بنی صدر: نگران امنیت من نباشید! نگران سرنوشت وطن خود باشید!

 

۱۴,۱۰,۱۳۹۰

گفتگوی رادیوکوچه با ابوالحسن بنی‌صدر/ در روزهای اخیر منزل ابوالحسن بنی‌صدر، در پاریس در فاصله چند ساعت غیبت خانواده مورد دست‌برد قرار گرفته و خسارات عمده‌ای به محال اقامت وی وارد آمده است. هم‌چنین افراد ناشناس به خانم عذرا بنی‌صدر ‌طی هفته‌های اخیر تعرض شد.

در همین خصوص با آقای بنی‌صدر از سوی رادیو کوچه گفت‌وگویی صورت گرفته که در پی می‌آید:

روز به خیرآقای بنی‌صدر، من آویده مطمئن فر از رادیو کوچه با شما صحبت می کنم. با سپاس از این که وقتتان را امروز در اختیار من گذاشتید.‌

برای شنیدن اینجا را کلیک نمایید

بدون این‌که بخواهم خاطرات ناخوشایند این حوادث اخیر را برای شما و همسر شما یاد‌آور شده باشم، لطفن برای شنوندگان رادیو کوچه در مورد این مسئله چند هفته پیش که برای همسرتون و همین مورد اخیر یعنی‌ حمله شبانه به منزلتون توضیح بدهید. با توجه به این‌که جناب عالی از مخالفین سرسخت و همیشگی‌ حکومت جمهوری اسلامی هستید، آیا احتمال می‌دهید که این موارد با مواضع سیاسی شما رابطه داشته باشد و آیا با مواضع اخیر شما و افشاگری های متعددی که از ناحیه‌‌ شما انجام شده در رابطه باشند؟

عرض کنم به شما که من اولن به طور کامل مطمئن نیستم که این دو حادثه را رژیم ایران ترتیب داده باشد چون سند و مدرک می‌خواهد که به طور کامل بگویم که این‌ها کار آن رژیم باشد. اما باید بگویم که شیوه عمل شیوه‌ای است که در ایران از سوی ماموران رژیم رایج است یعنی‌ به همین ترتیبی که الان با محل سکونت ما انجام شده عمل می‌کنند  عینن همین‌طور که در ایران برای دستگیر کردن یا ربودن و یا برای کشتن می‌روند، این‌جا هم به همان‌ شکل انجام شده که همین خود شک‌بر‌انگیز است‌. ثالثن، خود نفس این عمل که در عرض یک ماه در این منزل، دو مورد این امر واقع شده گویای این است که من و خانواده‌ام در این‌جا امنیت نداریم. این یک امر واضحی است که اگر من این را نگویم که مبادا این رژیم بفهمد که من این‌جا امنیت ندارم، نه او فهمیده، برای این‌که وقتی‌ یک گروه دزد بر فرض این‌که دزد بوده باشند می‌توانند بیایند و به این ترتیب وارد خانه من شده باشند و خانه را زیر و رو کرده باشند تروریست‌های رژیم راحت‌تر می‌توانند بیایند. ‌پس در واقع این مسئله یک واقعیتی است که نمی‌شود آن‌را کتمان کرد و پوشاندن آن هم اصلا صحیح نیست.

آقای بنی‌صدر، آیا شما اخیرن تهدیدی از جانب جمهوری اسلامی دریافت کرده بودید؟ من فکر می‌کنم که این باید یک امر رایجی باشد، اما آیا تهدید جدی یا تازه ای دریافت کرده‌اید؟

ببینید‌، دو موضوع است‌. این‌که  به شخص من تهدیدی شفاهی‌ از رژیم یا شخصی  شده باشد، خیر.  اما به سایت‌ من بارها در همین دو هفته اخیر، از طریق ایمیل، ایمیل‌های تهدید‌آمیز به سایت من فرستاده شده و اخیرن هم مطلع شدم که بعضی‌ از دوستان من هم تهدید شده‌اند. اما این رژیم میداند که من اگر می‌خواستم به این نوع تهدید‌ها تمکین کنم و ترتیب اثر بدهم، در همان زمان شاه می‌دادم و زندگی‌ دیگری در پیش می‌گرفتم.‌

اگر فرض را براین بگذاریم که این مسایل در رابطه با جمهوری اسلامی باشد، چرا الان؟ آیا رابطه‌ای  با وضعیت این رژیم در شرایط کنونی می‌بینید؟

عرض کنم به شما که آن‌هایی که در وطن هستند غالبن فکر می‌کنند که در خارج از کشور مبارزه آسان‌تر است و این‌جا امنیت بیش‌تر است و گویا مشکلی نیست اما این‌طور نیست. در خارج از کشور به غیر از این‌که انسان در غربت هست و آن امکاناتی را که در وطن هست را ندارد و رژیم که امکانات ترور را برای مخالفین به‌کار می‌برد، علاوه بر آن قدرت‌های خارجی‌ هم هستند. به عنوان مثل الان این قدرت‌ها رفتند بر سر محاصره اقتصادی ایران و در پی‌ مطلب و خبر‌هایی که انتشار پیدا می‌کند از سوی کارشناسان روسی، اسراییلی، آمریکایی، انگلیسی، این‌ها می‌گویند که اسباب جنگ فراهم شده است. بنابراین، کسانی‌ که پای‌بند به استقلال و آزادی هستند و وطن خود را دوست دارند می‌‌ایستند در مقابل این وضعیت و نمی‌خواهند ‌که کشورشان نابود شود. این پس کلن با سیاست‌های این قدرت‌های خارجی‌ ناسازگاری دارد. پس قدرت‌های خارجی‌ بدشان نمی‌آید که این مانع‌هایی که در این بین وجود دارد، که این آدم‌ها هستند، از سر راه برداشته شوند. پس ما الان در وضیعتی هستیم که پیش از این نبود. الان ما یک رژیمی‌ داریم کاملن فلج است.‌ یعنی‌ وقتی که سایت آقای هاشمی‌ رفسنجانی‌ را می‌بندند و خود او می‌گویند در انتخابات شرکت نمی‌کند، دختر او را محاکمه می‌کنند، پسر او فراری است، این به این معنی است که این رژیم در مرکز خود دچار مسایل و برخورد‌هایی است که نمی‌تواند حل کند. و فقط می‌تواند از طریق حذف آن را حل کند. از لحاظ اقتصادی هم که می‌بینید، از لحاظ دنیای خارج هم که می‌بینید که فقط انزوای تنها نیست، تهدید به جنگ هم هم‌راه آن است. ‌این مثل موجودی است که مرض هاری گرفته باشد. و در نتیجه، این طبیعی است که این خشونت‌ها را به‌کار ببرد. چنان‌چه  قبل از انتخابات سال ۸۸،  بنی‌صدر به طور پیوسته و مستمر موضوع تبلیغات روزنامه، رادیو، تلویزون و نماز جمعه‌های آن رژیم است‌. ‌

به عنوان شخصیت سیاسی ایرانی‌ که در فرانسه زندگی‌ می‌کنید آیا وزارت اطلاعات فرانسه شرایط مخصوصی برای حفاظت شما و خانواده شما فراهم کرده است؟ و آیا بعد از این اتفاقات برنامه‌های پر‌کیفیت‌تری برای محافظت از شما اجرا خواهد کرد‌؟ یا این‌که مثل همیشه در حفاظت از شخصیت‌های سیاسی ایرانی‌ بی‌کفایتی از خود نشان خواهند داد؟

من هیچ وقت متکی‌ به حفاظت خارجی‌ برای حفاظت از خود نبوده‌ام، اما آن‌ها به عنوان یک دولت، حفظ امنیت شهروندان آن کشور به عهده هر دولتی است. پس باید به این وظیفه عمل می‌کرد. وقتی که آقای سرکوزی وزیر کشور شد تا آن زمان عده‌ای بودند برای حفاظت خانه من. بعد آمدند و گفتند که ما می‌خواهیم این وضعیت دینامیک باشد.  گفتم چه معنی می‌دهد، گفتند که دور خانه به طور مداوم حالت گشت‌زنی‌ و حرکت باشد. با این دو حادثه که در این ماه اتفاق افتاد، معلوم می‌شود که دینامیک چه معنی می‌دهد. که یا گشتی در کار نیست و یا اگر هست مزاحم کار این افراد مهاجم نیست.

آقای بنی‌صدر! یک سوال اکتوالیته، با توجه به بحران اقتصادی جدید و بالا رفتن بی‌نظیر قیمت ارز‌های خارجی‌ و طلا این وضعیت به کجا خواهد انجامید؟

قیمت دلار، یک وقتی‌ هست که این رژیم دلار زیادی دارد پس قاعدتن می‌توانسته این را تثبیت کند. پس اولن پول ندارد و  خود او عامل محرک گران کردن دلار است. ثانین، تشدید این تحریم‌ها هم به آن اضافه شده و حالا قیمت دلار را به ۱۸۰۰ تومان رسانده است.  پس طبیعتن این دو عامل را ادامه می‌دهند،  یکی‌ برای به‌دست آوردن پول و قیمت دلار با تشدید تحریم‌ها باز هم بالاتر خواهد رفت.  و اثراتش بر اقتصاد ایران چیست ؟ زمانی است که اقتصاد کشور توانا است برای صادر کردن کالا، این خیلی‌ به نفع است،  شما تصور کنید یک صادر کننده ایرانی‌ که با دلار ۹۰۰ تومان تولید می‌کرد، خوب به نفعش است اما اگر صادرات نداشته باشد، که ندارد، چون کشور ما مصرف محور است و بر واردات تکیه دارد، زندگی‌ گران می‌شود. چنان که شده است و به جایی‌ می رسد  که جان مردم به لب می‌رسد. اما مسئله این‌جا است که اگر آن جامعه به موقع عمل نکرد بعد بهایی سنگین خواهد پرداخت و امکان عملش هم کم می‌شود‌. زمانی‌ که جنبش را آغاز کرده بود اگر ادامه می‌داد، حالا خلاص بود. نه محاصره اقتصادی بود و نه جنگ، و نه حتا من و شما در باب امنیت منزل من صحبت می‌کردیم . این‌ها هیچ کدام نبود. حالا هم زمان هست. حال که انتخابات اسفند نزدیک است اگر خودش را آماده نکند برای یک جنبش واقعی که دنیا حس کند که این ملت وضعیت خودش را می‌شناسد و می‌داند که چه باید بکند و حاکمیت را حق خودش می‌داند، تحریم گسترده هم‌راه با یک عمل نمایانی که این جامعه بین‌المللی متقاعد بشود که ایرانی‌ به تغییر سرنوشت خود توانا است آن‌وقت این خطر‌ها رو به کاهش خواهد رفت. اما اگر نه، این می‌تواند بحران خیلی‌ سختی بشود و زندگی‌ و مشکلات بر مردم ایران خیلی‌ فقرآور و زجرآور خواهد شد.

خیلی‌ ممنون آقای بنی صدر که وقتتون را در اختیار من گذاشتید. بیش‌تر از این وقتتون را نمی‌گیرم.  با آرزوی امنیت بیش‌تر برای شما و سلامتی خانواده عزیزتان. روز شما به خیر.

نگران امنیت من نباشید! نگران سرنوشت وطن خود باشید! و بدانید که این مسایل جز مبارزه است. خطر جزیی از ‌مبارزه است، مبارزه بی‌خطر وجود ندارد و ما هم در خدمت آن وطن هستیم و جان من نا قابل نیست، من از آن آدم‌هایی نیستم که تواضع کنم و بگویم من جان ناقابل خود را تقدیم می‌کنم. جان من قابل است ولی من این جان پر ارزش را فدای وطن می‌کنم که هر گاه وطن به خواهد و اقتضا کند که این جان فدای آن وطن بشود . روز بر شما و شنوندگان شما خوش