نقد
كتاب شنود اشباح
نوشته:رضا گل پور
نقد كتاب شنود اشباح با
مراجعه به آقاى بنى صدر كامل و تهيه شده است .
تنظيم و چاپ: انتشارات انقلاب اسلامى
نقد كتاب شنود اشباح
چند توضيح:
1 - كار بر روى كتابى چون «شنود اشباح»، كتابى، در نزديك به 1000 صفحه،آنهم فاقد نظم و واجد پراكندگى، نخست مىبايد اين مىشد كه پراكندهها را به نظم آورد و آنگاه، با يكديگر نقد كنيم و سر انجام به مدد دادهها و اطلاعات ديگر، هر يك را از تناقضها تميز دهد و از ابهامها پاك سازد تا هر رويدادى همانطور گزارش شود كه رويدادهاست. در حقيقت، اگر بنا بر نوشتن واقعيتهائى بود كه در «شنود اشباح» موضوع دستكاريها شدهاند، آنهم به چند و چونى كه در كتاب «شنود اشباح» پيدا كردهاند، نياز به 1000 صفحه قطع بزرگ نبود. باوجود اين، از آنجا كه عقل قدرت محور ،با تخريب خود شروع مىكند و دروغ بدون تناقض نمىتوان ساخت، تكرار قولها و قولهاى گوناگون را پراكنده آوردن اين كتاب ،اين امكان را براى ما فراهم آورد كه راست را از دروغ جداسازيم و متنى بدست آيد كه گزارش حقيقت هابه نسل امروز ايرانى است.
2 - موضوع هائى كه نقد شدهاند، هرآنچه را در «شنود اشباح» در باره هر يك از آنها آمده، در بردارند. هرآنچه هم كه تهيه كنندگان «شنود اشباح» سانسور كردهاند، يافته و آورده شدهاند.
3 - اين كوشش، حقيقتها را يافتن، نخست بكار نسل امروز مىآيد. نسلى كه مسئوليت آزاد كردن خويش را دارد و مىبايد از خود بپرسد مانعهاى ذهنىاى كه نمىگذارند دست بكار شود، كدامها هستند؟ بخش بزرگى از مانعها، ندانستن حقايق و يا پذيرفتن دروغ به جاى حقيقت و يا ابهامهاى آزار دهنده و از كار باز دارندهاند. «شنود اشباح» فرصتى را فراهم آورد كه، با استفاده از آن، نسل امروز بتواند بر حقايق اساسى، از قلم دشمنان آزادى و استقلال ايران، آگاه شود. بخصوص قدر آزادى را بداند چرا كه اگر پيروان خط آزادى و استقلال آزادى قلم و بيان را ندارند، «خط سيد ضياء» يا حريصان در قدرت طلبى و اسيران طرز فكر وابستگى، امكان گفتن و نوشتن را دارند. هرچند آنها اين امكان را در دروغ ساختن و انتشار آن بكار مىبرند، اما دروغ پوششى بر حقيقت بيش نيست. مىتوان حقيقت را از پوشش دروغ بيرون كشيد. بسا دروغ سازان، خود اين كار را انجام مىدهند. بدين قرار، اگر راستگويان از آزادى خويش غافل نشوند و برآن شوند كه آزادى قلم و بيان دشمنان آزادى را براى نقد گفتهها و نوشتههاى آنان و دريدن پوشش دروغ و آشكار كردن حقيقت، بكار برند، آزادى دشنمان آزادى را فضاى آزاد خود مىكنند و به باز كردن فضاى بسته استبداد و باز يافتن فراخناى آزادى توانا مىشوند.
نسلهاى آينده نيز بى نياز از اين نوع كارها نيستند. زيرا آنها نياز دارند بدانند چرا جامعه آنها، در تحول، اين جهت را گرفت و نه آن جهت را . تجربههاى گذشتگان به آنها مىآموزند چه بايد بكنند تا فرصتهاى خوب را براى رشد - و نه بدترين ويرانگريها - مغتنم بشمارند. تجربهها به آنها مىآموزند چه بايد بكنند كه وقتى كشور بهترين فرصتها را پيدا مىكند، بى كفايتترين و فاسدترين و خائنترين و جانى ترينها دولت را تصرف نكنند و جنايت و خيانت و فساد را روش نگردانند.
و از آنجا كه اين كتاب، اجازه تجديد انتشار پيدا نكردهاست و اين به خاطر آنكه
الف - هر دو جبهه متوجه شدهاند كتاب به زيان آنهاست،
ب - نقد آن ،نسل امروز را از حقايق بسيار آگاه مىكند، ضرور بود متن حاضر، از طريق اينترنت، در اختيار خوانندگان قرار گيرد.
فهرست:
موضوعهاى اصلى كتاب «شنود اشباح» در 8 قسمت، به شرح زير، تنظيم شدهاند:
رده بندى گرايشهاى سياسى بر دو محور، يكى خط آزادى و استقلال و ديگرى «خط سيد ضياء» از صفحه 2 تا صفحه 9
انفجار نخست وزيرى وضعيت نمائى كه وضعيت امروز رژيم را نيز نشان مىدهد، از صفحه 9 تا 16 صفحه
شخصى كه تصميم به گروگانگيرى گرفت، به روايت «شنود اشباح»، از صفحه 16 تا 22 صفحه
نگرش «شنود اشباح» در «اكتبر سورپرايز»، آيا بر سر گروگانهاى امريكائى، سازش پنهانى شد يا نشد؟، از صفحه 22 تا 28 صفحه
ايران گيت به روايت «شنود اشباح». ايران گيت تا بحال وجود نداشت! حال، بوجودش اعتراف مىشود جز اينكه صاحب نقشها هاشمى رفسنجانى و خامنهاى و... نيستند، از صفحه 28 تا 37 صفحه
دو كودتا و يك جنگ، از صفحه 37 تا 45 صفحه
ماجراى طبس: رد يابى عاملان يك سياست در ايران و امريكا، از گروگانگيرى تا امروز، از صفحه 45 تا 54 صفحه
خريد اسلحه به روايت «شنود اشباح» و جنگ نعمت است، از صفحه 54 تا 58 صفحه
رده بندى گرايشهاى سياسى بر دو محور،
يكى خط آزادى و استقلال
و ديگرى «خط سيد ضياء»:
انقلاب اسلامى: كتاب «شنود اشباح» فاقد هرگونه مدرك و سند و از آغاز تا پايان، نقل قول، اغلب نيمه (= بزرگترين دروغ) و جعل است. از جمله، قولهايى كه مستند شاخههاى واواكى و تبليغاتى سازمان ترور قرار گرفتهاند، جعليات دو رأس ديگر مثلث زور پرست، بخصوص رأس پهلوى طلب است. به روباه گفتند شاهد تو كيست؟ گفت دمم! شاهدهاى گردآورندگان اين مجموعه بى نظم نيز، قولهاى احمد خمينى، خامنهاى، هاشمى رفسنجانى، زوارهاى و نظاير اينها، هستند.
بهر رو، سه نوبت و بر سه محور، تمايلهاى سياسى را قشر بندى كردهاست. با وجود اين، محور اصلى «خط آزادى و استقلال است. محور ضد اين خط، «خط سيد ضياء» يا استبداد در وابستگى و به تعبير تهيه كنندگان (شاخههاى واواكى و تبليغاتى سازمان ترور، فلاحيان، حسينيان، لاريجانى و...) خط «ولايت مطلقه فقيه» است. رده بندى كه در اين كتاب بعمل آمدهاست، شفافترين رده بنديها از گرايشهاى سياسى موجود در رژيم و نيز خطى است كه در بيرون رژيم قرار مىگيرد و ترس «خط سيد ضياء» از آنست و تدابيرى كه در درون رژيم، در موافقت يا مخالفت با گرايشهاى سياسى مىسنجد، در رابطه با ترس از اين خط است. در قسمت اول اين فصل، رده بندى بر محورهاى مختلف را مىآوريم. در قسمت دوم، خيانتها و جنايتها و فسادهاى بزرگ را كه تا اين زمان يا انكار مىشدند و يا خدمت وانمود مىگشتند و اينك مورد اعتراف قرار مىگيرند را مىآوريم. اين اعترافها هم از لحاظ نسل امروز و هم از لحاظ تاريخ ايران، واجد اهميت بسيار هستند. و در دو قسمت سوم و چهارم، روايت كتاب را در باره يكى از جنانتها نقد مىكنيم. در قسمت پنجم براى اين پرسش پاسخ مىجوئيم: آيا انتشار اين كتاب و كتاب بر ضد عباس عبدى گوياى پرونده هائى است كه شاخههاى اطلاعاتى و قضائى و تبليغاتى در حال ساختن هستند؟:
رده بندى تمايلهاى سياسى، بر اين محورها:
1 - دو خط، يكى خط آزادى و استقلال و ديگرى «خط سيد ضياء» و
