نقد

كتاب شنود اشباح

 

 

 

نوشته:رضا گل پور

 

نقد كتاب شنود اشباح  با

مراجعه به آقاى بنى صدر كامل و تهيه شده است .

 

 

تنظيم و چاپ: انتشارات انقلاب اسلامى

 

 

 

 

 

 

 

 نقد كتاب شنود اشباح

 

 

 چند توضيح:

 

 

 1 - كار بر روى كتابى چون «شنود اشباح»، كتابى، در نزديك به 1000 صفحه،آنهم فاقد نظم و واجد پراكندگى، نخست مى‏بايد اين مى‏شد كه پراكنده‏ها را به نظم آورد و آنگاه، با يكديگر نقد كنيم و سر انجام به مدد داده‏ها و اطلاعات ديگر، هر يك را از تناقضها تميز دهد و از ابهامها پاك سازد تا هر رويدادى همانطور گزارش شود كه رويداده‏است. در حقيقت، اگر بنا بر نوشتن واقعيتهائى بود كه در «شنود اشباح» موضوع دستكاريها شده‏اند، آنهم به چند و چونى كه در كتاب «شنود اشباح» پيدا كرده‏اند، نياز به 1000 صفحه قطع بزرگ نبود. باوجود اين، از آنجا كه عقل قدرت محور ،با تخريب خود شروع مى‏كند و دروغ بدون تناقض نمى‏توان ساخت، تكرار قولها و قولهاى گوناگون را پراكنده آوردن اين كتاب ،اين امكان را براى ما فراهم آورد كه راست را از دروغ جداسازيم  و متنى بدست آيد كه گزارش حقيقت هابه نسل امروز ايرانى است.

 2 - موضوع هائى كه نقد شده‏اند، هرآنچه را در «شنود اشباح» در باره هر يك از آنها آمده، در بردارند. هرآنچه هم كه تهيه كنندگان «شنود اشباح» سانسور كرده‏اند، يافته و آورده شده‏اند.

 3 - اين كوشش، حقيقت‏ها را يافتن، نخست بكار نسل امروز مى‏آيد. نسلى كه مسئوليت آزاد كردن خويش را دارد و مى‏بايد از خود بپرسد مانعهاى ذهنى‏اى  كه نمى‏گذارند دست بكار شود، كدامها هستند؟ بخش بزرگى از مانعها، ندانستن حقايق و يا پذيرفتن دروغ به جاى حقيقت و يا ابهامهاى آزار دهنده و از كار باز دارنده‏اند. «شنود اشباح» فرصتى را فراهم آورد كه، با استفاده از آن، نسل امروز بتواند بر حقايق اساسى، از قلم دشمنان آزادى و استقلال ايران، آگاه شود. بخصوص قدر آزادى را بداند چرا كه اگر پيروان خط آزادى و استقلال آزادى قلم و بيان را ندارند، «خط سيد ضياء» يا حريصان در قدرت طلبى و اسيران طرز فكر وابستگى، امكان گفتن و نوشتن را دارند. هرچند آنها اين امكان را در دروغ ساختن و انتشار آن بكار مى‏برند، اما دروغ پوششى بر حقيقت بيش نيست. مى‏توان حقيقت را از پوشش دروغ بيرون كشيد. بسا دروغ سازان، خود اين كار را انجام مى‏دهند. بدين قرار، اگر راستگويان از آزادى خويش غافل نشوند و برآن شوند كه آزادى قلم و بيان دشمنان آزادى را براى نقد گفته‏ها و نوشته‏هاى آنان و دريدن پوشش دروغ و آشكار كردن حقيقت، بكار برند، آزادى دشنمان آزادى را فضاى آزاد خود مى‏كنند و به باز كردن فضاى بسته استبداد و باز يافتن فراخناى آزادى توانا مى‏شوند.

