سر مقاله روزنامه انقلاب اسلامی در هجرت شماره 667

تاریخ انتشار 28 اسفند 85 برابر با 19 مارس 2007

 

ابوالحسن بنی صدر

پیام به مناسبت نوروز 1386

 

نوروز محبت، دوستی و صلح

 

 

هموطن !

     ﺁئین محبت  را جستن و بر حق دوستی و صلح معرفت یافتن ازکین و دشمنی و جنگ  ﺁسودن است . بدین رهائی بود که ایرانیان زندگی را نو  کردند و بر انگیختن خویشتن در محبت و دوستی و صلح و برای محبت و دوستی و صلح را نوروز خواندند و جشن گرفتند .  نوروز تو هموطن عزیز من این نوروز و سراسر شادی و نوید محبت و دوستی و صلح و امید به رشد در ﺁزادی و بهروزی باد . 

      نیاز به پرسیدن از تاریخ نداری . می توانی از حافظه خود بپرسی:  ظرف 50 سال اخیر، چند نوبت ، نوروز تو،  روز  جشن بازیافتن حقوق خویش بمثابه یک انسان و حقوق ملی خود بمنزله یک ملت و بنا بر این، جشن محبت و دوستی و صلح بوده است ؟

      هم اکنون،  سال نو  در حالی فرا می رسد که ایران دستخوش طوفان بحرانهای داخلی و خارجی است . زورپرستان، ضحاک گون ، سرنوشت ایران را به دیوان کین و دشمنی و جنگ سپرده اند . بدانحد که، در مغضوبیت، ایران ، بعد از اسرائیل، دومین کشور دنیا  گشته است.  

    اما نوروز، روز قیام خودجوش پیروزی نیز هست که ، در ﺁن، ایرانیان کاوه ﺁهنگر گشتند و ستمگر بیگانه را به بند کشیدند و ﺁزادی و استقلال باز یافتند .

      ایرانیان کاوه ﺁهنگر شدند از رهگذر عرفان بر کرامت خویش، بر حقوق خویش، بر این واقعیت که اگر نسازی ویران می کنی و کرامت و حقوق خویش از یاد می بری، که محبت ، که دوستی ، که صلح، حق است و چون از لباس کین و ترس و دشمنی و جنگ بدرﺁمدی،  قدرت ضحاکیان چون برف ﺁب می شود و از میان بر می خیزد .

     « هزینه برخاستن و ایستادن »  اسطوره گشته و بر ذهن های پیر و جوان سنگینی می کند . غافل از این که برخاستن و بر سر حق ایستادن،  بارسنگین زندگی در استبداد سراسر خشونت و جنایت و فساد را بر زمین گذاشتن و سبک بال و ﺁزاد، ایران را ﺁبادان کردن است . ﺁگاه شدن از دین محبت، از اندیشه راهنمای ﺁزادی ،  از حقوق معنوی، ﺁشتی ملی ، صلح و... از حقوق ملی، از  حقوق خود ، هزینه بر نمی دارد، بار هزینه سنگین زورمداری را از دوش  تو بر می دارد .

 

زن و مرد ایرانی !

    از زبان کسی که وطن و شما را دوست می دارد بشنوید :

 از غفلت بدر ﺁمدن و از غفلت بدر ﺁوردن و ملتی عارف بر ﺁزادی و حقوق خویش گشتن ، وجدان جمعی شفافی پدید می ﺁورد  که تلاءلوء نورش تاریکیهای زور پرستی و استبدادگری را می زداید، خشونت را می زداید و  معجزه ای بزرگ از معجزه پیروزی گل بر گلوله روی می دهد  و نوروز ایران، نوروز جهان می شود . نور ﺁزادی از راه خشونت زدائی،  به جهانیان راست راه ﺁزادی و حقوق مداری را نشان می دهد .

     رهنمود قرﺁن تنها در شعر زیبای سعدی باز گو نشده است :

     تو کز محنت دیگران بی غمی

      نشاید که نامت نهند       ﺁدمی

   در جامعه های دیگر، بازگو شده است . از جمله ، دوستی این جمله زیبا و رسای روزا لوکزامبورک را  برایم فرستاده است :

   «نه تنها آن کس که نانی برای خوردن ندارد بلکه آن کس هم که هیچ مشارکتی در شکل گیری خوبی های بزرگ بشریت ندارد کرامت و خویشتن مستقلش مخدوش شده است».

      بدین قرار،  بی تفاوتی از غفلت از ﺁزادی ، از غفلت از کرامت، از غفلت از حقوق فردی و جمعی و دستیاری تجاوزگر در تجاوزگری است. هرگاه تجربه کنید به تجربه در می یابید که نیرو نمی تواند بی طرف بماند . اگر ﺁن را در رشد و ﺁبادانی بکار نبرید، در واپس رفتن و ویرانی بکار برده اید .

      و نیز، ﺁزادی ، کرامت و حقوق خویش را قدر شناختن، قدر خویشتن را بعنوان مسئول دانستن و به مسئولیت  خویش در عمل به حق و دفاع از حق عمل کردن است .  انسان بی طرف، موجودی غافل از حقوق و گریزان از مسئولیت است که گریزگاهی جز ظلمات زورمداری نمی جوید و فرجامی غیر از ﺁلت استبداد گشتن نمی یابد .  لختی درنگ کنید و از خود بپرسید: من کیستم ؟  این پرسش ﺁغاز معرفت بر خویشتن بمثابه انسان حقوقمند  است که به یمن شرکت در ساختن فرهنگ ﺁزادی، به ایرانیت، یعنی هویتی که هر ایرانی  وقتی رشد کرد و در رشد دیگران شرکت کرد،  میجوید ، غنا  می بخشید.

 

شما روحانیان !

   زمانه شما را بعنوان شاهد به دادگاه عدل خداوندی ﺁورده است . می دانید که بر شما است علم خویش را اظهار کردن و شهادت بر حق دادن ولو گمان برید به زیان شما است که نیست .  اینک می باید شهادت بدهید : ﺁیا عمل این دولت، دولت  ولایت مطلقه فقیه، عمل به اسلام هست یا نیست ؟  باید شهادت بدهید چه نقشی در استقرار این دولت داشته اید و بگوئید چه اندازه مصمم هستید در رها کردن اسلام و ایران از  این رژیم شرکت کنید. 

     در ﺁن روزها که مردم ایران به سربازان و افسران گل اهدا می کردند، فوکو ، فیلسوف فرانسوی، نزد این جانب ﺁمده بود و می خواست بداند انقلابی با شرکت جمهور مردمی که در برابر گلوله ، گل پرتاب می کنند، چگونه ممکن گشته است ؟ با او از موازنه عدمی  که ولایت جمهور مردم را میسر می کند و ﺁزادی و رشد را هدف میگرداند و هدف سیاست را ﺁزادی می سازد و بدین انقلاب، سیاست را که قدرتمداری از اخلاق و معنویت تهی کرده است، از اخلاق و معنویت پر می کند. اینک شما ملتی را مشاهده می کنید که به نمایندگی از جهانیان، به سیاست جهتی دیگر می بخشد و ﺁن را به خدمت ﺁزادی و معنویت و اخلاق در می ﺁورد .

    شما  که می باید تبلور معنویت و اسوه های مکارم اخلاق و دین محبت و منادیان حق صلح در جهان باشید، چگونه می توانید  شاهد عنان گسیختن دیو خشونت و به خاک و خون کشیدن سرتاسر جهان اسلام باشید ؟! چگونه می توانید شاهد خشونت بی مانندی باشید که، در ایران، در عراق، در افغانستان، در فلسطین، در لبنان، در... محبت و دوستی و صلح را از یادها می برد ؟!  چگونه می توانید  شاهد غارت بی حساب ایران و کشورهای دیگر  و هزینه های سنگین  حالت جنگ در دنیای اسلام باشید ؟!  ﺁیا اینهمه بخاطر ﺁن نیست که فراوان از تکالیف سخن گفته اید و به ندرت از حقوق ؟ ﺁیا وقت ﺁن نیست که انسانها را به حقوق ذاتیشان بخوانید و روشهای خشونت زدائی را به ﺁنها بیاموزید ؟  شما خوب از این قاعده ﺁگاهید که ﺁشتی و دوستی در درون ، خشونت زدائی در درون ، به ملت ما ، به مردم عراق، به مردم فلسطین ، ﺁن توانائی را می بخشد که بتوانند سلطه گران و استبدادیان دست نشانده ﺁنها را برانند و استقلال خویشتن را بازجویند .  شما خوب می دانید زیرا  ﺁشتی ملی درس قرﺁن است ( رحماء بینهم ) و مردم ایران، در انقلاب خویش بدین درس عمل کردند .

    نگوئید کار ما نیست ، در ایران ، در عراق ، در لبنان ، در فلسطین، در افغانستان، در هند و پاکستان ، در شرق و غرب حوزه تمدن اسلامی،  تنها از ﺁنها که  انسان ها را به یاد معنویت، حق محبت، حق دوستی، حق صلح ، حق خلیفة اللهی ، حق ﺁزادی، حق استقلال می اندازند،  می