2 - خيانتها و جنايتها و فسادها و
3 - قدرت:
1 - رده بندى بر محور «خط سيد ضياء» و خط آزادى و استقلال ايران:
بنا بر «شنود اشباح»،
* سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى و موسوى خوئينها، از وابستگى مرام كمونيستى و تضاد اصلى را تضاد با «امپرياليسم انگلستان» و نه امريكا، شروع كردهاند و بتدريج، به خدمت سيا و قدرت امريكا در آمدهاند: عنوان فصل نخست كتاب «هاشمى هشتم» است و روى جلد كتاب مصطفى شعائيان عنوان «نگاهى به روابط شوروى و نهضت انقلاب جنگل» است. در اين فصل، سابقه همكارى بهزاد نبوى با شعائيان (جانبدار ماركسيسم، تمايل تروتسكى) خاطر نشان مىشود. عنوان فصل چهارم «پاتريس لومومبا» است. در اين فصل، القاء مىشود كه سيد محمد موسوى خوئينيها از دانشگاه لومومبا در مسكو فارغ التحصيل شدهاست. در فصل سوم عدنان قاشقى، تاجر اسلحه دخيل در ماجراى ايران گيت و در فصل پنجم با عنوان «تلاشى تلاشها» به بهزاد نبوى و... پرداخته است. و...
* با آنكه از سران هفت كشور ثروتمند جهان كه در گوادولپ گرد آمده بودند، كارتر و ژيسكاردستن، گفتگوها پيرامون انقلاب ايران را آوردهاند و اسناد سفارت امريكا در تهران، نيز منتشر شدهاند و بطور كاملاً شفاف حاكى از آنند كه الف - نگاهدارى شاه سابق بر قدرت غير ممكن ارزيابى مىشود و ب - تصميم بر حمايت از حكومت بختيار به قصد جلوگيرى از پيروزى انقلاب و «حفظ رژيم طرفدار غرب» مىشود، پهلوى طلبها جعل مىكنند - آنهم از قول ژيسكاردستن - كه در گوادولوپ، تصميم مىگيرند شاه برود و خمينى بيايد. جعل پهلوى طلبها گوياى طرزفكر انسان زير سلطه ايست كه وقوع هر امرى را به قدرت مسلط نسبت مىدهد و مخالفت موفق با آن را محال مىشمارد. همان طرز فكر را «خط سيد ضياء» دارد. در «شنود اشباح» (ص 88) جعل جديدى را مىخوانيم:
«همان موقع، كنفرانس «گوادلوپ» شروع شد. آنجا تصميمات خطرناكى براى خالى كردن محتواى انقلاب اسلامى اتخاذ و روشهائى كارشناسانه براى آن تعيين كردند. ابزارشان هم در داخل، ليبرالها كمونيستها و منافقين بودند.»
بديهى است سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى، از كمونيستهاى ديروز و «خط نفاق جديد» امروز، از اين ابزارها بودهاند و هستند! طرفه اينكه اين قسمت را از «تاريخ سياسى معاصر ايران» نوشته دكتر سيد جلال مدنى (كه بنوبه خود پر از دروغ و جعل است) نقل مىكند. در پى نوشت فصل دوم، نوشته سيد جلال مدنى را مىآورد: «بدنبال همين كنفرانس بود كه بختيار، بعنوان مردى كه بايد سنگر «شاه» را حفظ كند و احتمالاً جاى او را بگيرد، بيش از قبل، تأييد شد و براى ايجاد رابطه بين امام خمينى (ره) و بختيار (ملعون) تلاش شد...». بدينسان، در متن جعل مىكند و در پى نوشت اعتراف به جعل مىكند.
* تمايلها و گروهها را بر ملاك اندازه تضاد آنها با «خط آزادى و استقلال، دسته بندى مىكند:
الف - نابها، خامنهاى،« رهبر» و هيأت مؤتلفه (آگاه يا ناخود آگاه فاش مىكند متمايل به انگلستان است) و پيروان دكتر بقائى (كه حسن آيت شاخص آنهاست) و ملايان طرفدار ولايت مطلقه فقيه و يك گروه از سه گروه مجاهدين انقلاب اسلامى (گروه ذوالقدر) كه در ولايت فقيه ذوب شدهاند. يعنى همه آنهائى كه موضع ضد خط آزادى و استقلال و شاخصهاى اين خط، مصدق و بنىصدر دارند.
كتاب فاش مىسازد كه در حزب جمهورى اسلامى، ميان حسن آيت و مير حسين موسوى، نزاع بوده و پيش از انفجار در ساختمان حزب جمهورى اسلامى، حسن آيت از حزب قهر كرده بود. در مجلس، وقتى باهنر ،موسوى را بعنوان وزير خارجه معرفى مىكند، آيت بدانخاطر كه موسوى در ستايش از مصدق سخن گفته و قلم زدهاست، با وزارت او مخالفت مىكند (ص 319 كتاب):
«... آيا ايشان مصدق (موصوف)امام را قبول دارند كه امام مىفرمايند: «مصدق به اسلام سيلى زد»، «مصدق مسلم نبود»،... يا مصدق سلسله مقالاتى كه (اسم نامفهوم) نامى در روزنامه جمهورى اسلامى نوشته بود و اين را يك عمل ضد امپرياليستى قلمداد كرده بود، اين را قبول دارند؟...»
و بعد از ترور حسن آيت، در 14 مرداد 1360، هاشمى رفسنجانى در ستايش او مىنويسد (شنود اشباح ص 135):
«ولايت فقيه، فرماندهى كل قوا، حكومت خط خالص اسلامى و گنجانيدن سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در قانون اساسى، رسوا كردن ملى گرائى در مقابل اسلام، شكستن بت بنىصدر، از جمله اقدامات شهيد آيت است».
انقلاب اسلامى: بديهى است كه بعدها، اسناد خانه بقائى و اسناد جاسوسى حسن آيت پيدا شدند و جاى ترديد باقى نگذاشتند كه «اين اقدامات»، بنا بر «رهنمودهاى» ارباب انگليسى بعمل آمدهاند. از جمله نگاه كنيد به «تحقيقى در باره تاريخ انقلاب ايران» نوشته حميد احمدى، (جلد دوم درس تجربه).
ب - گرچه هاشمى رفسنجانى نيز در «خط حكومت خالص اسلامى» است، با اين حال، خود خالص نيست. با وجود سعى در پنهان كردن، كتاب اختلاف خامنهاى با او و گروه او را نشان مىدهد.
ج - گروههائى چون گروه محسن رضائى و روحانيت مبارز تهران (خط مهدوى كنى) در رده سوم قرار مىگيرند و نيشها كه كتاب نويسان به آنها مىزنند، تندتر مىشود.
د - بخشى از «روحانيون مبارز»، نظير كروبى و محتشمى و حجتيه ايهاى تابع ولايت فقيه (نظير دكتر ولايتى و ناطق نورى و...) در رده چهارم قرار مىگيرند.
ه - از اين رده ببعد، گروههائى قرار مىگيرد كه دشمنان بالقوه يا بالفعل هستند: مجاهدين انقلاب اسلامى «خط نفاق جديد و بنا بر اين دشمن هستند. تمايلهائى از حزب مشاركت و دفتر تحكيم وحدت نيز دشمنان بالفعل نظامند. بقيه مشاركتىها و دفتر تحكيم وحدتيها، دشمنان بالقوه نظام هستند. بخاطر استعداد پيوستنشان به خط آزادى و استقلال
و - آية الله منتظرى و روحانيان در خط او و نهضت آزادى و ملى - مذهبىها و دشمنان بالفعل نظام هستند.