      نسلهاى آينده نيز بى نياز از اين نوع كارها نيستند. زيرا آنها نياز دارند بدانند چرا جامعه آنها، در تحول، اين جهت را گرفت و نه آن جهت را . تجربه‏هاى گذشتگان به آنها مى‏آموزند چه بايد بكنند تا فرصتهاى خوب را براى رشد - و نه بدترين ويرانگريها - مغتنم بشمارند. تجربه‏ها به آنها مى‏آموزند چه بايد بكنند كه وقتى كشور بهترين فرصتها را پيدا مى‏كند، بى كفايت‏ترين و فاسدترين و خائن‏ترين و جانى ترينها دولت را تصرف نكنند و جنايت و خيانت و فساد را روش نگردانند.

     و از آنجا كه اين كتاب، اجازه تجديد انتشار پيدا نكرده‏است و اين به خاطر آنكه‏

  الف - هر دو جبهه متوجه شده‏اند كتاب به زيان آنهاست،

  ب - نقد آن ،نسل امروز را از حقايق بسيار آگاه مى‏كند، ضرور بود متن حاضر، از طريق اينترنت، در اختيار خوانندگان قرار گيرد.

 

 

 

 

 فهرست:

 

 

      موضوعهاى اصلى كتاب «شنود اشباح» در 8 قسمت، به شرح زير، تنظيم شده‏اند:

 

  رده بندى گرايشهاى سياسى بر دو محور، يكى خط آزادى و استقلال و ديگرى «خط سيد ضياء» از صفحه  2  تا صفحه 9   

  انفجار نخست وزيرى وضعيت نمائى كه وضعيت امروز رژيم را نيز نشان مى‏دهد، از صفحه  9  تا 16  صفحه

  شخصى كه تصميم به گروگانگيرى گرفت، به روايت «شنود اشباح»، از صفحه 16 تا 22  صفحه  

  نگرش «شنود اشباح» در «اكتبر سورپرايز»، آيا بر سر گروگانهاى امريكائى، سازش پنهانى شد يا نشد؟، از صفحه 22 تا 28  صفحه

  ايران گيت به روايت «شنود اشباح». ايران گيت تا بحال وجود نداشت! حال، بوجودش اعتراف مى‏شود جز اينكه صاحب نقشها هاشمى رفسنجانى و خامنه‏اى و... نيستند، از صفحه   28 تا 37 صفحه  

  دو كودتا و يك جنگ، از صفحه   37 تا 45  صفحه  

  ماجراى طبس: رد يابى عاملان يك سياست در ايران و امريكا، از گروگانگيرى تا امروز، از صفحه 45  تا 54  صفحه

  خريد اسلحه به روايت «شنود اشباح» و جنگ نعمت است، از صفحه  54  تا 58  صفحه

 

 

 رده بندى گرايشهاى سياسى بر دو محور،

 يكى خط آزادى و استقلال‏

 و ديگرى «خط سيد ضياء»:

 

 

 انقلاب اسلامى: كتاب «شنود اشباح» فاقد هرگونه مدرك و سند و از آغاز تا پايان، نقل قول، اغلب نيمه (= بزرگ‏ترين دروغ) و جعل است. از جمله، قولهايى كه مستند شاخه‏هاى واواكى و تبليغاتى سازمان ترور قرار گرفته‏اند، جعليات دو رأس ديگر مثلث زور پرست، بخصوص رأس پهلوى طلب است. به روباه گفتند شاهد تو كيست؟ گفت دمم! شاهدهاى گردآورندگان اين مجموعه بى نظم نيز، قولهاى احمد خمينى، خامنه‏اى، هاشمى رفسنجانى، زواره‏اى و نظاير اينها، هستند.

     بهر رو، سه نوبت و بر سه محور، تمايلهاى سياسى را قشر بندى كرده‏است. با وجود اين، محور اصلى «خط آزادى و استقلال است. محور ضد اين خط، «خط سيد ضياء» يا استبداد در وابستگى و به تعبير تهيه كنندگان (شاخه‏هاى واواكى و تبليغاتى سازمان ترور، فلاحيان، حسينيان، لاريجانى و...) خط «ولايت مطلقه فقيه» است. رده بندى كه در اين كتاب بعمل آمده‏است، شفاف‏ترين رده بنديها از گرايشهاى سياسى موجود در رژيم و نيز خطى است كه در بيرون رژيم قرار مى‏گيرد و ترس «خط سيد ضياء» از آنست و تدابيرى كه در درون رژيم، در موافقت يا مخالفت با گرايشهاى سياسى مى‏سنجد، در رابطه با ترس از اين خط است. در قسمت اول اين فصل، رده بندى بر محورهاى مختلف را مى‏آوريم. در قسمت دوم، خيانتها و جنايتها و فسادهاى بزرگ را كه تا اين زمان يا انكار مى‏شدند و يا خدمت وانمود مى‏گشتند و اينك مورد اعتراف قرار مى‏گيرند را مى‏آوريم. اين اعترافها هم از لحاظ نسل امروز و هم از لحاظ تاريخ ايران، واجد اهميت بسيار هستند. و در دو قسمت سوم و چهارم، روايت كتاب را در باره يكى از جنانتها نقد مى‏كنيم. در قسمت پنجم براى اين پرسش پاسخ مى‏جوئيم: آيا انتشار اين كتاب و كتاب بر ضد عباس عبدى گوياى پرونده هائى است كه شاخه‏هاى اطلاعاتى و قضائى و تبليغاتى در حال ساختن هستند؟:

 

 رده بندى تمايلهاى سياسى، بر اين محورها:

  1 - دو خط، يكى خط آزادى و استقلال و ديگرى «خط سيد ضياء» و

  2 - خيانتها و جنايتها و فسادها و

  3 - قدرت:

 

 

  1 - رده بندى بر محور «خط سيد ضياء» و خط آزادى و استقلال ايران:

 

 بنا بر «شنود اشباح»،

 * سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى و موسوى خوئينها، از وابستگى مرام كمونيستى و تضاد اصلى را تضاد با «امپرياليسم انگلستان» و نه امريكا، شروع كرده‏اند و بتدريج، به خدمت سيا و قدرت امريكا در آمده‏اند: عنوان فصل نخست كتاب «هاشمى هشتم» است و روى جلد كتاب مصطفى شعائيان عنوان «نگاهى به روابط شوروى و نهضت انقلاب جنگل» است. در اين فصل، سابقه همكارى بهزاد نبوى با شعائيان (جانبدار ماركسيسم، تمايل تروتسكى) خاطر نشان مى‏شود. عنوان فصل چهارم «پاتريس لومومبا» است. در اين فصل، القاء مى‏شود كه سيد محمد موسوى خوئينيها از دانشگاه لومومبا در مسكو فارغ التحصيل شده‏است. در فصل سوم عدنان قاشقى، تاجر اسلحه دخيل در ماجراى ايران گيت و در فصل پنجم با عنوان «تلاشى تلاشها» به بهزاد نبوى و... پرداخته است. و...

 * با آنكه از سران هفت كشور ثروتمند جهان كه در گوادولپ گرد آمده بودند، كارتر و ژيسكاردستن، گفتگوها پيرامون انقلاب ايران را آورده‏اند و اسناد سفارت امريكا در تهران، نيز منتشر شده‏اند و بطور كاملاً شفاف حاكى از آنند كه الف - نگاهدارى شاه سابق بر قدرت غير ممكن ارزيابى مى‏شود و ب - تصميم  بر حمايت از حكومت بختيار به قصد جلوگيرى از پيروزى انقلاب و «حفظ رژيم طرفدار غرب» مى‏شود، پهلوى طلبها جعل مى‏كنند - آنهم از قول ژيسكاردستن - كه در گوادولوپ، تصميم مى‏گيرند شاه برود و خمينى بيايد. جعل پهلوى طلبها گوياى طرزفكر انسان زير سلطه ايست كه وقوع هر امرى را به قدرت مسلط نسبت مى‏دهد و مخالفت موفق با آن را محال مى‏شمارد. همان طرز فكر را «خط سيد ضياء» دارد. در «شنود اشباح» (ص 88) جعل جديدى را مى‏خوانيم:

     «همان موقع، كنفرانس «گوادلوپ» شروع شد. آنجا تصميمات خطرناكى براى خالى كردن محتواى انقلاب اسلامى اتخاذ و روشهائى كارشناسانه براى آن تعيين كردند. ابزارشان هم در داخل، ليبرالها كمونيستها و منافقين بودند.»

     بديهى است سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى، از كمونيستهاى ديروز و «خط نفاق جديد» امروز، از اين ابزارها بوده‏اند و هستند! طرفه اينكه اين قسمت را از «تاريخ سياسى معاصر ايران» نوشته دكتر سيد جلال مدنى (كه بنوبه خود پر از دروغ و جعل است) نقل مى‏كند. در پى نوشت فصل دوم، نوشته سيد جلال مدنى را مى‏آورد: «بدنبال همين كنفرانس بود كه بختيار، بعنوان مردى كه بايد سنگر «شاه» را حفظ كند و احتمالاً جاى او را بگيرد، بيش از قبل، تأييد شد و براى ايجاد رابطه بين امام خمينى (ره) و بختيار (ملعون) تلاش شد...». بدينسان، در متن جعل مى‏كند و در پى نوشت اعتراف به جعل مى‏كند.

 * تمايلها و گروهها را بر ملاك اندازه تضاد آنها با «خط آزادى و استقلال، دسته بندى مى‏كند:

 الف - ناب‏ها، خامنه‏اى،« رهبر» و هيأت مؤتلفه (آگاه يا ناخود آگاه فاش مى‏كند متمايل به انگلستان است) و پيروان دكتر بقائى (كه حسن آيت شاخص آنهاست) و ملايان طرفدار ولايت مطلقه فقيه و يك گروه از سه گروه مجاهدين انقلاب اسلامى (گروه ذوالقدر) كه در ولايت فقيه ذوب شده‏اند. يعنى همه آنهائى كه موضع ضد خط آزادى و استقلال و شاخصهاى اين خط، مصدق و بنى‏صدر دارند.

    كتاب فاش مى‏سازد كه در حزب جمهورى اسلامى، ميان حسن آيت و مير حسين موسوى، نزاع بوده و پيش از انفجار در ساختمان حزب جمهورى اسلامى، حسن آيت از حزب قهر كرده بود. در مجلس، وقتى باهنر ،موسوى را بعنوان وزير خارجه معرفى مى‏كند، آيت بدانخاطر كه موسوى در ستايش از مصدق سخن گفته و قلم زده‏است، با وزارت او مخالفت مى‏كند (ص 319 كتاب):

      «... آيا ايشان مصدق (موصوف)امام را قبول دارند كه امام مى‏فرمايند: «مصدق به اسلام سيلى زد»، «مصدق مسلم نبود»،... يا مصدق سلسله مقالاتى كه (اسم نامفهوم) نامى در روزنامه جمهورى اسلامى نوشته بود و اين را يك عمل ضد امپرياليستى قلمداد كرده بود، اين را قبول دارند؟...»

    و بعد از ترور حسن آيت، در 14 مرداد 1360، هاشمى رفسنجانى در ستايش او مى‏نويسد (شنود اشباح ص 135):

     «ولايت فقيه، فرماندهى كل قوا، حكومت خط خالص اسلامى و گنجانيدن سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در قانون اساسى، رسوا كردن ملى گرائى در مقابل اسلام، شكستن بت بنى‏صدر، از جمله اقدامات شهيد آيت است».

 انقلاب اسلامى: بديهى است كه بعدها، اسناد خانه بقائى و اسناد جاسوسى حسن آيت پيدا شدند و جاى ترديد باقى نگذاشتند كه «اين اقدامات»، بنا بر «رهنمودهاى» ارباب انگليسى بعمل آمده‏اند. از جمله نگاه كنيد به «تحقيقى در باره تاريخ انقلاب ايران» نوشته حميد احمدى، (جلد دوم درس تجربه).

 ب - گرچه هاشمى رفسنجانى  نيز در «خط حكومت خالص اسلامى» است، با اين حال، خود خالص نيست. با وجود سعى در پنهان كردن، كتاب اختلاف خامنه‏اى با او و گروه او را نشان مى‏دهد.

 ج - گروههائى چون گروه محسن رضائى و روحانيت مبارز تهران (خط مهدوى كنى) در رده سوم قرار مى‏گيرند و نيشها كه كتاب نويسان به آنها مى‏زنند، تندتر مى‏شود.

 د - بخشى از «روحانيون مبارز»، نظير كروبى و محتشمى و حجتيه ايهاى تابع ولايت فقيه (نظير دكتر ولايتى و ناطق نورى و...) در رده چهارم قرار مى‏گيرند.

 ه - از اين رده ببعد، گروههائى قرار مى‏گيرد كه دشمنان بالقوه يا بالفعل هستند: مجاهدين انقلاب اسلامى «خط نفاق جديد و بنا بر اين دشمن هستند. تمايلهائى از حزب مشاركت و دفتر تحكيم وحدت نيز دشمنان بالفعل نظامند. بقيه مشاركتى‏ها و دفتر تحكيم وحدتيها، دشمنان بالقوه نظام هستند. بخاطر استعداد پيوستنشان به خط آزادى و استقلال

 و - آية الله منتظرى و روحانيان در خط او و نهضت آزادى و ملى - مذهبى‏ها و دشمنان بالفعل نظام هستند.

 انقلاب اسلامى: عقل زور محور كور مى‏شود و نمى‏بيند: از جمله، نمى‏بيند كه فرآورده‏اش موضوع نقد مى‏شود. چنانكه تدارك كنندگان «شنود اشباح» به اين نيانديشيده‏اند كه از جهات ديگر نيز رده بندى كه آنها از گروههاى سياسى بعمل آورده‏اند، سنجيده مى‏شود. پرده دروغ دريده مى‏شود و حقيقت آشكار مى‏گردد. رده بندى كه كتاب بر محور خيانتها و جنايتها و فسادها كه بعمل آورده‏اند، گوياى دو واقعيت است:

 الف - زور پرستان، تا وقتى ممكن است، به عمل خود، بهترين صفتها (خير مطلق، انقلابى و...) مى‏دهند. وقتى همه بر زشتى آن عمل وجدان يافتند، آن را به كس يا كسانى نسبت مى‏دهند كه مى‏خواهند قربانى كنند. بدينسان،

 ب - جنايت يا خيانت و يا فساد خود كرده را، حربه‏اى مى‏گردانند براى از پا درآوردن هر كس يا هر گروه كه مزاحمت ايجاد كند و يا مى‏بايد قربانى شود:

  2 - رده بندى بر محور جنايتها و خيانتها و فسادها:

 

 اين بار، نوبت به مجاهدين انقلاب اسلامى و بخشى از مشاركتى‏ها و تحكيم وحدتى‏هاى سابق رسيده است كه مرتكب تمامى خيانتها و جنايتها و فسادهاى بزرگ شده باشند. دورتر اين خيانتها و جنايتها و فسادها را فهرست مى‏كنيم. در اينجا، رده بندى گروهها را بر محور خيانتها و جنايتها و فسادها مى‏آوريم:

 الف - آنها كه دستشان از هر خيانت و جنايت و فسادى پاك است، خمينى و خامنه‏اى و هيأت مؤتلفه و جذب شدگان در ولايت فقيه هستند. اما از آنجا كه عقل زور محور نمى‏تواند با تخريب خود شروع نكند، با اين «پاك گردانى»، اعتراف به وسيله دست جنايتكاران و خيانت پيشگان و فاسدان شدن «رهبر» و بى كفايتى او و ديگر مسئولان در مديريت و مسئوليت ناشناسى و بى دينى «رهبر» و «رئيس جمهورى» و «رئيس مجلس» و... مى‏كند. ب - اين بار، آلوده‏تر از همه به جنايتها و خيانتها و فسادها، مجاهدين انقلاب اسلامى و بخشى از اعضاى رهبرى حزب مشاركت و جمعى از رهبران سابق دفتر تحكيم وحدت هستند.

 ج - آية الله منتظرى و گروه سيد مهدى هاشمى و گروه اميد نجف آبادى و... در نوبت دوم قرار مى‏گيرند.

 د - بعد از مجاهدين انقلاب اسلامى «خط ضد ولايت فقيه» و «خط منتظرى»، تمايلهائى چون تمايل محسن رضائى قرار مى‏گيرند (بنا بر قول كتاب، برادر زاده رفسنجانى را بدون اطلاع او، به واشنگتن فرستاده‏است و...)

 ه - كسانى از روحانيون مبارز و «ليبرالها» (انگى كه بنا بر موقع، بر پيشانى شخص يا گروهى مى‏زنند) و كسان هاشمى رفسنجانى و حتى خود او، كسانى هستند كه يا متهم مى‏شوند و يا «ردپاهائى» از آنها نشان داده مى‏شود كه، بموقع خود، بكار متهم كردن و بدست «قوه قضائيه سپردن» مى‏آيند.

 و - به آنها كه در خط استقلال و آزادى هستند، خيانت و جنايتى و فسادى نتوانسته‏اند نسبت بدهند. جز در يك جا، از قول رفيق دوست، آورده‏اند (ص 611 كتاب) و تكذيب آن در كتاب آمده‏است و تفصيل را دورتر مى‏آوريم.

  3 - رده بندى بر محور قدرت:

 

      در اين كتاب، «ولايت مطلقه فقيه» با «اسلام ناب محمدى» مساوى و اندازه «ذوب» هر كس و هر گروه در ولايت فقيه را ميزان اطاعتشان از «رهبر» معين مى‏كند. با وجود اين، اطاعت تنها نيز كفايت نمى‏كند. كسى كه كتاب را از آغاز تا پايان، بدقت بخواند، انگشت حيرت بر دهان خواهد گرفت . چرا كه ولايت با قدرت مطلق مساوى انگاشته مى‏شود و اينطور القاء مى‏شود كه خامنه‏اى خود نيز، نمود كامل اين «ولايت» نيست. با وجود اين،

 الف -  بنا بر «شنود اشباح» مجاهدين انقلاب اسلامى (كه بناى كتاب بر خراب كردن آنها است)، سه گروه شده‏اند:

 * - گروهى كه به ولايت فقيه پيوسته است و ذوالقدر (قائم مقام فرمانده كل سپاه و از گردانندگان شاخه ترور سازمان ترور) شاخص آنست. اين گروه با وجود اينكه جذب ولايت فقيه شده‏است، اما در آن ذوب نشده‏است. و

 * - گروه مخالف ولايت فقيه كه سازمان كنونى مجاهدين انقلاب اسلامى است و بهزاد نبوى شاخص آنست. اين گروه، از آغاز، برنامه تصرف قدرت را از راه حذف رقيبان، يكى بدست ديگرى داشته است و از آن رو، با افتادن دولت به دست «روحانيان» موافق بوده كه با استفاده از آنها، مى‏توان گروههاى سياسى مزاحم را حذف كرد و سرانجام، دولت را از دست «روحانيان» بدر آورد. كتاب مصاحبه‏اى را با «منبع (ص)» نقل مى‏كند و از قول او، در باره مقاصد بهزاد نبوى و... مى‏آورد (صص 86 و 87):

      «روزى كه مرحوم آية ا... طالقانى قصد رفتن به فرانسه و استقبال از «امام» را داشتند، من نيز به بدرقه ايشان به فرودگاه رفتم. در فرودگاه با آقاى مهندس سياوش سميعى قدم مى‏زديم و منتظر آية ا... طالقانى بوديم. بلندگوى محوطه اعلام مى‏كرد هواپيما قابليت پرواز ندارد. قسمتى از سيستم ناوبرى هواپيما، توسط مسئولين برداشته شده‏است. ضمن صحبت، آقاى مهندس سميعى گفتند: «بگذار اينها بگيرند از اينها گرفتن آسان است». يعنى بگذار طالقانى‏ها رژيم را ساقط كرده و حكومت را بدست گيرند، براندازى اينها آسان است!!!» و

 * - گروه سوم، ميان دو گروه قرار مى‏گيرد و شاخص آنها، محسن رضائى، فرمانده سابق سپاه پاسداران و «دبير مجمع تشخيص مصلحت» كنونى است.

 ب - گروههائى كه يا در ولايت فقيه ذوب هستند و يا با آن مسئله ندارند، نيز رده بندى دارند.

 * تمايلى كه امثال فلاحيان و روح الله حسينيان (رئيس بايگانى ساواك سابق كه اينك به آن مركز اسناد نام داده‏اند) شاخصهاى آن هستند، ناب هستند: كاسه‏هاى داغ‏تر از آش!

 * روحانيان طرفدار ولايت فقيه - هر چند نمى‏توانند جلو آقازاده‏هاى خود را بگيرند - و نيز تمايلهائى كه امثال ذوالقدر و عسگر اولادى (هيأت مؤتلفه) شاخص آنند، نزديك‏ترين گروههاى به ذوب شده‏ها در ولايت فقيه هستند.

 * تمايلى كه هاشمى رفسنجانى شاخص آنست و تمايلى از حجتيه كه جذب ولايت فقيه شده‏است، رديف سوم طرفدار ولايت فقيه است. و

 ج - تمايلى كه امثال محسن رضائى شاخص آنند، خود را براى ولايت فقيه نمى‏خواهند بلكه ولايت فقيه را براى خود مى‏خواهند. بخشهاى گسترده‏اى از كادرهاى رژيم در اين تمايل قرار گرفته‏اند و بنا بر توصيه آنها كه اشباح را شنود كرده‏اند، رهبرى نظام بايد مراقبشان باشد.

 د - مخالفان ولايت مطلقه فقيه، بنا بر ميزان خطرى كه براى رژيم ملاتاريا دارند و بنا بر تصميم رهبرى سازمان ترور به حذف آنها، رديف بندى شده‏اند:

 * خط آزادى و استقلال كه بنى‏صدر شاخص آنست و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى و بخشى از حزب مشاركت و دفتر تحكيم وحدت. حذف اين تمايلها در دستور كار سازمان ترور است،

 * منتظرى و تمايلى از روحانيت كه او شاخص آنهاست،

 * ملى - مذهبى‏ها و نهضت آزادى كه پيش از اين نيز سركوب شده‏اند.

 * ليبرالها - كه برچسب است و بنا بر موقع، به اشخاص و گروهها مى‏زنند. بنا بر كتاب، اينك شامل تمايلهائى از اصلاح طلبان نيز مى‏شود.

 انقلاب اسلامى: اينك اگر رده بنديها را كه از سه جهت شده‏اند، با يكديگر مقايسه كنيم، مى‏بينيم كه گردآورندگان مجموعه قولها (شنود اشباح) نا خود آگاه، قانون هميشگى قدرت مطلق را بكار برده‏اند. بنا بر اين قانون،

      رديف‏ها و سلسله مراتب آدمهاو گروهها بر اساس قابليت حذف، تنظيم مى‏شود. از آنجا كه قدرت بدون حذف، پديد نمى‏آيد، هر كس و هر گروه كه خود را محور قدرت مى‏كند و گمان مى‏برد با قدرت اينهمانى دارد، در ديگران، از لحاظ قابليت حذف شدن مى‏نگرد. غافل از آنكه قدرت به آلتهاى خود نيز رحم نمى‏كند.

 

 خيانتها و جنايتها و فسادهايى كه در كتاب «شنود اشباح» به مجاهدين انقلاب اسلامى نسبت داده شده‏اند: