ایجاد شدند و خاتمی می گفت در 9 روز، یک بحران می سازند، توسط این حزب سیاسی و آلت فعلهایش، انصار حزب الله ( که تحت فرمان افسران سپاه بودند ) و بسیج ایجاد شده اند . در حکومت احمدی نژاد این بحران سازی ادامه یافته است . اما این بار ، بسود حکومت احمدی نژاد و به قصد تحکیم سلطه حزب سیاسی مسلح بر دولت ساخته می شوند .

 

* سپاه قدس و در دست گرفتن بخش حساس سیاست خارجی توسط حزب سیاسی مسلح

 

حضور افراد سپاه در سفارتهای خانه های ایران در کشورهای مختلف امر تازه ای نیست . در یکچند از کشورها، سفیران از سپاه پاسداران هستند . اما سیاست خارجی ایران ، در کشورهائی چند یکسره در دست سپاه قدس است . می دانیم که سپاه قدس برای مأموریت در بیرون از مرزهای کشور بوجود آمد . نقش این سپاه در لبنان و فلسطین و عراق و افغانستان و ترکیه ( عملیات تروریستی ) بر کسی پوشیده نیست . به تدریج ، کشورهای آسیای میانه و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس نیز در قلمرو حزب سیاسی مسلح، قرار گرفته است .   بودجه ای که در اختیار سپاه قدس برای « صدور انقلاب » است، اندازه نمی شناسد . سپاه قدس سالها دارایی های کشور را صرف هزینه های ویرانسازی در دیگر کشورها کرده است .  تا اینکه در سال جاری، امریکا سپاه را یک سازمان تروریستی اعلان کرد .  از  این رو، از اواسط سال ، فعالیتهای سپاه قدس پوشیده تر شده است .  در حقیقت ، کشور چند وزارت خارجه و چند سیاست خارجی دارد . وزارت خارجه اسمی کارش بیشتر اداری است . وزات خارجه اصلی در « بیت رهبری » و سپاه قرار دارد . البته مافیاهای مختلف هریک روابط خارجی و مأموران ارتباط خود را دارند . از این رو است که می بینیم ، لاریجانی ( که از سپاه است ) و یا ولایتی از سوی خامنه ای به روسیه و کشورهای اروپائی می روند و پیشنهادهائی را می پذیرند اما احمدی نژاد یا دیگری توی دهن آنها می زنند .  بحران اتمی را گروه بندیهای موجود در این حزب بوجود آورده اند و تشدید کرده اند . زمانی رسید که خطر حمله نظامی به ایران جدی شد .  در داخل نیز بحران سازیها  سبب بروز جنبشهای اعتراضی گسترده شدند . رحیم صفوی جای خود را به جعفری داد و او دفاع از کشور را وظیفه ارتش و دفاع از « انقلاب » را در داخل کار سپاه دانست .  در واقع، از ابتدای امسال سران حزب سیاسی مسلح  متوجه شدند که وضعیت در داخل کشور نیز رو به راه  نیست و باید برای کنترل مخالفان خود در داخل کشور همه نیروهای خود را آماده سازند . سنجش های افکار پیاپی که انجام گرفتند معلوم کردند اگر رقابت میان « اصول گرایان » یا نامزدهای حزب سیاسی مسلح و نامزدهای دیگر وجود داشته باشد، « اصول گرایان » شکست سختی خواهند خورد . این شد که سردار افشار به وزارت کشور منتقل و مأمور انجام انتخابات فرمایشی شد . انتخاباتی فرمایشی  تر از انتخابات  دوران پهلوی ها . با این همه، حزب در سیاست داخلی و خارجی با وضعیتی روبرو است که نمی داند چه بایدش کرد . انزوا در منطقه و جهان و ناتوانی در حل مسائل داخلی و افزودن بر مسائل داخلی و خارجی،  حزب را در درون کشور و در درون رژیم نیز به انزوا درآورده اند .

 

*مرحله « سازندگی »

 

بعد از پایان جنگ و وارد شدن به دوران سازندگی و دریافت مجوزهای مخصوص، پاسداران دولت را وادار به دادن امتیازات بسیاری نمودند و توانستند اکثر مدیریت ها را در بسیاری از سازمانها و مؤسسات و نهادها و ادارات و ... ، در اختیار خود بگیرند . امروز ، بخش بزرگی از اقتصاد کشور در قبضه سپاه است .

انقلاب اسلامی : پیش از این، نقش سپاه در اقتصاد کشور را از نظر خوانندگان گذرانده ایم . دورتر، باز به نقش سپاه در اقتصاد پرداخته شده است .

 

* کارشکنی در حکومت خاتمی

 

   گردانندگان سپاه بعد از اینکه نتوانستند در انتخابات دوم خرداد به پیروزی دست یابند بحران سازی و کارشکنی در امور را شروع کردند از جمله :

- دخالت در ترورهای داخلی .

- دخالت در برهم زدن اجتماعات.

- دخالت در سرکوب زنان معلمان کارگران و دانشجویان .

- دخالت در سرکوب دختران و پسران به دلیل پوشش آنها .

- دخالت در امور اقتصادی و اجبار به بستن شرکتها .

-دخالت در حمله به مجالس سخنرانی نمایندگان و

- حمله به وزرای حکومت .

- حمله به دفاتر نشریات و کتابفروشی ها .

- جلوگیری از افتتاح فرودگاه « امام خمینی »

- دستگیری و شکنجه شخصیتهای سیاسی

- بحران سازیها

- نامه تهدید آمیز به خاتمی

- ایلغار خونین 18 تیر و گرفتن اجازه سرکوب از خامنه ای

  و...

 

* در حکومت دوران احمدی نژاد

 

  با بر سر کار آمدن احمدی نژاد،  دخالت گردانندگان سپاه و ایجاد کنندگان مافیاهای نظامی مالی  به صورت علنی گسترش یافت تا جایی که علنا اعلام کردند که سپاه و بسیج می توانند در کارها ی سیاسی دخالت کنند .  بعد به دخالت در انتخابات پرداختند . بخصوص از دوره خاتمی ، در انتخابات ریاست جمهوری و شوراها و مجلس بود ، دخالتهای سپاه وسیع شد و از پرده بیرون افتاد . 

    در این دوره، آنها با استفاده از کلیه رانت های موجود کلیه مناصب و مسئولیت های مهم سیاسی فرهنگی اجتماعی و اقتصادی را برای خود در اختیارگرفتند که به آنها اشاره خواهد شد .

 

* خمینی و ورود نیروهای نظامی در سیاست

  

  نخست خمینی بود که در 6 خرداد 1360 گفت اگر ملت موافقت کند من مخالفت می کنم . در همان سخنان ، او تهدید کرد که در دوران شاه نیروی مسلح نداشتیم حالا داریم . با آنکه دخالت سپاه و دیگر نیروهای مسلح را در سیاست ممنوع کرده بود، در کودتای خرداد 1360 ، سپاه را بکار برد . از آن پس، یکی از هدفهای طولانی کردن جنگ، بزرگ کردن سپاه و تبدیل آن به ارتش اول و اصلی بود .  با اینهمه،  تا خمینی زنده بود ، مراقب بود  که سپاه بطور علنی در سیاست دخالت نکند .  ولی از زمان بر سر کار آمدن خامنه ای،  به دلیل محروم بودن از موقعیت خمینی،  مجبور به استفاده از این سپاه  در همه ابعاد  سیاسی و اجتماعی و فرهنگی واقتصادی و  حتی ورزشی شد .

    با گذشت زمان،  سپاه پاسداران و بسیج های تحت نظر این نیرو به کمک نیروهای اطلاعاتی و حراستی و امنیتی به عنوان پایه های نگهدارنده ولایت استبداد مورد استفاده یا سوء استفاده قرار گرفتند . هر چه زمان از  دوران مرجع انقلاب،  دور تر می شد و مردم متوجه خیانت رژیم ولایت مطلقه فقیه می شدند  و از آن دور تر می شدند،  ولی فقیه مطلقه برای اینکه بتواند بر بحران مشروعیت خود فایق شود، نیازمندی به نیروهای سرکوبگر و نظامی را بیشتر حس می کرد.  تا جایی که در این اواخر به طور علنی از آنها خواست وارد قلمرو سیاسی  شوند و کار حذف یکی از قدرتمندترین بخش های نظام خود را فراهم آورد .

    با بر سر کار آمدن دولت « اصولگرای »  احمدی نژاد،  ولی فقیه که فکر میکرد که با یک دست کردن مجلس و دولت و قوه قضاییه دیگر مشکلی برای ادامه حاکمیت خود ندارد،  به دلیل عملکرد نابخردانه سران رژیم،  روز به روز، شاهد ریزش نیروهای هوادار خود می شد تا جایی که این ریزش طیف اصلی حامی رژیم را نیز دربر گرفت . اینک حتی هاشمی رفسنجانی و فلاحیان و کروبی و خاتمی و حسن خمینی و توسلی و موسوی تبریزی و ... را نیز مخالفان  خود می بیند و برای اینکه بتواند اینان و هوادارانشان را نیز از گردونه خارج سازد، مجبور به استفاده تمام عیار از نیروهای نظامی سرکوبگر خود که برای چنین روزهایی آماده کرده، شده است .

     نظر خمینی در مورد ورود نظامیان به سیاست در وصیت نامه ... اینست : «  وصيت اکيد من به قوای مسلح آن است که همان طور که از مقررات نظام، عدم دخول نظامی در احزاب و گروهها و جبهه‏ها است به آن عمل نمايند و قوای مسلح مطلقاً، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسيج و غير اينها، در هيچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازيهای سياسی دور نگه دارند. در اين صورت می‏توانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلافات درون گروهی مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است که افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمايند. و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است،

دولت و ملت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلامی وظيفه شرعی و ميهنی آنان است که اگر قوای مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و کشور بخواهند عملی انجام دهند يا در احزاب وارد شوند که ـ بی‏اشکال به تباهی کشيده می‏شوند ـ و يا در بازيهای سياسی وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت کنند. و بر رهبر و شورای رهبری است که با قاطعيت از اين امر جلوگيری نمايد تا کشور از آسيب در امان باشد ».

خمینی در  پيام ۲۹ فروردين ۱۳۶۱ خطاب به تمامی نيروهای نظامی  می گوید :

    « ...از امور مهمی که بايد تمام نيروهای مسلح از آن پيروی کنند و اغماض از آن به هيچ‏وجه نمی‏توان کرد و باز هم تذکر داده‏ام، آن است که هيچ‏يک از افراد نيروهای مسلح، چه رده‏های بالا يا پايين در حزب و گروهی با هر اسم و عنوان نبايد وارد شوند، هرچند آن حزب و گروه صددر صد اسلامی و به جمهوری اسلامی وفادار باشند. و هر کس در يک حزب و گروه وارد شد بايد از ارتش و سپاه و ساير قوای انتظامی و نظامی و قوای مسلح خارج شود. و فرماندهان و مسئولان موظف هستند که هر کس در يکی از احزاب يا گروههای سياسی يا دينی وارد شد به او تذکر دهند که از حزب و يا گروهها و يا سازمان خارج شود، و اگر تخلف کرد او را از ارتش يا ديگر قوای مسلح اخراج کنند، و همه افراد موظف‏اند چنين اشخاصی را به فرماندهان معرفی نمايند. و بايد توجه داشته باشند که ورود قوای مسلح در احزاب و گروهها و سازمانها، پايه قوای مسلح را متزلزل خواهد کرد و غفلت از اين امر موجب پيگرد خواهد بود.».

    در اینجا برای روشن شدن میزان اعتقاد به خمینی نظرات سردار سرلشکر دکتر محمد جعفری و حجت الاسلام  علم الهدی امام جمعه مشهد را می آوریم :

 

نظر سردار سرلشکر دکتر محمد علی جعفری درمورد حضور نظامیان در سیاست :

 

خبرگزاری ایسنا  ، در حاشيه دومين دوره طرح ولايت اساتيد جامعه پزشکی در مشهد، در جمع خبرنگاران و در رابطه با راه‌های بسيج برای حفظ وحدت اصولگرايان، سرلشگر جعفری  گفت :

   « ... اين‌که بسيج چگونه اين کار را انجام دهد، دارای ظرافت‌های بسياری است. بسيج بايد با توصيه و تذکر در اين رابطه تمام تلاش خود را انجام بدهد.  هرکس خلاف مسير اصولگرايی حرکت کند يا وحدت ميان اصولگرايان را از ميان بردارد، بايد طرد شود.

... بسيج اگر حضور در صحنه انتخابات را يک تکليف انقلابی برای خود بداند، بايد تلاش کند تا حضور مردم را هرچه بيشتر پای صندوق‌های اخذ رای پررنگ کند و در اين صورت است که می‌تواند نقش موثری در انتخابات ايفا کند.

... بسيج چون يک نيروی انقلابی است، اصولگرايی راه و منش اوليه بسيجيان است، در نتيجه می‌تواند ديگران را در انتخاب اصلح راهنمايی کند.  برای تداوم راه انقلاب اسلامی، حمايت از جريان اصول‌گرايی ضرورتی قطعی، اجتناب‌ناپذير و تکليف الهی نيروهای انقلابی و ارزشی کشور به شمار می‌آيد.

 

سردار در بخش دیگری   و در یک جلسه دیگر گفته است :

 

خبرگزاری ایسنا سرلشکر جعفری طی سخنانی در همايش « دانشجو ، انتخابات ، مشارکت حداکثری و اتحاد ملی» با حضور مسوولان بسيج دانشجويی يک صد دانشگاه کشور و مسوولان فرهنگی و سياسی اين تشکل در دانشگاه تربيت معلم تهران،گفت ... بسيج به عنوان بخشی از جامعه بايد بداند که در رابطه با انتخابات چ‌طور کار و حرکت کند.

... امروز مرزبندی‌های سياسی گذشته به هم ريخته است. به گونه‌ای که در هر مقطع از انتخابات شاهد تغيير و تحولات عمده‌ای در کشور هستيم. زمانی صحبت از چپ و راست، زمانی ديگر صحبت از جبهه ارزشی و غيرارزشی بوده و امروز می‌بينيم اين تقسيم‌بندی، تقسيم‌بندی کامل‌تری {است} و به جريانی به نام جريان اصول‌گرايی رسيده است که به نوعی می‌توان گفت انقلابی در انقلاب، توسط مردم و بسيجی‌ها بود.

... بايد از اين جريان مراقبت و آن را کامل و ضعف‌ها را برطرف کنيم. جريان اصول‌گرايی بعد از گذشت ۲۵ سال از انقلاب دوباره زنده شده است و اکنون در حاکميت دو قوه از سه قوه کشور قرار گرفته؛ البته قوه قضاييه حسابش جداست و ان‌شاءالله همين اصول‌گرايی را دنبال کند.

... امروز در قوه مجريه و مقننه جريان اصول‌گرايی حاکم است. از اين رو اگر بسيج می‌خواهد در اين رابطه کاری کند، ابتدا بايد از اين جريان مراقبت و در حفظ ، توسعه و پيشرفت آن و برطرف کردن نقاط ضعفش تلاش کند.

... از آفت‌های جريان اصول‌گرايی بی‌توجهی به بحث‌های مديريتی و هماهنگی و اختلاف نظرها است.  البته اين اختلاف‌نظرها طبيعی است و همانطور که امام (ره) می‌فرمودند اختلاف نظرها رحمت و نعمت است و مطمئنا اين اختلاف عقيده‌ها نيز چنين است. بنابراين همه بايد در جهت پويايی اين جريان حرکت کنيم ... امروز شاهد وحدت تشکيلاتی در بين جريان اصول‌گرا هستيم و با وجود اين که نتايج کارهای اين جريان مشخص است اما اين جريان آسيب‌پذيری نيز دارد که بايد از آن مراقبت و حمايت کنيم.از اين رو با توجه به مشکلات موجود وظيفه قشر جوان و دانشجو اين است که به اين جريان توجه کنند.  البته در بين اقشار مختلف بسيج قشر دانشجو تکليف خاصی بر دوش دارد و می‌تواند جنبه‌های راهبردی اين جريان را تبيين کند.

    ...تا کنون وحدت بين جريان اصول‌گرايی که مساله استراتژيک و مهم اين جريان نيز به شمار می‌آيد، حفظ شده است و بايد تلاش کنيم که اين وحدت هم چنان حفظ شود و هر جريانی از بسيج بايد در اين راه تلاش کند. جريانی که مقابل جريان اصول‌گرايی قرار دارد اکنون برای شما خيلی شفاف‌تر از گذشته است. اما اين موضوع برای اقشار ديگر به اين روشنی نيست.از اين رو اميدواريم خداوند متعال کمک کند که به وظيفه انقلابی و بسيجی خود عمل کنيم.

     اسلام در دو مقطع، با حکومت اسلامی مواجه بود : يکی از اين مقاطع صدر اسلام بود که بلافاصله بعد از رحلت پيامبر به انحراف کشيده شد و به مرور زمان به پادشاهی تبديل شد و اسم و رسمی از حکومت اسلامی باقی نماند.  يکی ديگر از اين دوران که با مجاهدت امام(ره) و مردم شکل گرفت، انقلاب اسلامی ايران است که دوباره حکومت اسلامی که آرزوی پيامبر و ائمه بود و به قول امام(ره) همه ائمه به دنبال تشکيل حکومت اسلامی بودند، شکل گرفت و امروز اين حکومت به دست شما عزيزان رسيده است.

    جعفری با تاکيد بر اين که امروز به نظر می‌رسد مرحله تثبيت انقلاب اسلامی را در داخل کشور پشت سر گذاشته‌ايم، گفت: در مقطعی هفت هشت ساله شاهد تلاش‌های بسياری برای توقف انقلاب و انحراف آن در داخل، در عمل و سخن بوديم. ولی با اتفاق رخ داده در سه چهار سال اخير و تغيير رويکرد مردم نسبت به جريان انقلاب، اهداف و انديشه‌های آن، باعث شد که تثبيت انقلاب در داخل، نااميدی دشمنان انقلاب را در داخل رقم زند. البته نمی‌توان از نااميدی کامل آن‌ها با اطمينان سخن گفت. »

 

سید احمد علم الهدی امام جمعه مشهد  و از یاران مصباح یزدی در مورد سخنان خمینی  در مورد دوری نظامیان از انتخابات اینگونه می گوید و امام را دشمن می گرداند :

 

    « ...معنای این که بسیج در سیاست دخالت نکند، این است که بسیج سکولار و بی‌دین شود، در صورتی که همه محور بسیج دین، ایمان و اعتقاد به خداست .  امام رحمة الله علیه هیچ‌گاه چنین چیزی نفرمودند و شما حواستان جمع باشد که مورد سوء استفاده دشمنان قرار نگیرید ... سپاه در همه صحنه‌های سیاسی بسیج حضور دارد و باید حضور داشته باشد و من از فرماندهان می‌خواهم که در جلسات مقابل این شایعه‌ها مقاومت کنند ...در زمان انتخابات مجلس دوم یا سوم بود که امام رحمة الله علیه فرمودند نیروهای نظامی اعمال نفوذ نکنند. یعنی مردم را به زور وادار نکنند که به چه کسی رای بدهند، چرا که خلاف انتخابات آزاد است و از اول انقلاب تا به امروز الحمدالله این کار صورت نگرفته است... اولین بسیجی و فرمانده بسیج در تاریخ اسلام امام رضا علیه‌السلام است.  چرا که در حقیقت ایشان در برابر جریان استکباری و غاصب مامون به عنوان اولین امام و رهبر مانور بسیج را به منصه ظهور گذاشتند.  ما سابقه بسیج را از امام رضا علیه‌السلام داریم و این که امام خمینی رضوان الله تعالی علیه فرمان ارتش 20 میلیونی می‌دهند، یک نقطه تجربه شده در زندگی سیاسی حضرت رضا علیه‌السلام بود....امروز پس از 29 سال دشمن به این نتیجه رسیده است که از بیرون نمی‌تواند انقلاب را بین ببرد، چرا که در جنگ 8 ساله این مساله را تجربه کرد. جنگ، انقلاب را بیمه و نظام را تثبیت کرد. چرا که قبل از جنگ انقلاب ما مثل آب لرزان بود و جریانات مختلف فکری مانند مارکسیست‌های ملحد، منافق‌های مشرک و فرصت‌طلبانی که ماسک دین زده بودند، اما دستشان در دست آمریکا بود از نظام اسلامی سهم‌خواهی می‌کردند.
 8 سال جنگ و خون شهدا معلوم کرد که انقلاب باید دست چه کسی باشد و امروز کار به جایی رسیده است که مردم حاضر نمی‌شوند یک فرد کمتر از حزب‌اللهی ذوب شده در ولایت را قبول کنند.

    جنگ عملیات روانی دشمن این گونه است که به مقاومت شما حرکت ضد دموکراتیک، ضد آزادی، خشن و چماق‌داری اتلاق می‌کنند و شما باید حواستان جمع باشد، ...سوژه این عملیات روانی قرار نگیرید، چرا که آن چیزی که برای شماست خشونت نیست، بلكه مقاومت است، یعنی نیروی مقاومتی که هیچ‌چیزی نمی‌تواند تکانش بدهد . »

 

·            چرا  و چگونه سپاه وارد سیاست داخلی و خارجی کشور شد: 

·              

      گنجی در مطلبی اشاره ای ناقص به این موضوع دارد . وی می نویسد :

      « ...آقای خمينی به شدت مخالف دخالت نظاميان( يعنی سپاه) در امور سياسی بود و لذا در موارد عديده مخالفت علنی خود را به شدت تمام اعلام داشت .

به این دلایل

-آقای خمينی يکی از مراجع مسلم تقليد بود، اين امر پايگاه مهمی در حوزه های دينی و توده های ديندار برای وی فراهم می آورد.

-آقای خمينی رهبر انقلاب و شخصيتی کاريزماتيک بود.

-او برای زمامداری سياسی به ورود نظاميان به عرصه ی سياست و اقتصاد نيازی نداشت.

   اما آقای خامنه ای فاقد همه ی اينها بود.

- حتی جامعه ی مدرسين حوزه ی علميه قم حاضر نبود وی را به عنوان يکی از مراجع تقليد به مردم معرفی کند.

-   سپاه پاسداران پس از محاصره اجلاس جامعه ی مدرسين موفق به دريافت گواهی مرجعيت آقای خامنه ای از آنان شد.

- آقای خامنه ای نه رهبر انقلاب بود، و نه شخصيتی کاريزماتيک دارد. از اين رو ،استفاده از نظاميان، برای يک رهبر غير دموکراتيک، تنها راه پيش روست.

-آقای خامنه ای از ابتدا به کارهای نظامی- امنيتی علاقه داشت. وقتی دکتر چمران در کابينه بازرگان وزير دفاع شد، او هم زمان معاون وزير دفاع و نماينده ی آقای خمينی در وزارت دفاع بود.

- در ستاد مشترک ارتش مستقر شد. ری شهری را به عنوان رئيس دادگاه ارتش معرفی کرد.

-در جريان کودتای نوژه از نزديک مسائل را تعقيب می کرد.

- آقای خامنه ای در مقام رياست جمهوری، با اين استدلال که برای رئيس جمهور چيزی باقی نمانده، می گفت سازمان اطلاعاتی نظام بايد زير نظر رئيس جمهور باشد.

-وقتی به عنوان رهبر از سوی مجلس خبرگان انتخاب شد، در اولين ديدار اعضای هيأت دولت با وی، "نظريه رعب" خود را با آنها در ميان می گذارد. براساس تلقی آقای خامنه ای از قرآن و تاريخ اسلام، يک اقليت فداکار با ارعاب و ترور توانست اکثريت خاموش را دور خود گرد آورد و بر آنها حکومت کند. آقای خامنه ای به اعضای کابينه ی مهندس موسوی گفت : "حکومت بايد متکی بر يک جمع فداکار باشد. اکثريت مردم در حکومت خاموشند. يک جمع فداکار می تواند از طريق ايجاد رعب حکومت را پايدار نگاه دارد".

-آقای خامنه ای رفته رفته پای سپاهيان را به سياست و اقتصاد ايران گشود و هر چه زمان پيش رفت، اين حضور و دخالت بيشتر و پر رنگ تر شد.

   انتصاب سپاهيان به رياست صدا و سيما يکی از مصاديق اين پروژه بود. هريک از فرماندهان نظامی که بخواهد در يک پست سياسی مشغول به کار شود، بايد اجازه ی رهبر جلب شود.

-در هفتمين دوره ی مجلس شورای اسلامی، تعداد بيشتری از نظاميان به مجلس راه يافتند

-.پس از آنهم در انتخابات شوراهای شهر تعداد ديگری از آنها وارد شوراهای شهر شدند.

-در حوزه ی اقتصاد، از آغاز زمامداری خامنه ای، نه تنها امتيازهای بسياری به نظاميان داده شد، بلکه رفته رفته پروژه های اقتصادی کلان به سپاه واگذر شد.

-در انتخابات دوم خرداد ۷۶ ذوالقدر به طور جدی برای پيروزی ناطق نوری فعاليت می کرد.

-دخالت فرماندهان سپاه و بسيج در مسائل سياسی، برای نابودی اصلاحات، در دوران اصلاحات افزايش يافت.

...حضور اينان در عرصه ی سياسی در سه دوره رياست جمهوری گذشته است.در اينجا به برخی از موارد گسترش حضور نظاميان در عرصه ی سياست و اقتصاد در دوره ی احمدی نژاد اشاره خواهد شد:

-در دوره ی احمدی نژاد بودجه ی نظامی ايران، نسبت به دوره ی خاتمی، دو برابر شد.

-تعداد افراد نظامی حاضر در مجلس، کابينه، استانداران، معاونين وزرا، شهرداری ها و شورا های شهر بسيار رشد کرده است. بيشتر نيروهای معرفی شده توسط احمدی نژاد دارای سوابق نظامی ، اطلاعاتی و دادستانی هستند.

-حضور نهادهای نظامی در فعاليت های اقتصادی افزايش چشمگير پيدا کرده و رسميت يافته است.

-واگذاری قراردادهای نفتی به سپاه پاسداران ، يک نمونه از اين گونه فعاليتهاست.

- نمونه ی ديگر، " حل و فصل" اختلافاتی است که در مورد فعاليت های غير قانونی اين نهادها وجود داشته و به آنها جنبه ی رسمی و قانونی بخشيده است.کل نوار شمال تهران در ارتفاعات البرز در دهه های ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ به زير شهرک های مسکونی، آپارتمان سازی و غيره رفت. سازنده ی تمام اين پروژه ها نيروهای نظامی و انتظامی (سپاه، ارتش، نيروی انتظامی)

بوده اند.شهرداری ها تادوره ی احمدی نژاد از صدور پايان کار ساختمانی به اين ساخت و سازها خود داری کردند و اين امر امکان رسميت يافتن و دريافت سند قانونی برای اين واحدها را ناممکن می کرد.در دوره ی احمدی نژاد شهرداری برای تمام اين واحد ها پايان کار صادر کرد و در برابر آن، از ماشين آلات اين نهادها در پروژه های شهرداری ها استفاده کرد.دريافت "پايان کار" و رسميت يافتن اين تأسيسات ارزش آنها را به شدت بالا برد ، آنها را از خدمات کامل شهری و حمل و نقل بهرمند ساخت و باعث جا به جا شدن مقادير عظيم سرمايه شد.

-دستيابی بيشتر اين نهادها به اعتبارات بانکی و وام های ارزان. يکی از مشکلات نظام بانکی "بدهی های معوقه" است. بخش بزرگی از مشتريان بد حساب و دارای "بدهی معوقه" شرکت های اقماری نهادهای نظامی و انتظامی و امنيتی هستند.
-آخرين مورد ثروتمند کردن نظاميان، "طرح تشکيل سازمان بسيج سازندگی" جديدترين مصوبه ی مجلس است که پروژه های اقتصادی را به بسيج واگذار کرد. اين طرح به شدت تبعيض آميز،دستگاه بورکراسی دولت را بزرگتر و بخش خصوصی را منتفی می سازد[۱۹].»

   در نوشته  گنجی برخی از مسائل که توضیح داده اند درست است و در خور تشکر و سپاس . اما باید بر آن افزود دخالت های سپاه پاسداران و نیروهای بسیج قبل از این دوره هایی است که او ذکر کرده است .

قطعا هم او و هم دیگر خوانندگان عزیز می دانند که سپاه قبل از آمدن خامنه ای بر سر کار  در مقام رهبری نیز در بسیاری از برنامه ها دخیل بوده است که به برخی از آنها اشاره می شود :

- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در تصرف سفارت امریکا . 

- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در انقلاب فرهنگی .

- دخالت نیروهای سپاه پاسداران     در سرکوب مردم قبل از کودتای   سال 60  .

- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در انجام کودتای سال 60 تحت رهبری خمینی و سران حزب جمهوری اسلامی . - دخالت نیروهای سپاه پاسداران در دستگیری و اعدام جوانان وطن در سالهای بعد از 60  و در کشتار سال 67 در ندانهای کشور .

- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در خرید و فروش های نظامی و غیر نظامی در دوران جنگ .

- دخالت نیروهای سپاه در سرکوب مردم به دلیل پوشش آنها .

- دخالت نیروهای سپاه در حمله به کتابفروشی ها و نشریات و سینماها.

- دخالت نیروهای سپاه در حمله به اجتماعات مردمی و سخنرانی ها .

- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در ساخت و تشکیل اسکله و بنادر  غیر مجاز .

- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در واردات کالاهای اساسی .

- دخالت نیروهای سپاه و بسیج در توزیع کالاهای اساسی .

- دخالت نیروهای سپاه پاسداران در سرکوب دانشجویان معلمان کارگران زنان و ...

- دخالت نیروهای سپاه در مراکز مختلف اعم از : صدا وسیما  و وزارت ارشاد و وزارت کشور  و واواک و وزارت امور خارجه و وزارت آموزش عالی و وزارت اطلاعات و فن آوری و وزارت آموزش و پرورش و وزارت راه و ترابری و بنیاد مستضعفان و ستاد اموال امام و رهبری و ستاد امر به معروف و نهی از منکر و ستاد ائمه جمعه و جماعت و ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز  و  سازمان فرهنگ و ارتباطات  و سازمان تبلیغات اسلامی و سازمان تربیت بدنی و اکثر فدراسیون ها و تیم های ورزشی و سازمان اوقاف و حج وزیارت و سازمان گمرکات سراسر کشور و راهنمایی و رانندگی کل کشور و قوه قضائیه ( در کار دادگاههای انقلاب از اول و در کار بقیه دستگاه قضائی بخصوص از زمان حکومت خاتمی بدین سو ) .

    لازم به ذکر است که این نیروها قبل از اینکه وارد این مراکز شوند در ادارات و یا سازمانها و شرکتهایی مشغول به کار بوده اند و بعد از شرکت در جنگ و حتی در همان زمان جنگ با این مراکز در ارتباط بوده اند و بعد از جنگ نیز برخی از این نیروها به سازمانها و محل های خود برگشته اند و در محلهای کار خود، به پست ها و مقاماتی جدید رسیده اند و دامنه نفوذ و تسلط  را گسترش داده اند .

   البته بعد از انتصاب  احمدی نژاد به ریاست جمهوری،  این گسترش شدت یافته است .

    خلیق نیز، در مقاله خود،  دلایل این حضور را اینگونه بیان می دارد :

     « ...سپاه به دخالت در انتخابات قانع نیست، بلکه میخواهد فرماندهانش هم کرسی های مجلس را به تصاحب در آورند. در دوره هفتم مجلس تعدادی از فرماندهان در انتخابات شرکت کرده و به مجلس راه یافتند. گفته میشود حدود ۷۰ ـ ٨۰ نفر از نمایندگان مجلس هفتم به سپاه وابسته هستند. سپاه برای بالا بردن سهم خود در مجلس آتی، چند ماه قبل ۵۰ تن از فرماندهان خود را برای شرکت در انتخابات از سپاه مرخص کرد.

      چرا سپاه پاسداران میخواهد در مجلس حضور یابد؟ چرا سپاه پاسداران فرماندهان خود را که برای تربیت آنها سرمایه گذاری سنگینی کرده، از سپاه بیرون کشیده و راهی مجلس میسازد؟ آیا هدف سپاه صرفا تامین کادر برای جمهوری اسلامی است؟ آیا جمهوری اسلامی از کمبود کادر سیاسی و عناصر واجد شرایط برای کاندیداتوری مجلس رنج می برد که سپاه مجبور شده است عناصر نظامی را که فاقد تجربه در عرصه سیاسی هستند، وادار به استعفا از سمت نظامی کرده و از آنها بخواهد که وارد عرصه انتخابات شوند؟

   آنچه مشخص است جمهوری اسلامی باندازه کافی در طی نزدیک به سه دهه کادر پرورش داده و از کمبود کادر رنج نمی برد. بنابرین حضور نظامیان در مجلس ناشی از کمبود کادر سیاسی نیست، بلکه از انگیزه های دیگری ریشه میگیرد که میتوان به چند مورد آن اشاره کرد:

۱. سپاه پاسداران به کار نظامی قانع نیست و فرماندهان سپاه ولع سیری ناپذیری برای کسب قدرت و حضور در ساختار سیاسی دارند. گرچه از میزان حضور فرماندهان سپاه در مقامهای دولتی آماری در دست نیست، ولی با یک نگاه میتوان این امر را به وضوح مشاهده کرد.

۲. مجلس محل قانونگذاری است. سپاه همچنانکه میخواهد در کابینه حضور داشته باشد و در اداره کشور سهیم گردد، در قانونگذاری هم میخواهد مشارکت داشته باشد.

٣. سپاه بدون اینکه اذعان کند میخواهد همانند احزاب سیاسی در جامعه ما عمل کند. حضور در مجلس به تامین این هدف کمک میکند.

۴. سپاه سالها است که به فعالیت اقتصادی می پردازد. در پرتو فعالیت اقتصادی سپاه، فرماندهان و نزدیکان آنها به ثروتهای کلانی دست یافته، شرکتهای تولیدی، ساختمانی و تجاری راه انداخته و در تعدادی از شرکتها صاحب سهم شده اند. سپاه با حضور در مجلس میخواهد از منافع اقتصادی خود و فرماندهانش دفاع کند.

-خطر نهادینه شدن دخالت سپاه در انتخابات و حضور در مجلس : دخالت سپاه در انتخابات و حضور فرماندهان در مجلس شورا، پیآمدهای فوق العاده زیانباری برای کشور ما دارد. سپاه از این حضور بسود منافع اقتصادی خود بهره میگیرد. اگر دخالت سپاه در انتخابات و حضور در مجلس تداوم یابد، این امر به تدریج نهادینه شده و جزو ساختار سیاسی کشور ما خواهد شد. در چنین صورتی منفک کردن سپاه از انتخابات، مجلس و ساختار سیاسی کشور به امر فوق العاده دشواری تبدیل خواهد گشت. لذا از هم اکنون لازم است که به کار روشنگرانه دست زد و از نیروهای سیاسی درخواست نمود که خواست بازگشت فرماندهان سپاه به پادگانها و منحصر شدن فعالیت سپاه به امر نظامی را در شعارها و برنامه خود قرار دهند.

آنچه مسلم است جای فرماندهان سپاه در مجلس و دولت نیست و قاچاق کالا، راه اندازی شرکتهای ساختمانی، تجاری و صنعتی در چارچوب وظائف سپاه نمی گنجد. جای فرماندهان نظامی در پادگانها است و وظیفه سپاه حفاظت از مرزهای کشور در مقابل تجاوز کشورهای دیگر است.

 

*سابقه دخالت سپاه در انتخابات و سیاست :

 

    بر خلاف نظر خلیق، ما معتقدیم که سابقه دخالت سپاه در سیاست از همان ابتدای انقلاب بوده است : بعد از پیروزی بنی صدر در انتخابات ریاست جمهوری و شکست بسیار سنگین حزب جمهوری اسلامی ایران کلیه سران نظام ولایت برای اینکه بتوانند در مجلس شورای اسلامی با آوردن نمایندگان خود دست به مخالفت با بنی صدر بزنند از کلیه نیروهای خود  تقاضا کردند که با ورود در انتخابات زمینه پیروزی افراد حزب جمهوری اسلامی  را مهیا سازند .

   در آن دوره حزب جمهوری اسلامی از کلیه نیروهای وابسته به خود و کلیه روحانیون و نیروهای نظامی و انتظامی و سپاهی و کلیه امکانات دولتی و کشور استفاده کرد تا مجلس را به گونه ای که خود می خواهد سازمان دهی کند .

- دخالت در تصرف سفارت امریکا

- دخالت در انقلاب فرهنگی

     یادداشتهای سال 60 هاشمی رفسنجانی ( عبور از بحران ) گزارش روز به روز نقش اطلاعات سپاه که محسن رضائی سرپرست آن بود و واحدهای سپاه که از جبه جنگ به تهران منتقل کرده بودند،  در کودتای خرداد 60  هستند .

-  به قول خلیق،  دخالت آشکار آنان در انتخابات مجلس پنجم .  بنا به دستور خامنه ای.

   وی می نویسد : دخالت سپاه در انتخابات مجلس به مرحله دوم انتخابات مجلس پنجم برمیگردد. در آن دوره پیروزی تنی چند از کاندیداهای کارگزاران در انتخابات مرحله اول و راه یابی چند کاندیدای دیگر این جریان به مرحله دوم انتخابات، نگرانی جدی خامنه ای را برانگیخت. خامنه ای بلافاصله وارد میدان شد و شروع به ناسزاگوئی به لیبرالها نمود و از خطر افتادن مجلس بدست آنها سخن گفت. او به سپاه دستور داد که فعالانه در انتخابات شرکت کند و مانع ورود "لیبرالها" به مجلس گردد. بدنبال آن، فرماند کل سپاه، فرمان عملیات سیاسی را در مراسم صبحگاه لشکر ۷ حضرت رسول صادر کرد و گفت: "ما در مرحله دوم باید به صحنه بیائیم و با رای خود نگذاریم لیبرالها و لو یک نفر اینها به مجلس بروند و بخواهند برای ملت و کشور مشکل درست کنند"( کیهان ۲۹ فروردین سال ۱٣۷۵). بعد از انتخابات "حزب الله" با صدور بیانیه ای اعلام کرد که :"ما با تمام قوا به صحنه آمدیم و جریان انتخابات را به مسیر صحیح هدایت کردیم." و فرمانده سپاه هم از اولین "عملیات سیاسی این نیروی پرافتخار که در کارنامه آن ثبت و حفظ شد" صحبت کرد.

    رفته رفته دخالت آنان در کلیه امور نمایانتر می شد به گونه ای که اگر ملاحظه شود سپاه پاسداران در حال حاضر در بسیاری از  انتخابات دخالت کرده است : دخالت در انتخابات ریاست جمهوری دور هشتم که مانع از دخالت آنان به نفع اقای ناطق نوری شدند . دخالت در مجلس هفتم . دخالت در انتخابات شورای شهر سوم و چهارم و دخالت در انتخاب ریاست جمهوری اقای احمدی نژاد که بسیار وسیع بود

    آقای ذوالقدر در این مورد می گوید :

"انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری در نوع خود بی نظیر بود و باید پیچیده عمل میشد و نیروی اصولگرا بحمدالله با طراحی درست و چند لایه توانستند در یک رقابت واقعی و تنگاتنگ، حمایت اکثریت مردم را به خدمتگزاری بیشتر و موثرتر به آنها جلب کنند" (روزنامه ایران ۱٨ تیر سال ۱٣٨۴).

 

* دخالت روباز و وسیع در انتخابات دوره هشتم :

 

این روزها دخالت وسیع و گسترده و بی پروای سپاه پاسداران ، زیر عبای خامنه ای ، کار را به جایی رسانده که حسین شریعتمداری  سوپر راست نیز زبان به انتقاد گشوده است . البته نا گفته نماند که انتقاد وی به این دلیل است که بتواند جلوی اعتراضات دیگر را بگیرد در این مورد سخنان فیروز آبادی در مراسم صبحگاهی ستاد کل نیروهای مسلح در روز ۱٣بهمنگویااست:
    از ورود متحصنین و مرعوب شدگان امریکا به مجلس باید جلوگیری کرد : امریکا به عده ای مرعوب و فریفته غرب امید بسته است. آنها که نامه نوشتند تا با بوش بسازند و به رهبری نوشتند با بوش بسازد و در مجلس تحصن کردند و در دانشگاهی که ۵۰ سال مظهر مبارزه با امریکاست و هنوز خون شهیدان مبارزه با استکبار در آن می جوشد نفوذ کردند و به نفع امریکا شعار دادند که ملت ایران باید اینها را بشناسند. مباد آنها که امریکا به آنان دل بسته بتوانند به کرسی های مجلس شورای اسلامی دست یابند و باز آن کنند که کردند".

بخشی از سخنان جانشین فرمانده بسیج

  حسن طائب جانشین فرمانده بسیج در همان روز، ضمن اشاره به طرح موسوم به "بصیرت"، گفته ‏است: "بسیج در جهت اجرای نقش محوری خود فعالیت‌هائی را با هدف حضور حداکثری و ارتقاء بصیرت سیاسی ‏و معرفت دینی مردم و آحاد بسیجیان برای انتخاب اصلح را صورت می‌دهد".‏ به گفته وی این اقدامات غیر از نقشی است که از سوی دولت "در زمینه کمک به تأمین امنیت انتخابات" بر عهده ‏بسیج گذاشته شده است. بنا به اظهارات طائب این نهاد نظامی: "برنامه‌هائی برای تبیین فضای سیاسی جهان، منطقه و کشور و ‏نقشی که انتخابات مجلس در تأمین اهداف انقلاب اسلامی و نظام دارد را دنبال خواهد کرد".‏

     گویا تر از این سخنان ، انتخابات رسوای مجلس هشتم است . بنا بر نتایج این « انتخابات » هم بر شمار پاسدارانی که « نماینده » شده اند و هم « اصول گرایانی» که اکثریت بزرگ مجلس را صاحب شدند.

 با بررسی کوتاهی در میان برخی از سران سپاه متوجه می شویم که  این سران به دلیل حضور در کودتا و دخالت در تصرف لانه جاسوسی و طولانی تر کردن جنگ و سرکوب مردم و مخالفین و... ، به درجات بالا رسیده اند .

  سپاه که در ابتدای تشکیل ادعای کمک به مردم و حمایت از انقلاب در برابر دشمنان خارجی و داخلی را داشت کارش به جایی رسید که به قول « سردار سرلشکر دکتر » عزیز جعفری تغییر استراتژیک داده و قرار شده که در کارهای امنیتی و انتظامی و فرهنگی در داخل کشور شرکت کند . این گفته او نشان می دهد که سران سپاه  به خوبی خطر از دست دادن قدرت را احساس کرده اند و متوجه ریزش  هواداران انقلاب و قوی تر شدن  نیروهای مخالف استبداد فقیه شده اند .

    در اینجا تلاش می کنیم در حد امکان به معرفی برخی از سرداران سپاه بپردازیم تا مردم متوجه شوند این افراد چه کسانی هستند و در حال حاضر در چه مقاماتی قرار گرفته اند:

 

1 - « سردار سرلشکر دکتر» محسن رضایی

از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران است که سالها فرمانده کل سپاه بود . او از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و از مهره های اصلی در تدارک و اجرای نقشه کودتا  و سرکوب مردم  و  به درازا کشاندن جنگ تا کشتن  و مجروح کردن میلیونها نفر و ترور دهها مبارز ، بود. .

    این مهره وابسته به روحانیت که در ابتدا انگیزه خود را اسلام و حمایت از مردم به زبان می آورد به جایی رسید که گفته بود اگر لازم باشد برای دفاع از ولایت دو میلیون نفر را هم خواهد کشت .

     محسن رضایی با پایان جنگ وارد کارهای اساسی شد یعنی بخور و ببر شد .  گفته می شود او یکی از واسطه های رانت خوار در اقتصاد کشور می باشد . در حال حاضر، او دبیر شورای مجمع تشخیص مصلحت می باشد که فرزندان خود را نیز «به خاطر عشق به اسلام و قرآن »  به مقاماتی در این مجمع رسانده است .

     او یک بار اقدام به شرکت در انتخابات ریاست جمهوری نمود . اما وقتی متوجه شد  « رهبر » طرفدار فرد خاصی است بدون اینکه اعتراضی بکند از گردونه خارج شد .  هم اینک با یاری سردارانی دیگر از جمله « سردار سرلشکر دکتر» محمد باقر قالیباف و « سردار سرتیپ دکتر»  علی لاریجانی برای مقابله با برخی از نیروهای دیگر سپاه از جمله « سردار دکتر » محمود احمدی نژاد و  «سردار سرلشکر دکتر » محمد علی عزیز -  جعفری و ... وارد کارزار رقابت مجلس شده است .

     محسن رضایی از قدرتمند ترین سردران سپاه پاسداران است وسالها با حمایت وی ترورهای خارج از کشور صورت می گرفت او در جریان بسیاری از بمب گذاری های داخل و خارج از کشور دخیل بوده است

     احمد رضایی، فرزند محسن رضایی اخیرا" به سمت مشاور وی در دبیر خانه مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب گشته است . احمد رضایی اندکی پس از پایان فرماندهی محسن رضایی درسپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به دوبی وازآنجا به آمریکا گریخت ومطالب فراوانی را به نظام نسبت داد وموجب ایجاد مشکلات فراوان برای این سردار مستعفی گشت . همچنین علی رضایی پسر دیگر محسن رضایی که 26 سال دارد اخیرا" بعنوان معاونت ارتباطات دبیر خانه مجمع مشغول به کار شده است .

    مدتی پیش، تلاشهای گسترده ای برای انتصاب علی رضایی بعنوان مدیر عامل بیمه ایران شده بود که با عدم موفقیت این تلاشها، محسن رضایی فرزندش را به نزد خود برد .

 

2 -  « سردار سرلشکر دکتر » غلامعلی رشید

 - یکی از مرموز ترین فرماندهان سپاه از ابتدای انقلاب تا به حال و از جمله افردی است که در سپاه به کارهای اطلاعاتی و امنیتی مشغول است . غلامعلی رشید جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح  و از ارشد ترین فرماندهان سپاه پاسداران است که خامنه ای اعتمادی وافر به وی دارد .

 

3 -   « سردار سرلشکر دکتر » فیروز آبادی

  از بی بنیه ترین سرداران سپاه است.  او که در هیچ زمینه ای از جنگ توانایی نداشت و بعد از جنگ،  با یاری برخی از سرداران که در زمینه زد و بندهای مالی و اقتصادی بسیار فعال بودند به مقام  رییس ستاد فرماندهی مشترک رسید و هنوز هم  در این مقام است  ، از جمله افرادی است که بی محابا از دخالت نیروهای نظامی در سیاست حمایت میکند . بنا بر دستور او بود که در انتخابات ریاست جمهوری کلیه نیروهای نظامی مجبور به شرکت و تقلب در انتخاباتی شدند و احمدی نژاد را به ریاست جمهوری رساندند . برادر وی در جمعیت ایثارگران و در تلاش کسب قدرت بیشتر است .

      فیروز آبادی از جمله سیاسی ترین پاسداران است . او از ابتدای جنگ بدون اینکه در جریان جنگ باشد به مقام خود بیشتر از همه چیز فکر می کرد .  در انتخابات ریاست جمهوری، کسی بود که دستور کتبی برای شرکت نظامیان در انتخابات  و حمایت از احمدی نژاد را داد .  تقلبها در اصفهان و تهران  بنا بر دستور وی  انجام شدند .

     فیروز آبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح به بحث انتخابات مجلس هشتم پرداخت و خواستار جلوگیری از ورود کسانی به مجلس شد که وی آنان را متحصنین و مرعوب امریکا شدگان خواند. به گزارش خبرگزاری فارس،  فیروز آبادی موضع خود را در مراسم صبحگاهی ستاد کل نیروهای مسلح ابراز کرد.

   وی در این مراسم با تاکید بر ادامه  « راه امام » و حفظ دستاوردهای انقلاب گفت : هر دهه فجری که می گذرد برکات انقلاب اسلامی در ایران و جهان روزافزون تر شده و تاثیرات مثبت بیشتری را به جا می گذارد وی با اشاره به پایبندی نیروهای مسلح به میثاق امام و شهیدان گفت: باید شکر نعمت ولایت فقیه، جمهوری اسلامی، پیشرفت های علمی و صنعتی، استقلال و آزادی و مردم سالاری در کشور را بدانیم و از دستاوردهای مهم امام یعنی ایمان، وحدت، خدمت به محرومان و عمل به ارزش های دینی، پاسداری و حمایت کنیم چرا که این ارزش ها، انقلاب اسلامی را ایجاد کرد و موجب تداوم آن شد  .  باید ضمن حمایت و تبعیت از رهبری انقلاب، قدردان مسوولان نظام نیز باشیم که به عنوان مثال دکتر احمدی نژاد امروز الگوی مسوول صالح در جمهوری اسلامی و الگوی مسوولان نظام است و باید قدر این رئیس جمهور مردمی و مسوول را بدانیم.

     رئیس ستادکل نیروهای مسلح با تقدیر از تلاش های رئیس جمهوری ، اظهار کرد :  احمدی نژاد در خدمت به مردم سر از پا نمی شناسد و قلب قالب مردم ایران سرشار از محبت اوست و همیشه او بین مردم و با مردم است که مکرراً فعالیت ها و تلاش های او و نیز زنده کردن ارزش های امام در دولت او توسط رهبری انقلاب مورد تایید و تقدیر قرار گرفته است.

    وی تأکید کرد: امریکا به عده یی مرعوب و فریفته غرب امید بسته است.  آنها که نامه نوشتند تا با بوش بسازند و به رهبری نوشتند با بوش بسازد و در مجلس تحصن کردند و در دانشگاهی که ۵۰ سال مظهر مبارزه با امریکاست و هنوز خون شهیدان مبارزه با استکبار در آن می جوشد،  نفوذ کردند و به نفع امریکا شعار دادند .  ملت ایران باید اینها را بشناسند. فیروز آبادی اضافه کرد:مباد آنها که امریکا به آنان دل بسته بتوانند به کرسی های مجلس شورای اسلامی دست یابند و باز آن کنند که کردند.   ملت نیز با هوشیاری بایسته با اسوه قرار دادن خط امام، کلام رهبری و جهت گیری های رئیس جمهور، دلدادگان امریکا و غرب را کنار بگذارند و به کاندیداهای دلسوز، حامی محرومان و مومن اقبال داشته باشند ...

     فیروز آبادی ، عضو مجمع تشخیص مصلحت و عضو شورای امنیت ملی نیز هست . او  از گروه ها و افراد سئوال کرد: چرا بوش که ایران را محور شرارت خوانده و دائم بر دشمنی با ملت ایران پافشاری می کند و هر روز ما را تهدید می کند، از برخی جناح ها و اشخاص حمایت می کند ؟ جز این نیست که این جناح ها و اشخاص مورد حمایت بوش منافع امریکا را تامین می کنند و بوش منافع خود را از طرف آنها تامین شده می بیند. مگر ملت ایران یک بار طعم این ننگ را نچشیده است.  درایت، نیک اندیشی، عقل و عزتمداری حکم می کند که ملت ایران از اینها برائت بجوید و با توکل به خدا و توجه به راه امام و تاکیدات رهبری در انتخابات ۲۴ اسفند حاضر شده و بار دیگر دشمنان را ناامید سازد.

 

4 -  سردار محمد باقر ذوالقدر

 از مخوف ترین فرماندهان سپاه پاسداران است . او بیشتر از آنکه نظامی باشد اطلاعاتی و امنیتی است و سالها در مقام فرماندهی های مختلف مشغول به کار بوده است .  از آنجاکه بسیار امنیتی بود در دوران احمدی نژاد به عنوان معاون امنیتی وزارت کشور انتخاب شد و این در حالی بود که بنا به گفته سردار حجازی، همسر او  نیز در معاونت بانوان وزارت کشور، معاونت خانم سلطانخواه را بر عهده داشت  .

     بر اساس گفته های صریحش، ذوالقدر  دخالت سپاه و بسیجیان بوده است که احمدی نژاد را به ریاست جمهوری رسانده است . در زیر برخی از نظرات این  زور پرست را می آوریم :

محمدباقر ذوالقدر كه تا امروز قائم‌مقام فرمانده كل سپاه پاسداران بوده است . در سال 68، ستاد مشترك سپاه پاسداران كه هماهنگ‌كننده پنج نيروي زميني، هوايي، دريايي، قدس و نيروي مقاومت بسيج سپاه بود را  تشكيل داد و از سوي خامنه ای به عنوان نخستين رئيس اين ستاد منصوب شد.

    وی از جمله اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود که بعد از درگیری هایی که در سازمان به وجود آمد  و منجر به دخالت خمینی و فرستادن راستی کاشانی به آن سازمان شد و انحلالش شد، از آن سازمان خارج و در سپاه ماندگار شد .

     ذوالقدر  در همايش فرماندهان بسيج اداری و كارگری سراسری كشور،  گفت :  بسيج ادارات می تواند با همكاری و هماهنگی با مسئولان اجرايی، نقش تعيين كننده ای در تحقق دولت اسلامی داشته باشد.  انتخابات نهمين دوره رياست جمهوری در نوع خود بی نظير بود و با وجود تلاش گسترده دشمنان و بدخواهان به بهترين نحو ممكن برگزار شد و با عنايت الهی و به مدد آگاهی و احساس مسئوليت مردم هم حضور حداكثری كه راهبرد تضمين شده از سوی مقام معظم رهبری بود تحقق يافت و هم فرد صالح و شايسته ای از مجموعه اصولگرايان اصلاح طلب به توفيق خدمتگزاری در اين عرصه دست يافت. وى با تخطئه کسانى كه نيروهای اصولگرا را در جريان انتخابات به بی برنامگی، اختلافات، قدرت طلبی و عدم تفاهم بر سر كانديدای واحد متهم می كردند  افزود : در شرايط پيچيده سياسی كه قدرت های خارجی و جريان های فزون خواه در داخل از مدت ها قبل مترصد بوده و برنامه ريزی كرده بودند كه نتيجه انتخابات را به نفع خود تغيير دهند و از شكل گيری يك دولت كارآمد اصولگرا جلوگيری نمايند، بايد پيچيده عمل می شد و نيروهای اصولگرا بحمدالله با طراحی درست و چند لايه توانستند در يك رقابت واقعی و تنگاتنگ، حمايت اكثريت مردم را به خدمتگزاری بيشتر و موثرتر به آنها جلب نمايند. ملت ايران با اين انتخاب نشان داد همچنان به آرمان ها و اهداف اوليه خود پايبند است و سعادت و كمال خود را در تحقق اين ارزش ها جست و جو می كند.

...   به گزارش خبرنگار سیاسی "مهر" وی در همایش سراسری هادیان سیاسی بسیج گفته است: برای مقابله با تهدیدها باید با چالش ها و آسیب پذیری های درون خود مقابله کنیم که مهم ترین آن رخنه عناصر ضعیف، واداده و نفوذی در درون نظام است.  باید ارکان نظام را از عناصری که به مبانی دینی و حکومت دینی اعتقاد ندارند، پاک کنیم زیرا مادامی که این عناصر هستند ما آسیب پذیر هستیم.  موفقیت در انتخابات شوراها و مجلس شورای اسلامی پاک سازی دو رکن مهم از عناصر نفوذی بود .

      بنا بر گفته هایش، او یکی از سیاسی ترین فرماندهان سپاه از دخالت  « چند لایه » در انتخابات اعتراف کرده است .  و بدین دخالت توانسته است  « دو رکن ، قوه های مقننه و مجریه کشور را پاک سازی کند .

 

5 - « سردار »  اسماعیل احمدی مقدم

  فرمانده نیروی انتظامی، از قرار،  باجناق احمدی نژاد است. 
وی  درجنگ فرماندهی تیپ، لشگر و قرارگاه حمزه را تجربه كرده و در طول سال‌های پس از جنگ و در دوران سردار لطفیان در سمت‌هایی چون فرماندهی دانشگاه علوم انتظامی و معاونت هماهنگ كننده نیروی انتظامی خدمت كرده است . احمدی مقدم با ورود قالیباف به نیروی انتظامی به نیروی مقاومت بسیج رفت و جانشین سردار حجازی فرمانده نیروی مقاومت بسیج شد و همزمان فرماندهی بسیج منطقه تهران را به عهده داشت. احمدی مقدم، دارای مدارك تحصیلی كارشناسی علوم قضايی، كارشناسی ارشد مدیریت و دكترای مدیریت استراتژیك دفاعی امنیتی می‌باشد.

     آنچه در پی می‌آید بخشی از نظریات سردار احمدی مقدم است که در سخنرانی‌های یک ساله گذشته‌اش ابراز داشته است:

    «... حركت برخی گروه‌های فشار به دور از ضوابط و آیین نامه‌های قانونی بوده و نیروی مقاومت بسیج با اینگونه فعالیت‌ها موافق نیست. »

    « ... در حال حاضر، ما باید مبارزه‌ی فرهنگی را اصل قرار دهیم و اجازه ندهیم كه دشمنان فرهنگ خود را به ما تحمیل كنند، بلكه ما باید فرهنگ اسلامی و ایرانی خود را تحمیل كنیم.

    « ... مهمترین گردنه‌‏ای كه انقلاب از آن عبور كرد، در سال 60 بود. در آن سال‌‏ها بنی‌‏صدر حرف‌‏های اصلاح‌‏طلبانه می‌زد، امروز حرف‌‏های اصلاح‌طلبان با حرفهای بنی‌صدر تفاوت زیادی ندارد، عده‌‏ای امروز تضعیف روحیه می‌‏كنند كه ما باید تسلیم آمریكا شویم و در مقابل آمریكا كوتاه بیابیم، این در حالی است كه آمریكا هیچ‌‏گاه مثل امروز در موضع ضعف نبوده است. »

     « ... امروز عده‌‏ای می‌‏خواهند فرهنگ لیبرال دموكراسی، محور كشور قرار گیرد. ظاهر این شعار آزادیخواهی بر پایه مردسالاری است، اما در باطن اندیشه لیبرالیسم، حركت از سنت به سمت مدرنیته را تجویز می‌‏كند. امرو‌ز برخی جریان‌‏ها آنقدر افراط در مردسالاری می‌‏كنند، تا دین را منزوی كنند. آنها اعتقاد دارند دین نباید وارد عرصه سیاست شود ».
    « ... اعتماد مردم به نظام و بقاء نظام در گرو كارآمدی مسولین در حل مشكلات و پاسخگویی به آنها است و لازمه این كار این است كه مدیریتی با روحیه بسیجی ایجاد كنیم. امروز شهردار تهران با كارهایی كه می‌‏كند، موجب تقویت نظام شده است و توانسته بین مردم محبوبیت و جذابیت پیدا كند و ما باید از ایشان الگو بگیریم.

      همچنین احمدی مقدم در روز انتخابات سوم تیر زمانی که مسئولیت بسیج تهران بزرگ را در دست داشت، در گفت‌وگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی در واکنش به اظهارات برخی مدیران وزارت کشور مبنی بر دخالت بسیجیان در امر انتخابات گفت : «اعلام تخلفات تبلیغاتی با نام بسیج، جوسازی بزرگی علیه بسیج و بسیجیان است.
هنوز نتایج انتخابات مشخص نشده بعضی‌ها می‌خواهند در این موقع حساس كشور بحران ایجاد كنند.  »

     احمدی مقدم قبل از رسیدن به این مقام مسئول بسیج بود و در بسیاری از سرکوب های خیابانی به کمک نیروی انتظامی آمده بود .  حال که خود در فرماندهی این نیرو قرار گرفته است بسیاری از بسیجیان را به مقامات بالای این نیرو گمارده است و علاوه بر آن بسیاری از نیروهای حزب الله را با وارد کردن به این نیرو مورد حمایت قانونی قرار داده است .

 

6 « سردار » علی فضلی 

از سرداران ارشد سپاه پاسداران است . او کاندیدای نمایندگی در انتخابات مجلس شده است.  وی از جمله افرادی بود که در جریان بعد از کوی دانشگاه به خاتمی نامه اعتراضی نوشت .  او که  مسئولیت  مهمی در سپاه دارد، در جریان برف سنگین کشور،  بنا به دستور فرماندهی سپاه و تبلیغ این نیرو برخی از ادوات سپاه را به کمک در راه ماندگان فرستاد و این عملیات کوچک سپاه را ریاست جمهوری و صدا و سیما بسیار تبلیغ نمودند .

     به گزارش روابط عمومی اداره کل تبلیغات اسلامی فارس، سردار فضلی جانباز جنگ تحمیلی در این مراسم گفت: عراق مقارن سی و یک شهریورماه سال پنجاه و نه به ایران اسلامی حمله کرد، دشمن در آن زمان دوازده لشکر پیاده مکانیزه، چهارصد قبضه پدافند در ارتفاع و یک هزار و چهار صد توپخانه در اختیار داشت . در آن زمان، دشمن قصد تصرف یک هفته تهران را داشت .  با این طرز فکر پنج استان مرزی کشور را مورد محاصره قرار داد که با تلاش سی و چهار روزه رزمندگان، دشمن عقب نشینی کرد. در تمام این شرایط، کشور در دو جبهه مرزها و تهران وارد جنگ شده بود که در تهران امام، بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کرد و مجلس شورای اسلامی نیز به عدم کفایت بنی صدر رأی داد

 علی افضلی به خوبی وضعیت جنگ را در ابتدا روشن می کند تا شاید خوانندگان بدانند که ارتش قوی عراق با تمام تجهیزات به ایران حمله کرد و ارتش ایران با وجود تمام بد رفتاری هایی که با آن شده بود با درایت فرماندهان رشیدش و نیز روحیه و فرماندهی فرمانده کل قوا ، بنی صدر، در عرض 34 روز  قوای دشمن را ناگزیر کرد  از  شهرهای ایران  عقب بنشیند . از آن پس، ابتکار عملیات از آن ارتش ایران شد .

      البته او تاریخ  ها را جا به جا می کند . در حقیقت، در 34 روز اول جنگ و از آن پس ،  تا 20 خرداد، فرماندهی کل قوا با بنی صدر بود . کودتا زمانی انجام شد که هیأت نمایندگی کنفرانس عدم تعهد قرار بود پاسخ موافق صدام را  بیاورد و جنگ پایان بپذیرد . بنی صدر در جبهه بود و  کودتاگران در تهران واپسین قسمت از نقشه کودتا را اجرا می کردند .

 

6 - « سردار » مرتضی  رضایی

  از جمله مخوف ترین نیروهای فرماندهی سپاه پاسداران است .وی از زمان جنگ در حفاظت اطلاعات این نیرو مشغول به کار بود ه است و در سال جاری با توجه به اخباری که به فرمانده کل قوا یعنی خامنه ای در مورد سپاه رسیده بود او را به جانشینی فرماندهی سپاه منصوب کرد تا این مهره مورد اعتمادش بتواند نظارت کامل بر سپاه داشته باشد .

   وی سالها در نقش فرماندهی حفاظت اطلاعات سپاه کار سرکوب و دستگیری نیروهای مردمی و انقلابی را بر عهده داشت . او فرد مورد اعتماد خامنه ای بود به همین دلیل اطلاعات موازی را در سپاه پاسداران ایجاد کرد .  در امور امنیتی و اطلاعاتی تحت نظر اطلاعات بیت رهبری کار کنترل نیروهای سپاهی و سیاسی را عهده دار است .

 

7 -  « سردار »  قاسم سلیمانی

  فرمانده لشکر ویژه سپاه پاسدران قدس است .  مدتهاست که او از سوی خامنه ای برای دخالت درکشورهای خارج به این سمت منصوب شده است .

     این « سردار » سپاه مسئولیت سیاست خارجی ایران د رکشورهای لبنان و عراق و افغانستان و  فلسطین و... را از سوی خامنه ای بر عهده دارد و بیشتر کادرهای این لشکر از سوی وزارت امور خارجه در این کشورها مشغول به کار هستند . از جمله « سفیر» ایران در عراق مسئول اطلاعات سپاه قدس بوده است . تعداد چند نفری که در اربیل به اسارت امریکاییان در آمدند  ونیز سردار فرهادی که در شهر سلیمانیه عراق دستگیر شد، از کادرهای سپاه قدس هستند . دعوت سپاه از بچه های چه گوارا  به ایران، از کارهای سپاه قدس بود که موردانتقاد  برخی از سپاهیان قرار گرفت .

     سپاه قدس در کلیه ترورهای خارج از کشور تحت فرماندهی سید علی خامنه ای دست داشته و دارد .

8 - « سردار » پاسدار مسعود جزایریاز

 فرماندهان تبلیغات چی سپاه پاسداران است .  طی یک گفت‌وگوی انتخاباتی با خبرگزاری ایسنا،  او همان حرف هائی که  خامنه ای در تبریز زد و پیش از او، فیروز آبادی رئیس ستاد نیروهای مسلح و عزیزجعفری فرمانده کل سپاه زده  بودند را باز گفت :

     « همانطور که سرلشکر فیروزآبادی، رییس ستاد کل نیرو‌های مسلح گفت « افرادی که مرعوب آمریکا و استکبار جهانی هستند، بدخواهان، بد سلیقه‌ها، سودجویان و دنیاپرستانی که میلیارد‌ها از بیت المال ملت را به کابین عقد خود درآورده‌اند و نیز آن‌هایی که به رهبری نظام‌نامه نوشتند تا با بوش بسازند، در مجلس تحصن کردند، در دانشگاه نفوذ کرده و به نفع آمریکا شعار دادند، این‌ها دشمنان منافع ملی محسوب می‌شوند و نباید به مجلس بروند.  ملت باید صف خود را از کسانی که سابقه‌ی انقلابی ندارند و با تمایل به آمریکا، کشور را به سوی وابستگی می‌برند و کسانی که در زمان پافشاری ملت ایران بر حق مسلم خود(اتمی)، به دلیل دل دادگی به آمریکا و غرب و همسو با جنگ روانی دشمنان و رسانه‌های بیگانه، مسوولان مقاوم نظام را به کوتاه آمدن در برابر دشمنان دعوت کرده و خواستار تعلیق فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای شدند جدا کند و اجازه ندهد آنها در جایگاه حساس و تصمیم‌گیرنده نظام قرار گیرند. فرماندهان و مسوولان نیرو‌های مسلح، مبلغ و مروج این نگرش در عرصه انتخابات آتی خواهند بود. »

 

9 -  سردار محمد کوثری

 از مخوف ترین فرماندهان ارشد سپاه است . او در بسیاری از سرکوب ها دخالت داشته است وی از جمله سردارانی بود که بعد از ایلغار کوی دانشگاه در 18 تیر ،  طی نامه ای به خاتمی اعتراض کرد.  او به فکر کودتا افتاده بود .