انقلاب اسلامى: عقل زور محور كور مىشود و نمىبيند: از جمله، نمىبيند كه فرآوردهاش موضوع نقد مىشود. چنانكه تدارك كنندگان «شنود اشباح» به اين نيانديشيدهاند كه از جهات ديگر نيز رده بندى كه آنها از گروههاى سياسى بعمل آوردهاند، سنجيده مىشود. پرده دروغ دريده مىشود و حقيقت آشكار مىگردد. رده بندى كه كتاب بر محور خيانتها و جنايتها و فسادها كه بعمل آوردهاند، گوياى دو واقعيت است:
الف - زور پرستان، تا وقتى ممكن است، به عمل خود، بهترين صفتها (خير مطلق، انقلابى و...) مىدهند. وقتى همه بر زشتى آن عمل وجدان يافتند، آن را به كس يا كسانى نسبت مىدهند كه مىخواهند قربانى كنند. بدينسان،
ب - جنايت يا خيانت و يا فساد خود كرده را، حربهاى مىگردانند براى از پا درآوردن هر كس يا هر گروه كه مزاحمت ايجاد كند و يا مىبايد قربانى شود:
2 - رده بندى بر محور جنايتها و خيانتها و فسادها:
اين بار، نوبت به مجاهدين انقلاب اسلامى و بخشى از مشاركتىها و تحكيم وحدتىهاى سابق رسيده است كه مرتكب تمامى خيانتها و جنايتها و فسادهاى بزرگ شده باشند. دورتر اين خيانتها و جنايتها و فسادها را فهرست مىكنيم. در اينجا، رده بندى گروهها را بر محور خيانتها و جنايتها و فسادها مىآوريم:
الف - آنها كه دستشان از هر خيانت و جنايت و فسادى پاك است، خمينى و خامنهاى و هيأت مؤتلفه و جذب شدگان در ولايت فقيه هستند. اما از آنجا كه عقل زور محور نمىتواند با تخريب خود شروع نكند، با اين «پاك گردانى»، اعتراف به وسيله دست جنايتكاران و خيانت پيشگان و فاسدان شدن «رهبر» و بى كفايتى او و ديگر مسئولان در مديريت و مسئوليت ناشناسى و بى دينى «رهبر» و «رئيس جمهورى» و «رئيس مجلس» و... مىكند. ب - اين بار، آلودهتر از همه به جنايتها و خيانتها و فسادها، مجاهدين انقلاب اسلامى و بخشى از اعضاى رهبرى حزب مشاركت و جمعى از رهبران سابق دفتر تحكيم وحدت هستند.
ج - آية الله منتظرى و گروه سيد مهدى هاشمى و گروه اميد نجف آبادى و... در نوبت دوم قرار مىگيرند.
د - بعد از مجاهدين انقلاب اسلامى «خط ضد ولايت فقيه» و «خط منتظرى»، تمايلهائى چون تمايل محسن رضائى قرار مىگيرند (بنا بر قول كتاب، برادر زاده رفسنجانى را بدون اطلاع او، به واشنگتن فرستادهاست و...)
ه - كسانى از روحانيون مبارز و «ليبرالها» (انگى كه بنا بر موقع، بر پيشانى شخص يا گروهى مىزنند) و كسان هاشمى رفسنجانى و حتى خود او، كسانى هستند كه يا متهم مىشوند و يا «ردپاهائى» از آنها نشان داده مىشود كه، بموقع خود، بكار متهم كردن و بدست «قوه قضائيه سپردن» مىآيند.
و - به آنها كه در خط استقلال و آزادى هستند، خيانت و جنايتى و فسادى نتوانستهاند نسبت بدهند. جز در يك جا، از قول رفيق دوست، آوردهاند (ص 611 كتاب) و تكذيب آن در كتاب آمدهاست و تفصيل را دورتر مىآوريم.
3 - رده بندى بر محور قدرت:
در اين كتاب، «ولايت مطلقه فقيه» با «اسلام ناب محمدى» مساوى و اندازه «ذوب» هر كس و هر گروه در ولايت فقيه را ميزان اطاعتشان از «رهبر» معين مىكند. با وجود اين، اطاعت تنها نيز كفايت نمىكند. كسى كه كتاب را از آغاز تا پايان، بدقت بخواند، انگشت حيرت بر دهان خواهد گرفت . چرا كه ولايت با قدرت مطلق مساوى انگاشته مىشود و اينطور القاء مىشود كه خامنهاى خود نيز، نمود كامل اين «ولايت» نيست. با وجود اين،
الف - بنا بر «شنود اشباح» مجاهدين انقلاب اسلامى (كه بناى كتاب بر خراب كردن آنها است)، سه گروه شدهاند:
* - گروهى كه به ولايت فقيه پيوسته است و ذوالقدر (قائم مقام فرمانده كل سپاه و از گردانندگان شاخه ترور سازمان ترور) شاخص آنست. اين گروه با وجود اينكه جذب ولايت فقيه شدهاست، اما در آن ذوب نشدهاست. و
* - گروه مخالف ولايت فقيه كه سازمان كنونى مجاهدين انقلاب اسلامى است و بهزاد نبوى شاخص آنست. اين گروه، از آغاز، برنامه تصرف قدرت را از راه حذف رقيبان، يكى بدست ديگرى داشته است و از آن رو، با افتادن دولت به دست «روحانيان» موافق بوده كه با استفاده از آنها، مىتوان گروههاى سياسى مزاحم را حذف كرد و سرانجام، دولت را از دست «روحانيان» بدر آورد. كتاب مصاحبهاى را با «منبع (ص)» نقل مىكند و از قول او، در باره مقاصد بهزاد نبوى و... مىآورد (صص 86 و 87):
«روزى كه مرحوم آية ا... طالقانى قصد رفتن به فرانسه و استقبال از «امام» را داشتند، من نيز به بدرقه ايشان به فرودگاه رفتم. در فرودگاه با آقاى مهندس سياوش سميعى قدم مىزديم و منتظر آية ا... طالقانى بوديم. بلندگوى محوطه اعلام مىكرد هواپيما قابليت پرواز ندارد. قسمتى از سيستم ناوبرى هواپيما، توسط مسئولين برداشته شدهاست. ضمن صحبت، آقاى مهندس سميعى گفتند: «بگذار اينها بگيرند از اينها گرفتن آسان است». يعنى بگذار طالقانىها رژيم را ساقط كرده و حكومت را بدست گيرند، براندازى اينها آسان است!!!» و
* - گروه سوم، ميان دو گروه قرار مىگيرد و شاخص آنها، محسن رضائى، فرمانده سابق سپاه پاسداران و «دبير مجمع تشخيص مصلحت» كنونى است.
ب - گروههائى كه يا در ولايت فقيه ذوب هستند و يا با آن مسئله ندارند، نيز رده بندى دارند.
* تمايلى كه امثال فلاحيان و روح الله حسينيان (رئيس بايگانى ساواك سابق كه اينك به آن مركز اسناد نام دادهاند) شاخصهاى آن هستند، ناب هستند: كاسههاى داغتر از آش!
* روحانيان طرفدار ولايت فقيه - هر چند نمىتوانند جلو آقازادههاى خود را بگيرند - و نيز تمايلهائى كه امثال ذوالقدر و عسگر اولادى (هيأت مؤتلفه) شاخص آنند، نزديكترين گروههاى به ذوب شدهها در ولايت فقيه هستند.
* تمايلى كه هاشمى رفسنجانى شاخص آنست و تمايلى از حجتيه كه جذب ولايت فقيه شدهاست، رديف سوم طرفدار ولايت فقيه است. و
ج - تمايلى كه امثال محسن رضائى شاخص آنند، خود را براى ولايت فقيه نمىخواهند بلكه ولايت فقيه را براى خود مىخواهند. بخشهاى گستردهاى از كادرهاى رژيم در اين تمايل قرار گرفتهاند و بنا بر توصيه آنها كه اشباح را شنود كردهاند، رهبرى نظام بايد مراقبشان باشد.
د - مخالفان ولايت مطلقه فقيه، بنا بر ميزان خطرى كه براى رژيم ملاتاريا دارند و بنا بر تصميم رهبرى سازمان ترور به حذف آنها، رديف بندى شدهاند:
* خط آزادى و استقلال كه بنىصدر شاخص آنست و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى و بخشى از حزب مشاركت و دفتر تحكيم وحدت. حذف اين تمايلها در دستور كار سازمان ترور است،
* منتظرى و تمايلى از روحانيت كه او شاخص آنهاست،
* ملى - مذهبىها و نهضت آزادى كه پيش از اين نيز سركوب شدهاند.
* ليبرالها - كه برچسب است و بنا بر موقع، به اشخاص و گروهها مىزنند. بنا بر كتاب، اينك شامل تمايلهائى از اصلاح طلبان نيز مىشود.
انقلاب اسلامى: اينك اگر رده بنديها را كه از سه جهت شدهاند، با يكديگر مقايسه كنيم، مىبينيم كه گردآورندگان مجموعه قولها (شنود اشباح) نا خود آگاه، قانون هميشگى قدرت مطلق را بكار بردهاند. بنا بر اين قانون،
رديفها و سلسله مراتب آدمهاو گروهها بر اساس قابليت حذف، تنظيم مىشود. از آنجا كه قدرت بدون حذف، پديد نمىآيد، هر كس و هر گروه كه خود را محور قدرت مىكند و گمان مىبرد با قدرت اينهمانى دارد، در ديگران، از لحاظ قابليت حذف شدن مىنگرد. غافل از آنكه قدرت به آلتهاى خود نيز رحم نمىكند.
خيانتها و جنايتها و فسادهايى كه در كتاب «شنود اشباح» به مجاهدين انقلاب اسلامى نسبت داده شدهاند: